کتاب ها

۹آبا

آزمون مامان

نزدیک دو سال هست که داریم روی یک سرویس تحت وب کار می کنیم، یادم میاد قبل از شروع کار یک ماه داشتیم طرح تجاری می نوشتیم و کلی هم تحقیقات بازار انجام دادیم، بعد از گذشت ۹ ماه که شروع کرده بودیم، دچار یک سردرگمی بدی شده بودیم، هم می دونستیم داریم چه کار می کنیم و هم نمی دونستیم، یه جای کار می لنگید، بعد از کلی بازنگری روی فرآیندها و مشتری هایی که فکر می کردیم چی می خوان و باهاشون مصاحبه هایی هم داشتیم تغییراتی در کارها ایجاد کردیم و تا همین چند وقت پیش داشتیم اون مسیر رو ادامه می دادیم، محصول اولیه آماده شده بود و باید وارد بازارش می کردیم ولی نمی تونستیم، مشکل بزرگی وجود داشت. ادامه مطلب »

۲۶شهر

راه اندازی کسب و کار

کتابی که خوندنش برام هیجان انگیز بود، راستش من این کتاب رو وقتی رفتم به یکی از دوستانم سری بزنم روی میز کارش دیدم، برش داشتم و چند صفحه ای ازش خوندم و خوشم اومد، بهش گفتم این و من می برم، گفت تازه خریدمش و نخوندمش، از اونجایی که حوصله خرید نداشتم، پول اش رو دادم گفتم یکی دیگه برای خودت بخر، مدت ها روی میزم خاک می خورد تا اینکه نمی دونم چی شد دوباره رفتم سراغ این کتاب و بالاخره به نیت خوندن بازش کردم، چند صفحه اول رو خوندم هر چی بیشتر جلو می رفتم بیشتر برام جذاب می شد، سعی می کردم قدم به قدم با کتاب پیش برم، این موضوع به جذابیت کتاب اضافه می کرد. ادامه مطلب »

۲۳شهر

حرفه: داستان نویس – جلد ۱

چند وقته احساس می کنم به داستان نویسی علاقه مند شدم و دوست دارم داستان بنویسم، جالب اینجاست که نه فکر می کنم استعداد خاصی تو این حوزه دارم و نه حال و حوصله کلاس رفتن و شرکت در انجمن های ادبی و … فقط دوست دارم بنویسم، الان دو هفته ای هست که هر روز در بلاگم شروع کردم به نوشتن مطالب مختلف و هر روز سه صفحه در مورد چیزهای مختلف می نویسم، هیچ کدوم شبیه خاطره هم نیستند چه برسه به داستان، ولی خب، احساس خوشایندی هست، دوست داشتم بدونم باید چه کار کنم و بقیه نویسنده ها چطوری نویسنده شدن، البته به عنوان شغل بهش نگاه نمی کنم و صرفا دوست دارم تفریحی بنویسم، کلا هیچ کاری رو حرفه ای دوست ندارم (لبخند)، احساس می کنم هر کاری رو حرفه ای دنبال کنم دست و پام بسته میشه. ادامه مطلب »

۱۶شهر

یک زرافه و نیم

خیلی وقت بود دیگه کتاب نمی خوندم، یعنی حال و حوصله اش نبود، هر وقت هم کتاب دستم می گرفتم و چند صفحه اول کتاب رو می خوندم، پرتش می کردم روی میز یا هر جای دیگه ای، مدتی هم بود عاشق زرافه شده بودم، توی همین کتاب پرت کردن ها یهو یک کتاب نظرم رو جلب کرد، اون هم به خاطر زرافه ای که روی جلدش بود و پسر بچه ای که بهش آویزون بود، اسم کتاب رو خوندم دیدم نوشته «یک زرافه و نیم»، نوشته شل سیلور استاین، کتاب رو برداشتم صفحه اولش رو باز کردم دیدم داخل اش نوشته «برای ابوالفضل و زرافه ای که می خوایم بزرگ کنیم – اردیبهشت ۹۵ – آرش» میشه گفت روح ام شاد شد با دیدنش و لبخند زنان کتاب رو ورق زدم، رسیدم به فهرست کتاب نوشته بود مجموعه ادبیات کودک و نوجوان، بیشتر لبخند زدم، آخه احساس کردم شدیدا با گروه سنی من همخوانی داره این کتاب و می تونم با لذت بخونمش، این کتاب رو نشر ثالث خیلی شیک و زیبا چاپ کرده و شورا پیرزاد هم زحمت ترجمه کتاب رو کشیده، این کتاب رو می تونید توی ۶ دقیقه بخونید، به نظرم ارزش خوندن داره و داستان کتاب با این جمله شروع میشه: اگر یک زرافه داشتی …

قفسه کتاب های من

۲۱آذر

چگونه بهترین دوست خود باشید!

چند وقت پیش یک سری کتاب کوچیک و ارزون خریدم باور کنید بهترین انتخاب های عمرم از کار در اومدن، به خصوص این کتاب، با وجودیکه مدتی هست با خدا هر روز درگیرم که چرا این همه بلا سر من میاری، گاهی هم در انتخاب های کوچیک زندگیم می تونم جواب های خدا رو به سوالات روزانه ای که ازش می پرسم بشنوم، این کتاب هم پاسخ خدا به یکی از سوالات مهم و اساسی زندگی من بود، اگر به وجود خدا ایمان داشته باشیم، می تونیم حتی رو در رو باهاش صحبت کنیم، این کتاب گفتگویی با دو روانکاو هست، که خیلی استادانه پشت سر هم قرار گرفته و مجموعه ای فوق العاده را ایجاد کرده، خط به خط این کتاب نکته بود. ادامه مطلب »

۲۰آذر

بودن با دوربین

چند روز پیش دنبال کتابی به درد بخور بودم برای آموزش عکاسی، کلی پیدا کردم ولی احساس کردم هیچ کدوم به درد من نمی خورند، در عوض با این کتاب آشنا شدم، اولش حس نمی کردم زندگینامه یک عکاس باشه، فکر می کردم درباره ی مزیت های دوربین داشتن و چه دوربینی داشته باشیم و این جور بحث هاست، بعد که چند صفحه ای خوندم، دیدم شخصیت عکاس کتاب، آقای کاوه گلستان، یک آدم با جنب و جوش فوق العاده بالا بوده که این موضوع برای من جذابیت خاص و زیادی داشت و با خوندن کتاب شخصیت این آدم برام خیلی جذاب تر شد و حتی خانواده ی معروف و سرشناس ایشون.
ادامه مطلب »

۱۹آذر

بهتر نیست به جای دعوا با هم صحبت کنیم

خیلی اتفاقی این کتاب رو خریدم، یه جورایی قصد خرید کتاب هم نداشتم، حجم این کتاب خیلی زیاد نیست ولی نکات زیاد و جالب و قابل توجهی داره، موضوع محوری کتاب خشونت هست و عوامل درگیر آن مثل مسبب خشونت، قربانی خشونت و دلیل خشونت، به نظرم خیلی جالب به بررسی هر کدام پرداخته شده و پیشنهادات جالبی هم ارائه کرده، البته به نظرم می تونست خیلی بهتر هم بنویسه، چون درباره ی گذشت چیزی نوشته نشده، که اونم شاید موضوع کتاب خشونت هایی است که مدام تکرار می شود و مسبب خشونت تمایلی به تغییر ندارد و قربانی خشونت در حال آسیب دیدن هست، به حدی که میشه گفت زندگی نمی کند. ادامه مطلب »

۱آذر

دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد

برای من کتاب معرفی کردن واقعا کار سختی هست، هنوز نمی تونم خوب کتاب معرفی کنم به طوری که اونقدر جذاب باشه تا شما را ترغیب به خوندن اون کنه، این کتاب مجموعه داستانی است که با زبان خیلی ساده و عامیانه بیان شده، داستان ها هم خارق العاده هستند، هم گزنده و در عین حال غم انگیز، جذاب، و تا اندازه ای غیر معمول، در هر داستان، عشق همچون زندگی موضوع اساسی است، عشقی که هم دل انگیز و اسرار آمیز و هم دردآور و صدمه زننده است،… در کل کتاب خوبی بود برای من، کلی با خط به خط اش حال کردم و گاهی هم احساس همدردی می کردم، پیشنهاد می کنم بخونیدش.
ادامه مطلب »

۲۸آبا

من او را دوست داشتم!

مدتی هست خیلی بی حوصله شدم، آروم و قرار ندارم، زندگیم از دستم در رفته و به طور عادی هیچ کاری را طبق هیچ برنامه ربزی جلو نمی برم، خیلی اتفاقی داشتم در یک مجتمع تجاری می گشتم که با یک کتاب فروشی خیلی شیک آشنا شدم، اولش نمی خواستم برم داخل، ولی نمی دونم چی شد که رفتم، بین کتاب ها قدم می زدم و عناوین و جلد کتاب ها رو نگاه می کردم قصد خرید نداشتم، که یک ورقه ی آ چهار نظرم را جلب کرد، روی اون لیست چند کتاب پر فروش خودشون رو زده بودند، عنوان اولین کتاب «من او را دوست داشتم» بود، چند خطی رو خوندم و عاشق کتاب شدم و خریدمش، کتاب خوندن این روزها خیلی برام سخت بود ولی خوندمش.
ادامه مطلب »

۲۵فرو

داستان نویسی

 

سال پیش قبل از عید بود فکر می کنم که تصمیم گرفتم بنویسم و همزمان با سری کتاب های دامیز آشنا شدم، لا به لای اون کتاب ها کتابی با عنوان داستان نویسی وجود داشت، کتابی قطور که آدم می ترسید بهش نزدیک بشه ولی شروع کردم به خوندن و این شروع کردن تا همین امروز ادامه داشت تا بالاخره موفق به تمام کردن کتاب شدم، البته این کتاب از کتاب هایی نیست که لازم باشه شما یکسره بخونید، هر فصل مطلبی جدید را ارائه میده که می تونید تمرین کنید و یاد بگیرید.

ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه