کتاب

۷خرداد
مردی از زارا

مردی از زارا

مردی از زارامردی از زارا، اسراری از موفق‌ترین برند لباس دنیا، نوشته‌ی کوادونگا اوشی و ترجمه‌ی سونیا سینگ که توسط انتشارات منوچهری چاپ شده، کتاب خیلی خوبی بود، هر چند خیلی از جاهای کتاب آدم احساس می‌کنه طرف داره چاپلوسی می‌کنه، من کتاب‌هایی که خود آدم‌ها درباره‌ی خودشون می‌نویسند رو بیش‌تر دوست دارم ولی در کل این کتاب خیلی کتاب خوبی بود. شخصیت آمانسیو اورتگا واقعا جذاب بود برای من، نمی‌دونم چرا آدم‌هایی به سختی تلاش کردند و ثروتمند شدن، هیچ علاقه‌ای به این ندارند که خودشون رو به بقیه نشون بدن، درحالیکه طرف از حماقت مردم پول درمیاره و آموزش رازهای موفقیت میده، صبح تا شب خودش رو به مردم نشون میده و سعی می‌کنه نشون بده چقدر آدم موفقیه، به نظرم فرق آدم فیک و واقعی همینجا مشخص میشه. ساده زندگی کردن خیلی وقت‌ها الگوی زندگی آدم‌های موفق است. خیلی از آدم‌ها برای اینکه روی گذشته‌ی خودشون رو کم کنند، چاره‌ای به جز موفق شدن ندارند.

آمانسیو اورتگا فقط صاحب شرکت زارا نیست، بلکه صاحب شرکت بزرگ‌تری به اسم ایندیتکس است، گروهی که پشت برند‌های زارا، ماسیمودوتی، اوشو، برشکا و … است، تقریبا در تمام شهرهای مهم دنیا می‌تونید یکی از فروشگاه‌های بزرگ این گروه را ببینید. نکته‌ی جالب شخصیت اورتگا و خیلی از آدم‌های شبیه ایشون اینه که دوست ندارند شرکت‌شون سهامی بشه، البته در نهایت تن به این کار می‌دهند ولی داشتم مقایسه می‌کردیم به خودمون، همه دوست دارند شرکت‌شون سهامی بشه سریع و خروج کنند. انگار رویای پوچی داشتند. تکنیک‌های جالبی در این کتاب مطرح شده که برای من خیلی مفید بود، چون ‌حوزه‌ی لباس رو واقعا دوست دارم.

۵خرداد
از خوب به عالی

از خوب به عالی

از خوب به عالیکتاب از خوب به عالی نوشته‌ی جیم کالینز و ترجمه‌ی ناهید سپهرپور که توسط انتشارات آوین ترجمه و چاپ شده کتاب خیلی فوق‌العاده‌ای هست، با این کتاب وقتی داشتم کتاب فروشگاه همه چیز رو می‌خوندم آشنا شدم، جف بیزوس ازش تعریف کرده بود و انصافا کتاب عالی بود. این کتاب شامل نه فصل بود، فصل۱، خوب، دشمن عالی است، فصل۲، رهبری سطح پنجم، فصل۳، اول فرد، بعد هدف، فصل۴، با واقعیات ناخوشایند روبرو شوید، فصل۵، مفهوم خارپشتی، فصل۶، فرهنگ مبتنی بر نظم، فصل۷، شتاب‌دهنده‌های تکنولوژی، فصل۸، چرخه رشد و چرخه نابودی، فصل۹، از رهسپاری به تعالی تا ماندگاری. خیلی چیزهای خوبی یاد گرفتم، به خصوص در شرایط حساسی که در اون قرار دارم. این کتاب مسیر رشد و بالندگی را ترسیم می‌کند، راز موفقیت موسسات برتر دنیا را بازگو می‌کند و ما را با عملکرد مدیران برتر آشنا می‌سازد. با متنی ساده و به دور از الفاظ تخصصی، مفاهیم مدیریتی را شرح می‌دهد.

«برای این که از رده خوب به عالی برسیم، باید عملکردی فراتر از تکیه بر مهارت و شایستگی داشته باشیم و معتقد به این اصل باشیم، صرف این که در این زمینه خوب عمل می‌کنیم-صرف این که پول در می‌آوریم و رشد فزاینده‌ داریم-الزاما به معنای آن نیست که می‌توانیم در این زمینه بهترین باشیم، شرکت‌های رهسپار تعالی دریافتند که صرفا انجام آنچه در آن مهارت داریم، ما را به سطح خوب می‌رساند، تنها راه رسیده به سطح عالی، تمرکز کامل در زمینه‌ای است که مطمئن هستید می‌توانید در آن بهتر از هر زمینه‌ی دیگری فعالیت کنید.»

۲۸اردیبهشت
رهبری الکس فرگوسن

رهبری الکس فرگوسن

 رهبری الکس فرگوسنکتاب رهبری الکس فرگوسن که خودش نوشته با موخره‌ی مایکل موریتز و ترجمه‌ی خوب شایان سادات که توسط انتشارات میلکان خیلی خوب و با کیفیت چاپ شده یکی از بی‌نظیرترین کتاب‌هایی بوده که تا حالا خوندم، واقعا نمی‌تونستم از خوندن کتاب دل بکنم، این کتاب سرشار از نکات ناب رهبری است و به نظرم این کتاب فقط برای آموزش رهبری نوشته نشده، بلکه نکات بسیار ارزنده‌ای برای داشتن یک زندگی خوب در اون وجود داره که باید کشف‌شون کرد. خوندنش رو به همه توصیه می‌کنم. این کتاب در سیزده فصل نوشته شده که همین خودش جالبه، با این عناوین: خودتان باشید، شناخت اشتیاق، کنار هم گذاردن قطعات، مشارکت دیگران، تعیین استانداردها، سنجش افراد، تمرکز، پیام‌گذاری، رهبری! آری، مدیریت!نه، خط پایان، توسعه‌ی تجاری، ارتباط با دیگران و انتقال. قسمت‌هایی از کتاب هم که درباره‌ی کارلوس کیروش بود عالی بود، به نظرم فرصت‌های بی‌نظیری رو از دست داده این مرد.

«تعجبی ندارد که بهترین بازیکنان و آن‌هایی که بیش‌ترین دوران اوج را دارند، کسانی هستند که می‌توانند از خود در مقابل خواسته‌های دیگران محافظت کنند. کریستیانو رونالدو یکی از همین موارد بود. او نه مشروب می‌خورد و نه سیگار می‌کشید. وقتی هم که به منچستریونایتد آمد، مادر و خواهرش با او زندگی می‌کردند. هرازگاهی هنوز هم می‌توان او را در یک تبلیغ تلویزیونی یا روی جلد مجله‌ای دید که مشغول گذراندن تعطیلات تابستانی در کلوبی مثلا در لس‌آنجلس است. ولی باور نکنید، کریستیانو خوب می‌دانست چطور وقت خود را مدیریت کند.»

۲۰اردیبهشت
انسان خردمند

انسان خردمند

انسان خردمندانسان خردمند، کتابی با ۶۲۱ صفحه، نوشته‌ی یووال نوح هراری و ترجمه‌ی نیک گرگین است، یووال تاریخ‌‌دان اسرائیلی و استاد تاریخ دانشگاه عبری اورشلیم است. فکر می‌کنم اولین کتاب را از یک نویسنده‌ی اسرائیلی خوندم، موندم با این حجم از واکنش که نسبت به اسرائیل در ایران وجود داره چطوری این کتاب ترجمه و چاپ شده، البته من به شخصه فکر می‌کنم باید بزاریم آدم‌ها هر چیزی که دوست دارند را بشنوند و درباره‌ش فکر کنند. کتاب خیلی خوب و روانی بود، هر چند بعضی از قسمت‌های کتاب رو قبول نداشتم یعنی با منطق من سازگاری نداشت، نویسنده هم خوشبختانه تاکیدی بر درستی حرف‌هایی که می‌زد نداشت ولی واقعا کتاب خوب و جذابی بود، من خیلی حوصله ندارم کتاب‌های قطور رو بخونم ولی این کتاب اونقدر جذاب بود که تا آخر خوندمش. نویسنده با زبان بسیار ساده تاریخ مختصری از بشر را از میلیاردها سال پیش تا کنون بیان می‌کنه و ماجراهای بسیار جذابی برای یادگیری در آن وجود داره، من به شخصه خیلی دوست داشتم.

«صد هزار سال پیش، دست کم شش گونه‌ی انسانی در زمین زندگی می‌کردند. امروز تنها یکی به‌جا مانده است: ما، انسان‌های خردمند. چه‌طور گونه‌ی ما در نبرد برای سلطه بر دیگران پیروز شد؟ چرا نیاکان شکارگر-خوراک‌جوی ما اقدام به ساختن شهرها و برپایی پادشاهی‌ها کردند؟ چگونه به خدایان و ملت‌ها و حقوق بشر ایمان آوردیم، به پول و کتاب‌ها و قوانین اعتماد کردیم و خود را برده‌ی بوروکراسی و مصرف‌گرایی و حرص و آز برای خوشبختی ساختیم؟ دنیای ما در هزاره‌ی آینده چه شکلی به خود خواهد گرفت؟ انسان‌ خردمند به گونه‌ای جسورانه و همه‌جانبه و بحث‌برانگیز هر آنچه را تا کنون گمان می‌کردیم در مورد انسان می‌دانیم به چالش می‌کشد: افکارمان، رفتارمان، اعمال‌مان، اقتدارمان… و آینده‌مان را.»

۱۸اردیبهشت
۲۵ اصل حیاتی موفقیت

۲۵ اصل حیاتی موفقیت

۲۵ اصل حیاتی موفقیت

کتاب خوبی بود، نکات خیلی جالبی داشت که خیلی‌هاش رو قبلا در کتاب‌های دیگه خونده بودم و خیلی‌هاش رو هم خودم بهشون رسیده بودم، البته این وسط هم کلی مثال به دردنخور داشت، جک کنفیلد کتاب‌های خوبی در زمینه موفقیت می‌نویسه، هر چند کلا به چیزی به اسم موفقیت اعتقادی ندارم. ولی بعضی از نکاتش برای داشتن یک زندگی هیجان‌انگیز و جذاب لازم به دردبخوره.

بهترین قسمت کتاب از نظر من همون قسمتی بود که اثرمرکب را به نوع دیگه‌ای بیان می‌کرد، به نظر من مهم‌ترین و تاثیرگذارترین کار در زندگی انجام‌ کارهای مختلف و ایجاد عادات خوب با توجه به اثر مرکب هست، من خیلی ازش در زندگیم استفاده کردم، حتی همین الان هم که در حال نبرد با خودم هستم از این قانون شدیدا استفاده می‌کنم. اثرات بلند مدت ویژه‌ای داره اثرمرکب.

۱۱اردیبهشت
درباره بازاریابی استراتژیک

درباره بازاریابی استراتژیک

درباره بازاریابی استراتژیکبه نظرم کتاب خیلی خوبی بود در حوزه‌ی بازاریابی استراتژیک، البته من به عنوان کسی که سررشته‌ی زیادی در بازاریابی ندارم این حرف رو می‌زنم، شاید نظر متخصصین این حوزه متفاوت باشه، دو تا مقاله‌ی خیلی خوب از نظرم داشت، یکی «کارت گزارش برند» بود یکی هم «به جنگ میان فروش و بازاریابی پایان دهید»، البته بقیه‌ی مقالات هم به نظرم خوب و مفید بودن ولی این دو مقاله اثر ویژه‌ای روی بینش من نسبت به بازاریابی گذاشته بود، چون یک چیزهایی هم قبلا شنیده بودم، اینجا خیلی متفاوت‌تر دربارش‌ خوندم و برام جالب اومد.

به نظرم در ایران ما خیلی بخشی با مفهوم بازاریابی نداریم، بیش‌تر منظورمون فروش هست تا بازاریابی و در این کتاب خیلی خوب به تفاوت این دو بخش می‌پردازه، این که فروش دنبال چه چیزهایی هست و بازاریابی دنبال چه چیزهایی هست و بهترین روش این هست که این واحد‌ها با هم در یک مسیر حرکت کنند.

۸اردیبهشت
هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شود

هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شود

هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شوددو تا دلیل برای خرید و خوندن این کتاب داشتم، اول اینکه کتاب هر دانش‌آموزی می‌تواند موفق شود را ویلیام گلسر نویسنده‌ی کتاب تئوری انتخاب نوشته و درباره‌ی چگونگی تبدیل کردن مدرسه به یک مدرسه‌ی کیفی بر اساس تئوری انتخاب نوشته، دوم اینکه دارم روی یک پروژه‌ی دانش‌آموزی کار می‌کنم و علاقه‌مند بودم ببینم چطوری اصول تئوری انتخاب را میشه در پروژه اعمال کرد، کتاب خوبی بود ولی مثل خود کتاب تئوری انتخاب خیلی توضیحات شاید بی‌مورد داده بود، شاید کل حرف کتاب این بود که به جای سیستم نمره‌دهی صفر تا بیست و فشار آوردن و اعمال زور برای درس‌خوندن که اصولا نتیجه‌ی درستی نمیده، با دانش‌آموز وارد دوستی و گفتگو شد، به طوریکه در مدارس کیفی اتاقی به نام اتاق گفت‌گو وجود داره که دانش‌آموز در صورت بی‌انضباطی اونجا فرستاده میشه و مدیر و معلم باهاش صحبت می‌کنند، اصولا به دانش‌آموزان گفته میشه همه قبول هستید به شرط اینکه یک سری کارها را انجام بدید، انگار در اصل نمره از پانزده تا بیست هست و … .

۶اردیبهشت
مدل کسب و کار اشتراکی

مدل کسب و کار اشتراکی

 مدل کسب و کار اشتراکی

این کتاب به بررسی چگونگی استفاده از مدل کسب و کار اشتراکی در کسب و کارهای مختلف پرداخته. از نظر نویسنده شرکت‌های هوشمند با استفاده از مدل کسب و کار اشتراکی به ایجاد جریان‌های درآمدی تکرارشونده می‌پردازند. کتاب خوبی بود، چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم به خصوص که نه مدل مختلف کسب و کار را هم که از مدل کسب و کارش اشتراکی استفاده کرده بودند را تحلیل و بررسی کرده بود و میشه اطلاعات مفیدی از بین اونا به دست آورد.

«مشخص‌ترین مزیت مدل اشتراکی افزایش ارزش طول عمر مشتری است. وقتی به مشتری اشتراک می‌فروشید، این فروش می‌تواند به لطف جادوی درآمد تکرار شونده رابطه طولانی مدت ایجاد کند»

۳۱فروردین
فروشگاه همه چیز

فروشگاه همه چیز

فروشگاه همه چیز

اگر مثل من علاقه‌مند به حوزه‌ی تجارت‌ الکترونیک باشید به محض شروع خوندن این کتاب حتما عاشقش می‌شید و دیگه راحت نمی‌تونید بزاریدش زمین، آمازون یکی از موفق‌ترین شرکت‌های جهان هست که در حوزه‌ی خرده فروشی فعالیت می‌کنه، البته اگر چنین حرفی رو به جف بیزوس کسی که ایده‌ی راه‌اندازی آمازون رو داد بزنید حتما کشته می‌شید، چون طی این سال‌ها تمام تلاش خودش رو کرده تا این شرکت به عنوان یک شرکت فناوری شناخته بشه نه خرده فروشی و واقعا موفق هم عمل کرده، من به شخصه عاشق این شرکت هستم، هر چند، وقتی سایت‌شون رو باز می‌کنم از چیزی سر در نمیارم، البته این با شعار فروشگاه همه چیز جور در میاد ولی بیش‌تر شبیه مغازه‌های قدیمی شده که وقتی واردش می‌شدیم هر چیزی رو در هر گوشه‌ای میشد پیدا کرد، شاید هم برای من گیج کننده است. این کتاب داستان شکل گیری شرکت آمازون از ابتدا تا سال ۲۰۱۳ هست، یعنی این آخرین تاریخی هست که وقتی کتاب رو می‌خوندم به یاد میارم.

نکات بسیار جذابی در این کتاب برای راه‌اندازی یک کسب و کار میشه پیدا کرد. من خوندم خوندن سرگذشت شرکت‌ها و آدم‌ها رو دوست دارم چون می‌تونم با بینش‌های بیش‌تری در زندگیم آشنا بشم. جف بیزوس با وجود داشتن یک شخصیت جذاب و تاثیرگذار به نظر میرسه بسیار تحت تاثیر شخصیت سم والتون قرار داره، هر چند در واقعیت والمارت رقیب جدی برای آمازون محسوب میشه، صرفه‌جویی زیاد برای پیشبرد کارها، سخت‌کارکردن، علاقه‌مند به رشد و توسعه، عاشق امتحان کردن چیزهای جدید و …، من نمی‌دونستم جف عاشق فضا هست، وقتی این رو خوندم و اینکه از کجا نشأت می‌گیره، فهمیدم چند سال پیش به نکته‌ی جذابی رسیده بودم توی زندگیم که آینده‌ی ما به شدت وابسته به گذشته‌ی ماست به خصوص علاقه‌مندی‌ها و رویاهای دوران بچگی، آدم باید به سمت رویاهاش حرکت کنه، یا چیزهایی که فکر می‌کنه دوست‌شون داره، میشه روزها درباره‌ی این کتاب حرف زد ولی به نظرم اگر این کتاب رو نخوندید برید بخرید و از خوندنش لذت ببرید.

۲۳فروردین
مینیمالیسم دیجیتال

مینیمالیسم دیجیتال

کتاب مینیمالیسم دیجیتال را در سفری که چند وقت پیش به تبریز داشتم از ندا هدیه گرفتم، دقیقا یادم نیست چی باعث شد که این کتاب را بهم هدیه بده و تاکید کنه توی قطار تا رسیدن به تهران حتما بخونمش، هر چند من در راه برگشت اصلا حوصله‌ی کتاب خوندن نداشتم و ترجیح دادم کل مسیر را بخوابم ولی بالاخره موفق شدم بعد از چند ماه بخونمش. به نظرم کل حرف کتاب این بود که حضور بدون هدف و برنامه‌ریزی در شبکه‌های اجتماعی و دسترس‌پذیر بودن بیش از حد، به جز این که باعث افزایش درآمد شرکت‌های سازنده‌ی این شبکه‌ها میشه، هیچ سودی برای ما نداره و حتی باعث میشه ما دچار افسردگی شدید و بی‌تحرکی بیش‌ازحد هم بشیم. در واقع میگه فناوری نه خوبه و نه بد. مهم اینه از آنها برای رسیدن به اهداف و ارزش‌هامون استفاده کنیم نه اینکه اجازه بدیم فناوری از ما استفاده کنه و این به نظرم حرف خیلی منطقی و جذابی هست.

در حین خوندن این کتاب سری زدم به گوشیم و میزان زمانی که در طول روز و هفته از شبکه‌های اجتماعی مثل توییتر و اینستاگرام و حتی تلگرام و واتس‌آپ استفاده می‌کنم را درآوردم، نتیجه خیلی وحشتناک بود. به طور میانگین روزانه بیش از سه ساعت زمانم را در توییتر بودم و بیش از چهار ساعت در اینستاگرام و تلگرام و واتس‌اپ، این یعنی در هفته حدود چهل و نه ساعت از زمانم را صرف شبکه‌های اجتماعی می‌کردم و میشه گفت بیش از نود درصد اون بی‌مورد بود. تصمیم گرفتم حجم فعالیتم را در این شبکه‌ها به طرز چشمگیری کاهش بدم، برای همین برای خودم محدودیت‌هایی قائل شدم، روی گوشی تنظیم کردم در طول روز بیش‌تر از ۲۴ دقیقه حق ندارم از این چهار شبکه‌ی اجتماعی استفاده کنم، واقعیت اینه که روز اول واقعا فاجعه و حتی ترسناک بود، این حجم از وابستگی به این شبکه‌ها اعصابم رو بهم ریخته بود، بهش اهمیت ندادم تا اینکه امروز بعد از هشت روز دیگه عادت کردم، فقط زمان‌هایی که مجبورم یک بحث کاری را در واتس‌اپ یا تلگرام با همکارانم پیش ببرم ممکنه این عدد بیش‌تر از ۲۴ دقیقه در روز بشه، که اونم روی گوشی این کار را انجام نمیدم و دارم تلاش می‌کنم بحث‌های کاری را خارج از تلگرام و واتس‌اپ هدایت کنم و این به مدیریت پروژه‌ها کمک شایانی داره میکنه، اینم اضافه کنم که کتاب خیلی توضیح اضافه داده به نظرم، خلاصه‌ی ۲۰۶ صفحه کتاب همینی بود که بهتون گفتم و باید همین کاری رو بکنید که کردم (لبخند)، شاد باشید.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)