کتاب

۱۹خرداد
سیاست‌های گردشگری کشورها

سیاست‌های گردشگری کشورها

کتاب خسته‌کننده‌ای بود ولی مطالب خیلی خوبی داشت برای کسایی که دوست دارن در زمینه گردشگری فعالیت‌ داشته باشند، خیلی خوب ساختار تشکیلات دولتی گردشگری کشورهای مختلف و ایران رو بررسی کرده و نگاه اجمالی هم به برنامه‌های گردشگری کشورها داشت که برای من خوندنشون جالب بود، البته من اطلاعات عمومی کشورها و نمایه‌های آماری که در کتاب آورده شده بود هم دوست داشتم، اطلاعات جالبی بهم دادن و کلی ایده به ذهنم خورد.

قفسه‌کتاب‌های‌من

۱۶خرداد
سه شنبه‌ها با موری

سه شنبه‌ها با موری

این کتاب رو از نمایشگاه کتاب خریدم، وقتی که داشتم سر به سر یکی از نویسنده‌ها میذاشتم، اتفاق خیلی جذابی بود برای من، وقتی بهم پیشنهاد داد این کتاب رو بخرم هیچ حسی نسبت بهش نداشتم، شاید چون از کتاب‌هایی که بهم پیشنهاد میشه اصولا لذت نمی‌برم ولی این یکی بی‌نظیر بود، از اون کتاب‌هایی که دوست نداری تمومش کنی، دوست داری باهاش زندگی کنی، کتابی که میشه هر از چند گاهی برش داشت، ورقش زد، پای درس‌های استادش نشست و … دوست ندارم درباره‌ی موضوع کتاب حرفی بزنم، چون به نظرم این کتاب رو فقط باید خوند، باید باهاش زندگی کرد، فقط چند خطی از کتاب که خیلی روی من تاثیر گذاشت رو می‌نویسم.

«آهی کشید و گفت: ما نوعی شستشوی مغزی در کشور خود داریم. می‌دانی چگونه مردم را شستشوی مغزی می‌دهند؟ چیزی را مرتب تکرار می‌کنند. این کاری است که ما در کشور خود می‌کنیم. صاحب ثروت شدن خوب است، پول بیشتر خوب است، املاک بیشتر خوب است، سودپرستی بیشتر خوب است، بیشتر خوب است، بیشتر خوب است. ما تکرارش می‌کنیم و اجازه می‌دهیم که برایمان تکرار کنند و این آنقدر تکرار می‌شود تا این که دیگر هیچ‌کس زحمت فکری غیر از آن را به خود ندهد. آدم‌های متوسط آنقدر با این افکار گیج می‌شوند، که دیگر هیچی نمی‌فهمند که واقعا چه چیزی مهم است. من در زندگیم هر کجا رفتم، به مردمی برخوردم که برای چیز جدیدی حرص می‌زدند. حرص داشتن جدید‌ترین وسیله سرگرمی، و بعد درباره‌اش صحبت هم می‌کردند: حدس بزن چه خریده‌ام؟ حدس بزن!»

«خود را وقف دوست داشتن دیگران کن، خود را وقف اجتماع پیرامونت کن و خود را وقف ایجاد چیزی کن که به زندگی‌ات مفهوم و معنا ببخشد، با نیشخند اضافه کرد، متوجه هستی که در این جا هیچ صحبتی از حقوق و دستمزد در میان نیست!»

«میچ، اگر قصد تو خودمانی برای آدم‌های سطح بالاست، آن را فراموش کن. آن‌ها در هر صورت تو را تحقیر خواهند کرد و اگر برای آدم‌های سطح پایین است، باز هم فراموشش کن، آن‌ها فقط به تو غبطه خواهند خورد، موقعیت اجتماعی تو را به جایی نمی‌رساند. فقط داشتن قلبی مهربان به تو اجازه می‌دهد که در موقعیتی برابر میان همه آدم‌ها جایی به دست آوری.»

«موری گفت: بخشی از مسئله این است که همه عجله دارند، مردم در زندگی خود معنایی نیافته‌اند، به همین جهت، تمام مدت به دنبال آن می‌دوند، به فکر اتومبیل بعدی، خانه بعدی یا شغل بعدی هستند. بعد در می‌یابند که این‌ها هم پوچ است و باز همچنان به دویدن ادامه می‌دهند»

این کتاب نوشته میچ البوم یکی از شاگردان موری هست که لیلی نوربخش ترجمه‌اش کرده و انتشارات تالیا هم چاپش کرده، این کتاب از اون کتاب هایی هست که به نظرم آدم باید قبل از مرگش حتما بخونش.

قفسه‌ی‌کتاب‌های‌من

۱۴خرداد
کیمیاگر

کیمیاگر

خیلی کتاب فوق العاده‌ای بود، خوشحالم که بالاخره موفق شدم بخونمش، چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم، اینکه رویاها به تنهایی هیچ ارزشی ندارن، آخر داستان هم با گفتن چند جمله روی این نکته تاکید ویژه‌ای کرد که همه‌ی آدم‌ها رویاهای زیادی دارن ولی هیچ کدوم قدمی به سمتش بر نمی‌دارن و حتی دیگرانی که به دنبال رویاهاشون هستن رو مسخره هم می‌کنن، برای به دست آوردن چیزهای با ارزش توی زندگی باید هزینه فرصت‌های زیادی پرداخت کنیم، وقتی برای علاقه‌مندی‌هامون هزینه نمی‌کنیم، نیرویی ما رو به سمت به دست آوردنش هدایت نمی‌کنه، وقتی به سمت آرمانی حرکت می‌کنیم تمام دنیا دست به دست هم میدن تا ما به هدفمون برسیم ولی نکته‌ی قابل تامل داستان اینجاست که در طول این مسیر بدون شک سختی‌های طاقت فرسای زیادی را باید تحمل کنیم و اگر کم بیاریم به نقطه‌ی شروع داستان بر‌می‌گردیم.

این قسمت از کتاب رو خیلی دوست داشتم، «گفت، خواهم رفت، ولی میل دارم بدانی که بر می‌گردم، دوستت دارم برای اینکه، … . فاطمه حرفش را قطع کرد، چیزی نگو، دوست داریم برای این که دوست داشته باشیم، هیچ گاه، هیچ دلیلی برای دوست داشتن نبوده و نیست.» بیشتر از این حرف نزنم تا برید کتاب و بخرید و بخونید، این کتاب نوشته پائولو کوئیلو است و من ترجمه حسین نعیمی رو خوندم که انتشارات ثالث چاپش کرده، انصافا خوندن این کتاب به نظرم برای همه واجب هست.

قفسه‌کتاب‌های‌من

۱۲خرداد
علی بابا خانه‌ای که جک‌ما ساخت

علی بابا خانه‌ای که جک‌ما ساخت

از بین کارآفرینان مشهوری که می‌شناسم جک‌ما خیلی تو دل برو تر از بقیه‌ است برای من، خیلی دوستش دارم، شاید کاری که جک‌ما برای مردم چین طی سال‌های گذشته انجام داده، کس دیگه‌ای انجامش نداده باشه، جالب‌تر اینجاست که شرایط مدیریتی کشورش هم به نظرم از ما داغون‌تر بوده، راستش اصلا یادم نیست این کتاب رو کی و کجا خریدم، یه روز که مشغول مرتب کردن کمد اتاقم بودم چشمم بهش خورد و دلم خواست بخونمش و این کار رو هم کردم، کتاب خیلی خوبی بود، یکم به سادگی و شیوایی کتاب کفش باز نیست چون خودش ننوشته ولی دید خیلی خوبی از جک‌ما و شرکت‌هایی که ساخته میده و خوندنش رو دوست داشتم.

من از وقتی که فیلم «فارست گامپ» رو دیدم عاشقش شدم و تا امروز که این مطلب رو دارم می‌نویسم بیش از دوازده بار این فیلم رو دیدم، جایی از کتاب درباره‌ی این فیلم و شخصیتش این طوری نوشته «موفقیت‌های او ثابت کرد که این ساده‌سازی‌ها فقط نمایشی است، جک زمانی توضیح داد که عاشق شخصیت اصلی فیلم فارست گامپ است چون مردم تصور می‌کنند که او احمق است اما او می‌داند که چه می کند، وی در نخستین سخنرانی‌های خود در مورد علی‌بابا چندین بار به فارست گامپ اشاره کرد، به این فکر افتادم که لحن سخن گفتن سنگین او همانند سخن گفتن گامپ است، در نخستین روز فروش سهام علی بابا جک در بازار سهام نیویورک مصاحبه زنده ای با CNCBC داشت، وقتی از او پرسیده شد کدام شخص بیشترین تاثیر را بر او داشته، بدون تردید پاسخ داد فارست گامپ، مصاحبه‌گر کمی مکث کرد، سپس گفت: آیا می‌دانید که او یک شخصیت تخیلی است؟!» واقعا می‌تونم بگم فارست گامپ تاثیرگذارترین شخصیت زندگی من هم هست، شاید اگر شما هم این فیلم رو ببینید همین اتفاق برای شما هم بیافته، توصیه می‌کنم اگر ندیدید حتما ببینید.

در کل این کتاب رو که منصور بیگدلی ترجمه کرده و انتشارات بهار سبز هم چاپش کرده رو دوست داشتم، چیزهای زیادی یاد گرفتم، همیشه یکی از فکرهایی که تو ذهنم هست اینه که چطوری من می‌تونم به ایران و مردم کشورم کمک کنم، این کتاب می‌تونه راهنمای جالبی باشه برای این کار چون جک‌ما کمک بزرگی با زحمات شبانه‌روزی که کشید برای چین کرد.

قفسه‌کتاب‌های‌من

۱۶اردیبهشت
اصول سخنرانی و فن بیان به روش تد (TED)

اصول سخنرانی و فن بیان به روش تد (TED)

چند وقت پیش وقتی برای دیدن یکی از دوستانم رفته بودم بیرون، این کتاب رو دیدم و نظرم رو به خودش جلب کرد، این کتاب نوشته کریس اندرسون مدیر عامل TED هست، بعد از نشست و برخواست‌های زیاد با سخنرانان برجسته‌ی دنیا و استفاده از تجربیاتشون این کتاب ارزشمند رو نوشته که در اون نحوه‌ی ساخت محتوای سخنرانی با بیشترین تاثیرگذاری رو سعی کرده آموزش بده، برای من کتاب خیلی خوب و مفیدی بود، وقتی هر بخش تمام میشد می‌گفت، این کارهایی که گفتیم انجام بدید می‌تونه خوب باشه ولی در کل هر کاری که احساس راحتی بیشتری می‌کردید رو انجام بدید، چطوری ایده رو انتخاب کنیم، چطوری شروع کنیم، چطوری متن رو آماده کنیم، آیا حفظ کنیم یا بداهه گویی داشته باشیم، چقدر تمرین کنیم، چی بپوشیم، از چه ابزارهایی استفاده کنیم، چطوری اسلاید بسازیم، اصلا چی نمایش بدیم، داستان بگیم یا نگیم، خیلی کتاب ارزشمندی بود، یکی از کارهایی که در آینده دوست دارم انجام بدم اینه که به بچه‌ها فرصت یادگیری اینکه چطوری برای جمع صحبت کنن و چطوری درباره‌ی ایده‌هاشون با دیگران حرف بزنن رو بدم، به نظرم یکی از مهارت‌های اساسی زندگی هست.

قفسه‌کتاب‌های‌من

۱۰اردیبهشت
عشق زیاد هم قیمتی نیست

عشق زیاد هم قیمتی نیست

این کتاب رو یکی به یکی هدیه داده بود و من قبل از اینکه به دستش برسه گرفتمش و شروع کردم به خوندش ، یازده داستان زیبا و خوندنی، قلم نویسنده رو خیلی دوست داشتم، نوع نگاهش خیلی برام جالب بود، هر چند موضوع خاصی رو برای نوشتن انتخاب کرده بود، عشق‌های رو به مرگ، این کتاب نوشته بریژیت ژیرو و ترجمه خوب اصغر نوری هست که انتشارات هیرمند اون رو چاپ کرده.

«امروز عصر، باز هم ما خواهیم گفت، باید با شما حرف بزنیم، ما تصمیم گرفته‌ایم، پدرتان و من، تصمیم گرفته‌ایم دیگر نگوییم ما، این یک خبر ساختگی است، یک جور بازی، یک قایم موشک حسابی در دل جنگل، خیلی سرگرم خواهید شد، خودتان می‌بینید، یک طرف بابا را خواهید داشت و طرف دیگر مامان را، دیگر هیچ وقت آنها را با هم نخواهید دید، هر کدام‌شان توی کلبه‌ی خود خواهند بود، نترسید، شبیه قصه بند‌انگشتی نیست، بابا و مامان شما را رها نخواهند کرد، برعکس، سر شما با هم دعوا خواهند کرد، برای نگه داشتن شما با هم دشمن خواهند شد. خودتان می‌بینید، ماجرای بزرگی خواهد شد، بابا و مامان همه کار خواهند کرد که به شما خوش بگذرد، دو تا کریسمس خواهید داشت با دو تا جشن تولد و همین طور دو اتاق و دو تلویزیون. خودتان می‌بینید که چطور بزرگ می‌شوید، یاد می‌گیرید کیف‌تان را خودتان به تنهایی آماده کنید و خوراکی و داروهاتان را فراموش نکنید. ماجراجویان زمان مدرن می‌شوید، همیشه در حال حرکت، با بقچه‌ی کوچکی بر پشت، یاد می‌گیرید تنها سفر کنید، …

قفسه کتاب های من

۷اردیبهشت
علم اقتصاد کلاه‌برداری معصومانه

علم اقتصاد کلاه‌برداری معصومانه

در طول قرن‌ها، تمدن در زمینه علم، مراقبت بهداشتی، هنرها، صنایع و … اگر نه به تمامی، رفاه اقتصادی بیشتر قدم‌های بسیار بلندی برداشته است. اما جایگاه خاصی را به توسعه جنگ افزارها و تهدید و واقعیت جنگ اختصاص داده است. کشتار دسته‌جمعی بدل به دست آورد غایی مدنیت شده است.

واقعیت‌های جنگ گریزناپذیرند، مرگ و بی‌رحمی گاه و بی‌گاه، تعلیق ارزش‌های فرهیختگی و تمدنی و آشفتگی بعد از آن. به این ترتیب، شرایط بشر و آینده‌اش از هم اکنون کاملا آشکار است. با اندیشه و عمل می‌توان به مسائل اقتصادی و اجتماعی که در این جا مطرح شد و نیز فقر و گرسنگی توده‌ها پرداخت، جنگ همچنان به عنوان شکست قطعی بشر به جا می ماند.

این کتاب نوشته جان کنت گلبرایت و ترجمه کاظم فرهادی هست که انتشارات نی اون رو چاپ کرده، به نظرم کتاب بدی نبود ولی خیلی ترجمه و ویراستاری افتضاحی داشت، انگار اصلا برای کتاب وقت نذاشته بودن.

 «کارگران آنچه را که به دست می‌آورند خرج می‌کنند، سرمایه‌داران آنچه را که خرج می‌کنند به دست می‌آورند.»

میخال کالتسکی

قفسه کتاب‌های من

۳اردیبهشت
اقتصاد به زبان خودمانی (۴.پیچیدگی نظام سرمایه‌داری)

اقتصاد به زبان خودمانی (۴.پیچیدگی نظام سرمایه‌داری)

در دفترهای قبلی کوشیدیم علم اقتصاد را به زبانی بسیار ملموس و عینی توضیح دهیم. تولید عبارت است از نحوه‌ی ایجاد کالاها و خدمات مفید. کار همان تلاشی‌ست که انسان صرف تولید می‌کند. مصرف یعنی استفاده از برخی کالاها و خدمات به قصد ادامه‌ی زندگی و لذت بردن از آن و سرمایه‌گذاری یعنی اختصاص بخشی از بازدهی تولید به منزله ابزاری برای افزایش تولید در آینده، همه‌ی اینها مفاهیمی عینی و واقعی‌اند: همگی در برگیرنده‌ی کالاها و خدمات واقعی‌اند. نیازی نیست که آن‌ها را بر حسب پول بسنجیم.

اما کافی‌ست نگاهی به اطراف‌مان بیندازیم: نشانه‌هایی از پول در همه جا هست، قیمت کالاها در فروشگاه‌ها، مبالغ موجود در حساب‌های بانکی، ارزش‌گذاری‌ها در بازارهای سهام، گزارش‌های آماری درباره تولید ناخالص داخلی، همه‌شان بر مبنای پول محاسبه می‌شوند.

اگر بازدید کننده‌ای از مریخ بیاید فورا نتیجه می‌گیرد که اقتصاد سیاره ما تماما حول پول می‌چرخد، چنانکه در ادامه خواهیم دید، اقتصاد باید واقعی‌تر و عینی‌تر از این‌ها باشد، اقتصاد باید کالاها و خدمات واقعی تولید کند تا به نیازهای واقعی پاسخ گوید.

توضیح و تبیین ماهیت پول و رابطه‌اش با فعالیت‌های اقتصادی قرن‌ها اقتصاددانان را سردرگم کرد، پس باید دید پول چیست؟ قیمت‌ها چه طور تعیین می‌شود؟ چرا قیمت‌ها به مرور زمان تغییر می‌کند؟ پول چه طور بر فعالیت‌های اقتصادی واقعی اثر می‌گذارد؟

قفسه‌کتاب‌های‌من

۳۰فروردین
اقتصاد به زبان خودمانی (۳.سرمایه‌داری به منزله نظام)

اقتصاد به زبان خودمانی (۳.سرمایه‌داری به منزله نظام)

در سومین جلد از مجموعه اقتصاد به زبان خودمان جیم استنفورد، در پنج فصل رقابت، سرمایه‌گذاری و رشد اقتصادی، بیکاری و اشتغال،تقسیم کیک و نظام سرمایه داری و محیط ‌زیست ساختار سرمایه داری به منزله نظام را توضیح و تفسیر می کند.
 ***

اقتصاد مهم‌تر از آن است که به اقتصاددانان واگذار شود.

جیم استنفورد

قفسه کتاب‌های من

 

۲۷فروردین
اقتصاد به زبان خودمانی (۲.بنیان‌های نظام سرمایه داری)

اقتصاد به زبان خودمانی (۲.بنیان‌های نظام سرمایه داری)

پیام اصلی این کتاب، به رغم آسان فهمی‌اش، ریشه‌های تاریخی و تجربی معتبری دارد. فعالیت تولیدگر بشر تنها شیوه‌ای است که به منابع حاصل از محیط طبیعی «ارزش» می‌افزاید. پیشرفت دانش بشری٬ به ویژه یادگیری استفاده از ابزار در انجام کارها٬ موجب افزایش قابلیت تولید نیروی کار می‌شود. اما مالکیت صرف این ابزارها به خودی خود قابلیت تولید ندارد و فقط یک موقعیت اجتماعی محسوب می‌شود.

ما انسان‌ها٬ در کنار هم٬ این ظرفیت و توان را داریم که حتی بیش از نیازهای ضروری تمام ساکنان کره زمین کالا و خدمات تولید می‌کنیم و موجبات مشارکت اقتصادی٬ اجتماعی و فرهنگی همگان را فراهم آوریم. اقتصاد عرف پرست (اُرتُدُکس) تکیه بر اسطوره‌ی «کمیابی منابع طبیعی» دارد. اگر چه این اعتقاد در خدمت اهداف ایدئولوژیک به خوبی عمل می‌کند اما در واقعیت قادر به توضیح اوضاع جهان نیست. علت مشقت و سختی هر روزه‌ی بشر کمیابی منابع نیست بلکه نتیجه ناکامی اجتماعی ما در سازماندهی «کار» به صورتی‌ست که تمام نیازهای بشری (و نه فقط سود خصوصی!) را برآورده سازد.

این کتاب نوشته جیم استنفورد هست که توسط مریم بیرمی ترجمه شده و انتشارات پژواک هم زحمت چاپش رو کشیده.

قفسه کتاب‌های من

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)