جمع بندی

۱۴فروردین

۴۳ روز گذشت،…

الان که دارم این گزارش رو می نویسم، یک هفته بعد از این تاریخ هست، دو هفته از عید گذشت، برنامه ها یکی بعد از دیگری می خوردند توی دیوار به جز یکی که اون هم کار بود که با قوت و شدت خیلی عالی پیش می رفت، تصمیمات فوق العاده ای اتخاذ شد، شروع خوبی صورت گرفت، بحث و جدل های کاربردی داشتیم تا اینکه نقشه راه خیلی خوبی برای ماه فروردین به دست اومد که مشخص می کرد در دو هفته پایانی ماه فروردین باید به کدام سمت حرکت کنیم. ادامه مطلب »

۷فروردین

۳۶ روز گذشت،…

در طول سال گذر روزها اینقدر ناراحت کننده نیست که در طول عید ناراحت کننده است، شاید در طول سال کمتر حس می کنیم ولی عید گذر عمر را با سرعت بیشتری می بینیم، نمی دونم چرا این طوری هست ولی احساس خوبی را منتقل نمی کنه به خصوص که بر می گردی و می بینی هفت روز گذشت، سال عجیبی هست، چیزی را نمی تونم دربارش بگم، نه درباره خوب بودنش، نه بد بودنش، متفاوت شروع شد، امسال سعی دارم سال خوبی را بسازم و تغییرات اساسی را در رفتارهای روزانه ام بدم. ادامه مطلب »

۲۹اسفند

۲۹ روز گذشت،…

ماه اسفند ماه خیلی خوبی بود، تمام تلاش خودم رو کردم تا بتونم تمام برنامه ها را تمام کنم ولی نشد، دلیل اصلی اون علاوه بر تنبلی باز هم برنامه ریزی روی آدم هایی بود که تعهدی ندارند، برای همین سه هفته اول همه چیز فوق العاده بود ولی هفته آخر در بعضی از برنامه ها مشکلات جدی به وجود آمد که همونجا متوقف شدند، باور کنید تمام اتفاقات قابل کنترل بود و بزرگترین مشکل خود من بودم و کسی به جز خودم مقصر نبود و کسی را هم به جز خودم سرزنش نمی کنم. ادامه مطلب »

۲۵اسفند

من کوله پشتی ام را برداشتم، بریم

برگردیم عقب، یکم بیشتر، یکم دیگه، خوبه، اول فرودین ۱۳۹۳، یک شروع خوب با چشم اندازی فوق العاده برای سال پیش رو، همه چیز آماده و محیا بود، پانزده روز ابتدای سال هم عمکرد نسبتا خوبی داشتم، مشکلات روند طبیعی و آرومی به خودشون گرفته بودند و من به چیزی به جز جلو رفتن فکر نمی کردم تا اینکه شانزدهم فروردین همه چیز تغییر کرد، همیشه از انسان هایی که مثل گاو توی زندگیم پیداشون میشه و همه چیز رو به هم می ریزند بدم می آمد، چه برسه آدم هایی که تمام معادلات را به هم می ریزند. ادامه مطلب »

۲۲اسفند

۲۲ روز گذشت،…

جمع بندی هفته سوم

امروز بیست و دو روز از شروع برنامه های جدید من میگذره، همه چیز خیلی خوب داره پیش میره و همه چیز سر جای خودش هست و من هم انگیزه فوق العاده ای برای ادامه مسیر و ساختن آینده دلخواه خودم دارم، فقط در سرفصل برنامه ای یادگیری مشکلات جدی به وجود آمده که بیشتر اون به خاطر تنبلی هست ولی برنامه های خوبی هم برای پیشبرد اون بخش دارم و سعی خواهم کرد طی چند روز باقی مانده از ماه اسفند و سال ۹۳، عقب افتادگی های اون سرفصل هم جبران کنم. ادامه مطلب »

۱۵اسفند

پانزده روز گذشت،…

جمع بندی هفته ۲

امروز پانزده روز از یک شروع خوب گذشته، برنامه ها یکی بعد از دیگری شروع می شوند و لیست فعالیت ها هر روز تیک می خوردند و رقابتی دیدنی برای زدن تیک های بیشتر بین روزها به وجود آمده، حتی روزها هم در حال رقابت هستند تا روز بهتری باشند، من هم که سعی می کنم گوش به فرمان برنامه ها باشم با وجود درد و رنج هایی که این روزها در حال تحمل کردنشون هستم، حس و حال خوبی دارم، همه چیز یه جورایی خوب هست، مشکل هم هست ولی حال ما بد نیست. ادامه مطلب »

۸اسفند

در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند

جمع بندی هفته ۱

امروز هشت روز از شروع برنامه های سال ۹۴ گذشت، فراز و نشیب های عجیبی داشتم، یه وقت هایی خسته می شدم و یه وقت هایی به شدت نا امید، درد هم که در تمام روزها همراه و یار همیشگی من بود، بخش عذاب آور این هفته تنهایی بود و احساس تلخ جدایی ولی باید می پذیرفتم، یه جورایی چاره ای نداشتم، تحمل سختی های تنهایی در زمانی که نیاز داشتم تنها نباشم ادامه کار را برام غیر ممکن می کرد، احساس می کردم در همین ابتدای کار شکست سنگینی خوردم. ادامه مطلب »

۱۳بهمن

جمع بندی پیشرفت برنامه های سال ۹۳

سال گذشته همین روزها بود که شروع کردم به تدوین برنامه های سال ۹۳ و از ابتدای اسفند ماه هم شروع کردم به اجرایی کردن اون برنامه ها، امسال هم قصد دارم از اسفند ماه برنامه های سال بعد رو شروع کنم، برای همین از امروز شروع کردم به جمع بندی برنامه های سال پیش و بررسی موانع و مشکلات راهی که طی یک سال گذشته طی کردم و هر چیزی که باعث پیشرفت یا عدم پیشرفت برنامه های سال گذشته شده بود تا بتونم برای سال بعد برنامه ی بهتری طراحی کنم و نتیجه بهتری بگیرم. ادامه مطلب »

۲۹آبان

گریبان سرنوشت را بگیرید

امروز چقدر مفید بودم و چه چیزهایی یاد گرفتم؟ روز دهم

person80 سرلوحه روز

خیلی ها را در طول روز شاید ببینیم، یا چرا اینقدر دور بریم، بعضی وقت ها هست که خودمون در برابر زندگی سرمان را خم می کنیم و خودمون رو به دست سرنوشت می سپاریم، گاهی هم یک بیماری ابصار کامل زندگی رو از دست ما می گیره و با خودش به این طرف و اون طرف می کوبه، باید راهی یافت تا سرنوشت خودمون رو به عهده بگیریم.

من می خواهم گریبان سرنوشت را بگیرم، او نمی تواند سر مرا در برابر زندگی خم کند.

بتهوون ادامه مطلب »

۲۸آبان

جوانی برای بعضی ها ابدی هست

امروز چقدر مفید بودم و چه چیزهایی یاد گرفتم؟ روز نهم

person80 سرلوحه روز

اصولا برای تعریف دوره ی جوانی می گوییم کسی که در بازه ی سنی مثلا ۱۸ تا ۳۰ سال است جوان خطاب می شود، اما من پیرمردی را می شناختم که در سن ۹۵ سالگی هم جوان بود، اصلا به خاطر همین جوان بودنش تا ۹۵ سالگی زنده موند و صد البته جوان مرگ شد، اون موسس پاناسونیک است، و شاید لازم باشه حتما کتاب های ایشون رو بخونید یا حداقل جست و جویی در این دنیای بی سر و نه اینترنت بکنید تا اطلاعات ارزشمندی پیدا کنید.

جوانی یعنی داشتن دل جوان، جوانی برای کسانی که سرشار از امید و اعتقادند، برای کسانی که هر روز تازه با شجاعت و اعتماد به نفس دست به چالش های بزرگ می زنند، ابدی است.

کونوسوکه ماتسوشیتا ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)