کتاب ها

۱۸تیر
انسان در جست و جوی معنی

انسان در جست و جوی معنی

امروز می خوام یکی از بهترین کتاب هایی که تا حالا خوندم رو بهتون پیشنهاد کنم و ازتون بخوام حتما این کتاب رو بخونید، اگر امروز از من بپرسند سه تا از بهترین کتاب هایی که تا حالا خوندی رو معرفی کن، بدون شک اولین کتاب «انسان در جست و جوی معنی» رو پیشنهاد میدم و بعد «اثر مرکب» و بعد هم «هفت عادت مردمان موثر»، وقتی این کتاب رو می خونید، معنی زندگی رو بهتر درک می کنید، بیشتر از وضعیت فعلی زندگی تون راضی خواهید بود و برای آینده تون رویاپردازی خواهید کرد، از رنج های زندگی تون لذت بیشتری می برید و نوع نگاه تون به زندگی تغییر پیدا خواهد کرد، بیشتر حجم کتاب روایت زندگی یک اسیر در اردوگاه کار اجباری هست. ادامه مطلب »

۱۰تیر
گام های اصلی در نشر کتاب

گام های اصلی در نشر کتاب

کار نشر از جمله کارهایی هست که از وقتی بچه بودم عاشق اش بودم و دوست داشتم وقتی بزرگ میشم یه کارهای هیجان انگیزی پیرامونش انجام بدم و این روزها خوشبختانه بیش از هر زمان دیگه ای درگیر این حوزه شدم، برای همین تصمیم گرفتم یک سری مطالعه تخصصی در این حوزه داشته باشم، به عنوان اولین کتاب با «گام های اصلی در نشر کتاب» نوشته عبدالحسین آذرنگ آشنا شدم که انتشارات ققنوس چاپ اش کرده بود، در کل به نظرم کتاب خوبی بود، نکات جالبی برای من درباره انواع ناشرین، روش های نشر، مراحل تولید کتاب و نمونه فرم هایی که برای شروع یک کار حرفه ای میشد ازشون اقتباس کرد رو داشت ولی به نظرم خیلی می تونست بهتر از این نوشته بشه.

قفسه کتاب های من

۸آبا

آزمون مامان

نزدیک دو سال هست که داریم روی یک سرویس تحت وب کار می کنیم، یادم میاد قبل از شروع کار یک ماه داشتیم طرح تجاری می نوشتیم و کلی هم تحقیقات بازار انجام دادیم، بعد از گذشت ۹ ماه که شروع کرده بودیم، دچار یک سردرگمی بدی شده بودیم، هم می دونستیم داریم چه کار می کنیم و هم نمی دونستیم، یه جای کار می لنگید، بعد از کلی بازنگری روی فرآیندها و مشتری هایی که فکر می کردیم چی می خوان و باهاشون مصاحبه هایی هم داشتیم تغییراتی در کارها ایجاد کردیم و تا همین چند وقت پیش داشتیم اون مسیر رو ادامه می دادیم، محصول اولیه آماده شده بود و باید وارد بازارش می کردیم ولی نمی تونستیم، مشکل بزرگی وجود داشت. ادامه مطلب »

۲۵شهر

راه اندازی کسب و کار

کتابی که خوندنش برام هیجان انگیز بود، راستش من این کتاب رو وقتی رفتم به یکی از دوستانم سری بزنم روی میز کارش دیدم، برش داشتم و چند صفحه ای ازش خوندم و خوشم اومد، بهش گفتم این و من می برم، گفت تازه خریدمش و نخوندمش، از اونجایی که حوصله خرید نداشتم، پول اش رو دادم گفتم یکی دیگه برای خودت بخر، مدت ها روی میزم خاک می خورد تا اینکه نمی دونم چی شد دوباره رفتم سراغ این کتاب و بالاخره به نیت خوندن بازش کردم، چند صفحه اول رو خوندم هر چی بیشتر جلو می رفتم بیشتر برام جذاب می شد، سعی می کردم قدم به قدم با کتاب پیش برم، این موضوع به جذابیت کتاب اضافه می کرد. ادامه مطلب »

۲۲شهر

حرفه: داستان نویس – جلد ۱

چند وقته احساس می کنم به داستان نویسی علاقه مند شدم و دوست دارم داستان بنویسم، جالب اینجاست که نه فکر می کنم استعداد خاصی تو این حوزه دارم و نه حال و حوصله کلاس رفتن و شرکت در انجمن های ادبی و … فقط دوست دارم بنویسم، الان دو هفته ای هست که هر روز در بلاگم شروع کردم به نوشتن مطالب مختلف و هر روز سه صفحه در مورد چیزهای مختلف می نویسم، هیچ کدوم شبیه خاطره هم نیستند چه برسه به داستان، ولی خب، احساس خوشایندی هست، دوست داشتم بدونم باید چه کار کنم و بقیه نویسنده ها چطوری نویسنده شدن، البته به عنوان شغل بهش نگاه نمی کنم و صرفا دوست دارم تفریحی بنویسم، کلا هیچ کاری رو حرفه ای دوست ندارم (لبخند)، احساس می کنم هر کاری رو حرفه ای دنبال کنم دست و پام بسته میشه. ادامه مطلب »

۱۵شهر

یک زرافه و نیم

خیلی وقت بود دیگه کتاب نمی خوندم، یعنی حال و حوصله اش نبود، هر وقت هم کتاب دستم می گرفتم و چند صفحه اول کتاب رو می خوندم، پرتش می کردم روی میز یا هر جای دیگه ای، مدتی هم بود عاشق زرافه شده بودم، توی همین کتاب پرت کردن ها یهو یک کتاب نظرم رو جلب کرد، اون هم به خاطر زرافه ای که روی جلدش بود و پسر بچه ای که بهش آویزون بود، اسم کتاب رو خوندم دیدم نوشته «یک زرافه و نیم»، نوشته شل سیلور استاین، کتاب رو برداشتم صفحه اولش رو باز کردم دیدم داخل اش نوشته «برای ابوالفضل و زرافه ای که می خوایم بزرگ کنیم – اردیبهشت ۹۵ – آرش» میشه گفت روح ام شاد شد با دیدنش و لبخند زنان کتاب رو ورق زدم، رسیدم به فهرست کتاب نوشته بود مجموعه ادبیات کودک و نوجوان، بیشتر لبخند زدم، آخه احساس کردم شدیدا با گروه سنی من همخوانی داره این کتاب و می تونم با لذت بخونمش، این کتاب رو نشر ثالث خیلی شیک و زیبا چاپ کرده و شورا پیرزاد هم زحمت ترجمه کتاب رو کشیده، این کتاب رو می تونید توی ۶ دقیقه بخونید، به نظرم ارزش خوندن داره و داستان کتاب با این جمله شروع میشه: اگر یک زرافه داشتی …

قفسه کتاب های من

۲۲آذر

چگونه بهترین دوست خود باشید!

چند وقت پیش یک سری کتاب کوچیک و ارزون خریدم باور کنید بهترین انتخاب های عمرم از کار در اومدن، به خصوص این کتاب، با وجودیکه مدتی هست با خدا هر روز درگیرم که چرا این همه بلا سر من میاری، گاهی هم در انتخاب های کوچیک زندگیم می تونم جواب های خدا رو به سوالات روزانه ای که ازش می پرسم بشنوم، این کتاب هم پاسخ خدا به یکی از سوالات مهم و اساسی زندگی من بود، اگر به وجود خدا ایمان داشته باشیم، می تونیم حتی رو در رو باهاش صحبت کنیم، این کتاب گفتگویی با دو روانکاو هست، که خیلی استادانه پشت سر هم قرار گرفته و مجموعه ای فوق العاده را ایجاد کرده، خط به خط این کتاب نکته بود. ادامه مطلب »

۲۱آذر

بودن با دوربین

چند روز پیش دنبال کتابی به درد بخور بودم برای آموزش عکاسی، کلی پیدا کردم ولی احساس کردم هیچ کدوم به درد من نمی خورند، در عوض با این کتاب آشنا شدم، اولش حس نمی کردم زندگینامه یک عکاس باشه، فکر می کردم درباره ی مزیت های دوربین داشتن و چه دوربینی داشته باشیم و این جور بحث هاست، بعد که چند صفحه ای خوندم، دیدم شخصیت عکاس کتاب، آقای کاوه گلستان، یک آدم با جنب و جوش فوق العاده بالا بوده که این موضوع برای من جذابیت خاص و زیادی داشت و با خوندن کتاب شخصیت این آدم برام خیلی جذاب تر شد و حتی خانواده ی معروف و سرشناس ایشون.
ادامه مطلب »

۲۰آذر

بهتر نیست به جای دعوا با هم صحبت کنیم

خیلی اتفاقی این کتاب رو خریدم، یه جورایی قصد خرید کتاب هم نداشتم، حجم این کتاب خیلی زیاد نیست ولی نکات زیاد و جالب و قابل توجهی داره، موضوع محوری کتاب خشونت هست و عوامل درگیر آن مثل مسبب خشونت، قربانی خشونت و دلیل خشونت، به نظرم خیلی جالب به بررسی هر کدام پرداخته شده و پیشنهادات جالبی هم ارائه کرده، البته به نظرم می تونست خیلی بهتر هم بنویسه، چون درباره ی گذشت چیزی نوشته نشده، که اونم شاید موضوع کتاب خشونت هایی است که مدام تکرار می شود و مسبب خشونت تمایلی به تغییر ندارد و قربانی خشونت در حال آسیب دیدن هست، به حدی که میشه گفت زندگی نمی کند. ادامه مطلب »

۲آذر

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

برای من کتاب معرفی کردن واقعا کار سختی هست، هنوز نمی تونم خوب کتاب معرفی کنم به طوری که اونقدر جذاب باشه تا شما را ترغیب به خوندن اون کنه، این کتاب مجموعه داستانی است که با زبان خیلی ساده و عامیانه بیان شده، داستان ها هم خارق العاده هستند، هم گزنده و در عین حال غم انگیز، جذاب، و تا اندازه ای غیر معمول، در هر داستان، عشق همچون زندگی موضوع اساسی است، عشقی که هم دل انگیز و اسرار آمیز و هم دردآور و صدمه زننده است،… در کل کتاب خوبی بود برای من، کلی با خط به خط اش حال کردم و گاهی هم احساس همدردی می کردم، پیشنهاد می کنم بخونیدش.
ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه