عمومی

۷اسفند
چرا با شرایط موجود همراهی می‌کنی؟

چرا با شرایط موجود همراهی می‌کنی؟

«اثر پیش فرض حتا وقتی گزینه‌ی استاندارد مطرح نمی‌شود باز هم وجود دارد. در چنین مواردی، ما گذشته‌ی خود را پیش فرض قرار می‌دهیم و به این ترتیب شرایط موجود را دامنه دار می‌بینیم. مردم پیش فرض‌های خود را دنبال می‌کنند. وقتی حق انتخاب داریم، بین آن چه از قبل امتحانش را پس داده و آن چه جدید است، ما بیشتر به محافظه‌کاری تمایل داریم. حتا اگر آن تغییر مفید باشد. اثر پیش فرض و خطای شرایط موجود هر دو نشان می‌دهند ما تمایل داریم به همه چیز، همان طوری که هست وفادار بمانیم، حتا اگر چنین کاری به ضررمان باشد. با تغییر تنظیم پیش فرض، می‌توانی رفتار انسان را تغییر بدهی.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۶اسفند
تفاوت ریسک و عدم قطعیت

تفاوت ریسک و عدم قطعیت

«ریسک یعنی این که احتمالات معلوم‌اند. عدم قطعیت یعنی احتمالات نامعلوم‌اند. بر اساس ریسک، شما می توانید تصمیم بگیرید قمار بکنید یا نه، اما در قلمرو عدم قطعیت اتخاذ تصمیم بسیار دشوارتر است. واژه‌های ریسک و عدم قطعیت به اندازه‌ی کاپوچینو و اسپرسو اشتباه گرفته می‌شوند، البته با عواقب جدی‌تر. تو با ریسک می‌توانی محاسباتت را انجام بدهی، ولی با عدم قطعیت نمی‌توانی. دانش سیصد‌ساله‌ی ریسک، آمار نامیده می‌شود. در کل هر کسی که امیدوار است شفاف فکر کند باید تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت را متوجه بشود. فقط در چند حوزه‌ی محدود می‌توانیم روی احتمالات حساب کنیم، کازینوها، پرتاب سکه و کتاب‌های احتمالات. اغلب اوقات با مشکل عدم قطعیت مواجه‌ایم. یادبگیر با آن کنار بیای.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۵اسفند
چرا به یک تیم فوتبال علاقه پیدا می‌کنی؟

چرا به یک تیم فوتبال علاقه پیدا می‌کنی؟

هیچ وقت نفهمیدم چرا باید عاشق یک تیم فوتبال باشم، اصلا چه فرقی میکنه از تیم الف طرفداری کنم یا از تیم ب، همیشه برای من بی‌معنی بوده که یکی دیگه داره وسط زمین بازی میکنه و لذت می‌بره، من برای چی باید هیجان بی‌خودی داشته باشم، استرس بگیرم یا ناراحت و شاد بشم، بگذریم که نمی‌فهمم چرا بیست و دو نفر باید دنبال یک توپ بدوند، از همه بدتر شاید یک بار تیم ب بهتر از تیم الف بازی کنه چرا من باز باید طرفدار تیم الف باشم، این درباره‌ی سیاست هم این روزها بدجوری به چشم می‌خوره، هیچ وقت نفهمیدم چرا باید از حزب خاصی حمایت کنم یا نظریاتشون  رو قبول کنم و حتی ترویج کنم، این خیلی مسخره است برای من چون همیشه تمام احزاب نقطه نظرات اشتباه و به دردنخوری هم دارند، من همیشه یک اصل اساسی داشتم، هرگز با هر دو پا وارد هیچ جریان سیاسی نشو، البته میشه گسترش داد و گفت هرگز با هر دو پا وارد هیچ گروهی نشو، من هر وقت ببینم حرف کسی با منطقم جور در نمیاد مخالفت می‌کنم، حضرت علی (ع) یه حدیث داره به این مضمون که نگاه نکن چه کسی داره حرف میزنه، ببین داره چی میگه!

۴اسفند
تمام این مدت حق با تو بوده

تمام این مدت حق با تو بوده

«ما ناخودآگاه نظرات پیشین خود را طوری با نظرات کنونی خود مطابقت می‌دهیم که از پذیرش امکان خطاپذیر بودن خود پرهیز کنیم. این یک استراتژی هوشمندانه به نظر می رسد، زیرا فارغ از این که ما چه قدر اشخاص محکمی باشیم پذیرش اشتباهات از نظر احساسی برای‌مان دشوار است. اما این کار، عقلانی نیست. آیا هر بار که متوجه اشتباه خود می‌شویم نباید فریاد شادی سر بدهیم؟ هر چه باشد چنین اعترافاتی باعث می‌شود دوباره چنین اشتباهی نکنیم و یک گام به جلو برداریم. اما ما این طور به قضیه نگاه نمی‌کنیم.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۳اسفند
افسانه‌ی همفکر بودن

افسانه‌ی همفکر بودن

ده، دوازده سال پیش وقتی در جلسه‌ای شرکت می‌کردم، احساس می‌کردم فقط خودم می‌فهمم و دیگران چیزی نمی‌دونند، اگر چیزی طراحی می‌کردم احساس می‌کردم این بهترین چیزی هست که تا حالا ساخته شده و مردم باید ازش استقبال کنند ولی بعد از ارائه اونقدر‌ها هم جذاب نبود، حتی وقتی حرفی می‌زدم احساسم این بود حرفی که می‌زنم درست هست و طرف مقابلم باید حتما قبولش کنه، اینکه چقدر این آمارها درست هست کاری بهشون ندارم، می‌خوام بگم این طوری نیست که دیگران خیلی با ما همفکر باشند، در نتیجه، فرض کن جهان‌بینی‌ات با عموم مردم متفاوت است. به علاوه، فکر نکن کسانی که طرز فکر متفاوتی دارند احمق‌اند. قبل از اینکه اعتمادت را به آنها از دست بدهی، فرضیات خودت را زیر سوال ببر.

۲اسفند
دانش، غیرقابل انتقال است

دانش، غیرقابل انتقال است

«وقتی در یک زمینه به مهارت بالایی می‌رسی، انتقال آن به یک زمینه‌ی دیگر کار مشکلی است. به خصوص انتقال مباحث از حوزه‌ی علم به زندگی شخصی کار بسیار چالش برانگیزی است، یعنی از یک نظریه‌ی به ظاهر بی‌عیب به یک کار که عملا امکان‌پذیر باشد. البته این موضوع شامل این کتاب هم می‌شود. انتقال دانش از صفحات این کتاب به زندگی روزمره دشوار خواهد بود. حتا برای من هم که نویسنده‌ی این کتاب هستم کار بسیار سختی است. به همین دلیل افراد با مطالعه ممکن است در خیابان خیلی باهوش نباشند.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۱اسفند
چه طور از اتفاق‌های غیر محتملسود ببریم؟

چه طور از اتفاق‌های غیر محتملسود ببریم؟

«چرا قوهای سیاه مهم‌اند؟ ممکن است عجیب به نظر برسید، اما آن‌ها بیش از پیش تکرار می‌شوند و به نسبت گذشته تاثیرگذارتر شده‌اند. ما می‌توانیم به برنامه‌ریزی برای آینده ادامه بدهیم، اما قوهای سیاه معمولا بهترین برنامه‌های ما را نابود می‌کنند. حلقه‌های بازخوردی و وقایع غیر منتظره متقابلا برهم اثر می‌گذارند و به نتایجی غیرقابل انتظار منجر می‌شوند. علت: مغز ما طوری طراحی شده که در جست‌و‌جو و نتیجه‌گیری به ما کمک می‌کند. در عصر حجر، به ندرت به چیزی واقعا خارق‌العاده بر می‌خوردیم. آهویی که دنبالش می‌رفتیم گاهی سریع‌تر و گاهی کند‌تر بود، و گاهی چاق‌تر و گاهی لاغرتر. همه چیز حول یک میانگین پایدار نوسان می‌کرد.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۳۰بهمن
چرا هیچ غذایی غذای خانگی نمی‌شود؟

چرا هیچ غذایی غذای خانگی نمی‌شود؟

من خیلی با این مشکل مواجه شدم به خصوص در تیم، خیلی وقت‌ها ما محصولی را می‌سازیم و با خودمون می‌گیم این بهترین محصولی هست که تا حالا ساخته شده و بی‌نظیره، بعد با ورود به بازار با بی‌میلی مشتری به محصول مواجه می‌شیم، من هر وقت محصولی در تیم ساخته میشه سعی می‌کنم فراموش نکنم که این سوال را بپرسم که چرا فکر می‌کنی محصولی که ساختی برای مشتری ارزشمند هست و بعد محصول ساخته شده را به چالش می‌کشم، اولش با واکنش شدید بچه‌ها مواجه می‌شم ولی خیلی وقت‌ها نتیجه‌ی کار خیلی دلچسب هست، حتی گاهی این فرآیند خیلی ممکنه طول بکشه، چون همیشه ما فکر می‌کنیم محصولی که توسط ما ساخته شده بی‌نظیر هست، ولی به نظرم ارزشش رو داره، باید همیشه از خودمون این سوال را بپرسیم که کدوم نظرمون در ده سال گذشته واقعا درخشان بوده؟

۲۹بهمن
لیلی فتاحی

دنیا به چه درد می‌خورد، وقتی که یک دختر کم دارد؟

امروز یکی از باشکوه‌ترین روزهای زندگیم بود، ساعت ۷:۴۵ دقیقه‌ی امروز لیلی خانم افتخار داد به من و مادرش تا بگیریمش در آغوش و طعم شیرین دختردار بودن را با تمام وجودمون احساس کنیم، با کمی تغییر در شعر سید علی صالحی باید بگم، «لیلی اگر نمی‌آمد، هیچ اتفاق خاصی رخ نمی‌داد، فقط دنیا یک دختر کم داشت. دنیا به چه درد می‌خورد وقتی که یک دختر کم دارد؟»

۲۳دی
چرا دریافت‌های اولیه فریبنده‌اند؟

چرا دریافت‌های اولیه فریبنده‌اند؟

«اجازه بده دو مرد را به تو معرفی کنم، آلن و بن. بدون این که زیاد به این مسئله فکر کنی، تصمیم بگیر کدام یک را ترجیح می‌دهی. آلن باهوش‌، پرتلاش، بی‌پروا، دارای روحیه‌ی انتقادی، کله‌شق و حسود است. اما بن حسود، کله‌شق، دارای روحیه انتقادی، بی‌پروا، پرتلاش و باهوش است. ترجیح می‌دهی با کدام یک در آسانسور گیر بیفتی؟ با وجود آن که توصیف‌ها دقیقا مشابه‌اند، بیشتر مردم آلن را انتخاب می‌کنند. مغز تو به صفت‌هایی که در ابتدای لیست آمده‌اند بیشتر توجه می‌کند و باعث می‌شود دو شخصیت را متفاوت تشخیص بدهی. آلن باهوش‌ و پرتلاش است. بن حسود و کله‌شق است. خصوصیت‌های اولیه بقیه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به چنین چیزی اثر تقدم می‌گویند◊.»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)