عمومی

۲۷دی

حواستون به دوستاتون باشه

وقتی می خوام درباره ی یک مسئله اجتماعی حرف بزنم، یک حس درونی بهم میگه باید برگردم به دوران کودکی، چرا که خیلی از خوب بودن ها و بد بودن های امروز ما ریشه در کودکی ما داره، حتی زیاد پیش میاد وقتی از یک رفتار فعلی تون بدتون میاد، با خودتون می گید ای کاش مثل کودکیم بودم، کودکی خیلی دوران عجیب و سرنوشت سازی هست، متاسفانه خانواده های ایرانی به نظر من نمی دونند چطوری باید توی این سن با کودک خودشون رفتار کنند. ادامه مطلب »

۲۶دی

رادیو رادونه – شماره یک

رادیو رادونه – شماره یک

هفته ی پیش رادیو رادونه با یک شوخی شروع شد، اتفاق جالبی بود برای من، بازخورد های جالبی هم داشت، از اینکه مثلا عالیه تا اینکه خیلی لوس بود، تا خود امروز با خودم درگیر بودم که آیا باید ادامه بدم یا نه، از طرفی دلم بود ادامه بدم، از طرفی هم سرما خورده بودم، هم حوصله نداشتم، تا اینکه بالاخره تصمیم کبری را گرفتم و با ایجاد تغییراتی بنیادین، اقدام به ضبط شماره یک رادیو رادونه کردم و الان شما می تونید این رادیو را همین جا گوش کنید، یا اینکه دانلودش کنید. ادامه مطلب »

۲۵دی

پس گاو نر کجاست؟

افسانه سوماترا و شیبالا – قسمت دوم

بعد از این که سوماترا برای اولین بار گاو را کشف کرد و تصمیم گرفت در زندگی خود گاوآفرین شود، حدود چهل روز می گذشت، در این مدت او از شیر گاو بهره ها جست و به مردم دهکده می فروخت و درآمد خوبی به دست آورده بود تا اینکه شیبالا هم به ریاضت خود پایان داد و به دهکده بازگشت و با دیدن این صحنه ها دچار استرس شدید شد که با این پسرک چه باید بکند، گویا با ریاضت کار به جایی نبرده بود، برای همین بین شاگردان خود بازگشت و تصمیم گرفت برای مدتی کاری به کار سوماترا نداشته باشد. ادامه مطلب »

۲۴دی

با گیت نسخه های پروژه را کنترل کنید

امروز مجبورم به دستور استاد یک پست در بلاگم با موضوع گیت بنویسم، من هنوز یک روز نمیشه که با گیت آشنا شدم و باید چیزهایی که یاد گرفتم رو در قالب یک پست منتشر کنم، قبل از این که بخوام درباره ی اون بنویسم جا داره درباره برنامه های کنترل نسخه یا VCS ،(مخفف شده‌ی: Version Control System) یه توضیحاتی ارائه بدم، کنترل نسخه به معنی دنبال کردن تغییرات اعمال شده در فایل های پروژه است، وظیفه این برنامه ثبت تغییرات انجام شده بر روی فایل های پروژه است، مثل ویرایش کردن، حذف کردن و … به طوری که هر وقت بخواهیم بتونیم به نسخه های مختلف پروژه دسترسی پیدا کنیم. ادامه مطلب »

۲۳دی

چرا ما کتابخون نشدیم؟

وقتی توی مدارس ایران درس می خونی، حق داری که هیچ وقت از کتاب و کتاب خوندن و این حرف ها خوشت نیاد، حالا باز خدا رو شکر یکم قضیه بهتر شده، زمان ما معلم می آمد سر کلاس و تا یه جایی از کتاب رو درس می داد، فرداش که میومد سر کلاس از اون قسمت ها می پرسید، حالا می خواد فهمیده باشی، می خواد نفهمیده باشی، اون دیگه مشکل خودت هست، بعد هم با شلنگی چیزی یه کتک خوب می خوردی، که چرا کتاب رو درست نخوندی؟ سوم ابتدایی یادم هست نصف کلاس کتک خودن سر همین قضیه. ادامه مطلب »

۲۲دی

از آرزوی پرواز تا تجربه ساختن هواپیما

همه ی ما از کودکی رویای پرواز داشتیم، درسته که برادران رایت کار را برای ما راحت کردند و زحمت بسیاری را از دوش ما برداشتند ولی سوار هواپیما شدن و ساختن یک هواپیما و کلا هواپیما بازی و اینا یکی از لذت های دوران کودکی هست، حالا من پای خلبان شدن و اینا رو باز نمی کنم، به خصوص نسل ما که فکر کنم اون موقع کلا چند تا بیشتر هواپیما نداشتیم و اختلاف قیمت بلیت هواپیما هم با سایر وسایل خیلی زیاد بود و هر کس سوار هواپیما می شد می گفتیم چقدر پولدار بودن که تونستن سوار هواپیما بشن. ادامه مطلب »

۲۱دی

تجربه راه اندازی رادیو رادونه

شاید بازیگر شدن هم مثل دکتر و مهندس و خلبان و اینا شدن در برهه ای از تاریخ زندگی هر فردی جزء علاقه مندی هایی بوده که دوست داشته بهش برسه ولی به مرور زمان با درگیر شدن در ماجراهای سخت زندگی به فراموشی سپرده می شه، من هم از جمله آدم هایی بودم که دوست داشتم بازیگر بشم البته هیچ وقت هم حوصله نداشتم و نسبت به سایر علاقه مندی هام از اهمیت کمتری برخوردار بود، چند سال پیش تصمیم گرفته بودم شبکه رادیو و تلویزیون اینترنتی راه اندازی کنم، البته هنوزم دوست دارم. ادامه مطلب »

۲۰دی

خودت باش!

قصد دارم امروز درباره ی چیزی بنویسم که از صبح تا همین لحظه ذهنم رو درگیر خودش کرده بود، خود، بله می خوام درباره خود واقعی خودمون بنویسم، ما توی زندگی یه سری خود داریم، خودی که الان هستیم، خودی که قراره بشیم، خودی که واقعا هستیم، خودی که خودمون نیستیم و داریم ادای خود یکی دیگه رو در میاریم، خود به درد بخورمون، خود به درد نخورمون، خود خودخواه، خود ترسو، خودی که ازش بدمون میاد، خودی که مجبور شدیم باشیم و کلی خود دیگه که می تونید بهش اضافه کنید. ادامه مطلب »

۱۹دی

رادیو رادونه – شماره صفر

مدت ها بود رادیو ها و پادکست های زیادی ایجاد شده بود، از با نام ها گرفته تا بی نام ها، ولی جای خالی یک رادیو با رویکردی متفاوت جهت رشد و توسعه اکوسیستم دیوونه بازی در جهان احساس می شد، تا اینکه بالاخره، امروز انتظارها به پایان رسید، مردی از دیار بزرگ مردان تاریخ دست به اقدام بزرگی زد و رادیو «رادونه» متولد شد.

رادونه از ترکیب دو عبارت رادیو و دیوونه ایجاد شده، به نظر اسم خیلی با معنی و مفهمی میاد، به رقم تلاش های بی وقفه ریاست و تهدیدهای شدید این همسابه بغلی ها، رادونه متفاوت از بقیه روی موج D12 قابل دریافت می باشد.

Radio-Radone 

در این شماره حرف های خوبی زده شد، شاید شماره بعدی در کار نباشد، پس نهایت استفاده را از همینی که هست بکنید، باشد تا روزی بهتر از دیروز داشته باشید.

گوش کنید و لذت ببرید و یاد بگیرید.

دانلود شماره صفر رادیو رادونه از موج D12 در soundcloud گوش کنید
۱۸دی

دویست سال قبل از عصر یخبندان

افسانه سوماترا و شیبالا – قسمت اول

دویست سال قبل از عصر یخبندان، دهکده ای در اون ور دنیا بود که الان حدودی بخوام بهتون بگم کجا بوده، وسط های اقیانوس آرام باید باشه الان، البته دیگه نیست، موقعیت جغرافیایی اون موقع رو می خواستم بهتون بگم، که پیرمرد فرزانه ای به اسم شیبالا و یه سری مردم عادی و یه پسر بچه ی خیلی شیطون و باهوش به اسم سوماترا زندگی می کردند، شیبالا در اون دهکده مدرسه ای بنا کرده بود تا اصول فرزانگی را به سایر مردم و شاگردانش آموزش بدهد. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه