عمومی

۳۰آذر
یلدا هم رفت

پاییز هم رفت، …

پاییز هم با همه خوبی ها و بدی هاش تمام شد و رفت، باز هم مثل همیشه عده ای آمدند و عده ای هم رفتند، خوشبختانه تونستم این ماه هم چهار تا کتاب بخونم، هشت تا پست بلاگ بنویسم و کارهایی رو انجام بدم که فعلا نمی خوام درباره شون چیزی بنویسم، این بار می خوام خلاصه ترین گزارشم رو از فعالیت های یک ماه گذشته و حتی پاییز بنویسم، باید این هم درباره پاییز بگم که بهترین پاییز زندگیم بود، با وجود تمام فراز و نشیب ها و شادی و غم هایی که داشت، حالا دیگه خودم رو برای دی آماده می کنم، تصمیم دارم علاوه بر کارهایی که قبلا تصمیم داشتم انجام بدم پای صحبت آدم های زیادی بشینم و داستان زندگی شون رو گوش بدم.

۲۷آذر
بیت کوین سکه ارز

رویایی که ارزش سرمایه گذاری نداشت!

امروز یه توییت کردم:

خرید دلار، سکه، بیت کوین و هر چیز شبیه اینا که منتظر بشینی پولت و چند برابر کنن مسخره است از نظر من، یعنی شما هیچ رویایی ندارید که همین الان نیاز به پول داشته باشه و بخوایید روش سرمایه گذاری کنید؟ یکم به فکر کار و تلاش مفید هم باشید.

با موجی از حملات مواجه شدم، که تو از سرمایه گذاری چیزی نمی فهمی، مردم آمریکا و اروپا دارن میخرن یعنی اونا نمی فهمن فقط تو می فهمی و کلی حرف های جالب دیگه، جالب تر این بود که کسی ریپلای نمیداد فقط کوت می کرد و می خواست خفن بودن خودش رو یه جورایی به رخ بقیه بکشونه و از نگاه خودش من و مسخره کنه، منم می خوندم و می خندیدم و لذت می بردم، راستش تو چند روز گذشته یکی پیش من اومد که ایده خفنی دارم و کسی نمی فهمه، منم گفتم باشه اجراش کن منم کمکت می کنم، بهش گفتم چقدر حاضری روش سرمایه گذاری کنی؟ گفت می خواستم سرمایه گذاری کنم که دنبال سرمایه گذار نمی گشتم، بهش گفتم یعنی پولی نداری؟ گفت چرا رفتم روی بیت کوین سرمایه گذاری کردم، بهش گفتم چرا روی ایده خودت نمیزاری، گفت مگه عقلم کمه! می دونی چقدر سود می کنه! بهش گفتم لعنتی تو خودت به ایده خودت ایمان نداری و برات مهم نیست و ارزش ریسک نداره چطوری از بقیه انتظار داری روی رویاهای تو سرمایه گذاری کنن! ادامه مطلب »

۲۳آذر
دانسته هایت را به کار بگیر

دانسته هایت را به کار بگیر

این کتاب رو بعد از جلسه ای که با یکی از دوستان جدیدم داشتم هدیه گرفتم، این کتاب نوشته کن بلانچارد بود که نویسنده کتاب های پر فروشی در دنیاست، محتویات کتاب خیلی عالی بود، یه جورایی ماجرای گفت و گوی من و یکی از دوستانم از اول مهر تا امروز هست، دوستم عادت داشت بلاگ چند تا آدم خاص رو دنبال می کرد و مطالب آموزشی اونها رو دو ثانیه بعد از انتشار می خوند، من مدام سر این مسئله باهاش بحث می کردم و همیشه می گفت تو با این بندگان خدا چه مشکلی داری! منم می گفتم با اونا مشکلی ندارم، با تو مشکل دارم که وقتت رو صرف مطالعه چیزهایی می کنی که قرار نیست در آینده به دردت بخوره و معلوم نیست اصلا بتونی ازشون استفاده بکنی، ذهنت و فقط پر می کنی از مشتی آشغال که به درد نمی خورن، بعد از کلی مقاومت پذیرفت و این روزها بعد از یکی دو ماه نخوندن اون بلاگ ها هنوز زنده است و دیگه محتواهایی رو می خونه که به دردش می خوره و می تونه سریع به کار ببنده، در راستای عملی کردن دانسته هامون آدم هایی به عنوان پشتیبان به شدت با ارزش و مهم هستن، باید همچین آدم هایی رو دور و بر خودمون داشته باشیم تا ما را حمایت کنن و بتونیم به دانسته هامون جامه عمل بپوشونیم، نباید برای یادگیری گارد بگیریم و احساس کنیم خیلی می فهمیم و دیگه نیاز به یادگیری نداریم.

قفسه کتاب های من

۲۲آذر
یادگیری

مسئله ای به نام یادگیری

این روزها برای راه اندازی چند تا بخش دیوونه بازی جدید در شرکت مشغول مصاحبه با آدم های مختلف هستم، در این مطلب دوست دارم درباره نظراتم نسبت به چیزهایی که گفتم و شنیدم در این مصاحبه ها یه چیزهایی بنویسم، شاید در آینده بیشتر تاییدشون کردم یا حتی ردشون کردم، اولین چیزی که نظرم رو خیلی جلب کرد و بین اکثریت قریب به اتفاق اونا هم مشترک بود، خود بزرگ پنداری یا اعتماد به نفس کاذب بود، وقتی ازشون می پرسیدم تو این دنیا دنبال چی می گردید جواب درستی نمی شنیدم تنها چیزی که روش تاکید زیادی داشتن این بود که آدم خیلی خفنی هستن و بقیه به اندازه اونا نمی فهمن و براشون سوال بود که چرا بقیه نمی فهمن. ادامه مطلب »

۱۹آذر
مهارت های تاثیرگذاری و نفوذ کلام

مهارت های تاثیرگذاری و نفوذ کلام

مدتی هست به این سبک کتاب ها و موضوعات علاقه مند شدم، البته هنوز به یک منبع خوب و قابل قبولی نرسیدم، اگر شما کتاب خوبی در این زمینه می شناسید حتما به من معرفی کنید، این کتاب هم بد نبود چیزهای خوبی یاد گرفتم، یکم ادبیاتش روان نبود، حس کردم بعضی جاها خیلی سخت گرفته، وقتی قراره سخنرانی راحت و ارتباط برقرار کردن ساده رو آموزش بدیم باید خودمون از ادبیات صمیمانه و روان استفاده کنیم به نظر من، این کتاب نوشته محمد رضا آل یاسین بود، البته دید خوبی در این زمینه به من داد و بخشی که در قالب جدول برای آشنایی با بعضی از ارتباطات غیرشفاهی بود رو دوست داشتم، به خصوص که همیشه غیر ارادی به این نکات دقت می کردم و در تصمیم گیری های لحظه ایم در ارتباط با دیگران تاثیر گذار بود، شاید کتاب های بهتر و تخصصی تری هم بتونم پیدا کنم.

قفسه کتاب های من

۱۸آذر

این ماه کجا داری میری؟

خیلی وقت بود اینجا چیزی ننوشته بودم، دلیلش نداشتن موضوع و بی حوصلگی و … نبود، به خاطر حجم بالای کارهایی بود که تصمیم گرفته بودم حتما انجامشون بدم و از خودم خیلی راضی هستم به خاطر تصمیماتی که اول ماه گرفتم و انجامشون دادم و یا در حال انجامشون هستم، اول مهر برنامه ریزی جالبی برای خودم کردم و انجامش دادم، آبان برنامه ریزی متفاوتی نسبت به ماه قبل کردم و اونم انجام دادم و ماه آذر گل سر سبد ماه های قبلی هست چون از تجربیات ماه های پیش استفاده کردم به نظر خودم یکی از بهترین برنامه ریزی های خودم رو انجام دادم و تا حد خیلی خوبی تا این لحظه موفق شدم انجامش بدم، البته همیشه میشه بهتر از چیزی شد که در حال حاضر هستیم ولی اگر نسبت به گذشته بررسی کنیم اتفاقات خیلی هیجان انگیزی افتاد، چون کارها به هم وابسته هستن می خوام بعد از به نتیجه رسیدن شون دربارشون مطلب بنویسم، این روزها حس می کنم خیلی بیشتر از قبل خودم رو می شناسم و در مسیر درست تری حرکت می کنم. ادامه مطلب »

۱۷آذر
تکنیک های سخنرانی اوباما

تکنیک های سخنرانی اوباما

چند روز پیش به خودم نگاهی انداختم و دیدم چند روزه کتاب نمی خونم، البته واقعا فرصت هم اصلا نداشتم ولی باید حتما می خوندم به یکی از فروشگاه های شهر کتاب رفتم و بین موضوعات مختلف می چرخیدم تا اینکه عکس اوباما روی جلد یک کتاب نظرم رو به خودش جلب کرد، اسمش «تکنیک های سخنرانی اوباما (قدرت بیان آگاهانه و هدفمند)»، نوشته شل لنه و ترجمه امیر نیرومند که انتشارات جاودان خرد هم زحمت چاپش رو کشیده بود، این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی بود که تا حالا خوندم صرف نظر از بحث های سیاسی، شخصیت این آدم برام خیلی جالب بود، نکته قابل تامل این کتاب محوریت کشور آمریکا برای این شخصیت بود، حتی در دورانی که می تونست دیگران رو بکوبه و خودش رو بکشه بالا، بیشترین تمرکزش ساختن آمریکا بود و باز نکته قابل توجه اون این بود که تکیه به همکاری و همدلی مردم در ساخت آمریکا و بازگشت به بهترین دوران این کشور داشت، خیلی خوب به گذشته بر می گشت، به موقع از نظریات و سخنان بزرگان مثال میزد، خیلی خوب حرف هاش رو به اعتقادات خودش و مردم وصل می کرد و …، خیلی خوندن این کتاب برای من لذت بخش بود، دیگه خودتون زحمت مقایسه حرف ها و سخنرانی های ایشون رو بدون در نظر گرفتن بحث های سیاسی با مشابه داخلی های خودمون طی چندین دهه گذشته بکشید.

قفسه کتاب های من

۳۰آبا
پاییز

آبانی برای فکر کردن به خودم

باید زودتر از این حرف ها این مطلب رو می نوشتم و پرونده آبان رو می بستم، تعجب نکنید، درسته که تاریخ این مطلب ۳۰ آبان هست ولی در واقع این مطلب رو دارم در ششم آذر می نویسم، نمی دونم چرا بعضی وقت ها دلم نمی خواد بنویسم، حتی گاهی دلم نمی خواد کاری انجام بدم، البته جدیدا مدت زمانی که تو این حال و هوا هستم رو خیلی کمتر کردم، قبلا یک ماه خیلی خوب بودم بعدش می زدم زیر همه چیز و بر می گشتم سر نقطه اولم، راستش این بار برای اولین بار همه چیز رو تغییر دادم و یه جورایی آبان رو هم به یکی از ماه های خوب امسال تبدیل کردم، کار راحتی نبود ولی از پس این کار بر اومدم، در زمینه کاری برنامه ریزی ها و شیوه های کاری رو تغییر دادم و برنامه های شخصی هم زیر و رو کردم، امیدوارم نتیجه لازم رو برای ماه بعد بگیرم، این مطلب رو هم می خواستم حتما نوشته باشم تا یادم بمونه چه عملکردی برای ماه آبان داشتم، از این به بعد این کار رو برای تمام ماه ها انجام میدم. ادامه مطلب »

۲۸آبا
سرمایه گذاری جسورانه و فرآیند مبتکرانه

سرمایه گذاری جسورانه و فرآیند مبتکرانه

این کتاب رو وقتی داشتم توی یک کتابفروشی قدم میزدم دیدم و به خاطر یکی از دوستانم خریدمش ولی قبل از اینکه بهش هدیه بدم، خودم یک بار خوندمش دوست داشتم با فرآیند شرکت های VC آشنا بشم، به خصوص تاریخچه این صنعت در آمریکا و مدل درآمدی صندوق های VC، برای من این کتاب خیلی نثر روانی نداشت، شاید کتاب های بهتری هم در این حوزه وجود داشته باشه، در کل دید خوبی نسبت به VC به آدم میده، این کتاب رو تامیر آگمون و استفان شوگرن نوشتن و روح الله کهن هوش نژاد، رضا جهان بین و رضا محمدیان امیری ترجمه کردن و انتشارات چالش هم چاپش کرده.

قفسه کتاب های من

۲۷آبا
نه گفتن را یاد بگیریم

نه!

قبلا فکر می کردم هر چی بیشتر بگم «بله»، می تونم به آدم های بیشتری کمک کنم، هر کسی هر چیزی ازم می خواست سریع قبول می کردم، میشه امروز ببینمتون؟ «بله، چرا که نه!»، میشه یه جلسه با هم داشته باشیم؟ «بله، البته!»، میشه بهم کمک کنید فلان کار و انجام بدم؟ «بله، باعث خوشحالی من هست!»، میشه با هم حرف بزنیم؟ «بله!»، فلان پروژه رو می تونی انجام بدی؟ «بله، کار خاصی نیست!»، میای بریم سفر؟ «بله، خیلی هم عالیه!»، یه ایده خفن دارم دلم می خواد با تو انجامش بدم، پایه ای؟ «بله، باعث افتخاره برای من»، رویداد فلان و داریم برگزار می کنیم به عنوان مربی میای؟ «بله، امیدوارم مفید باشم» و کلی سوال از این دست که به همشون بله می گفتم. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)