یادگیری

۱۸خرد
یا رفیق من لا رفیق له

یا رفیق من لا رفیق له

امشب دلم خیلی برای خدا تنگ شده بود، گفتم بیام اینجا هم یکم باهاش حرف بزنم یادگاری بمونه از شب‌های قدر، نمیشه همش از دیگران حرف بزنم که، فقط موندم چطوری برم در خونش و صداش کنم، شاید اگر همین طوری بگم خدا جوابم و نده، الان میرم خدا رو با هزارتا اسمش صداش می‌کنم بعید می‌دونم روش بشه جوابم و نده، حتما جواب میده.

به‌به خدا جونم در چه حاله!  می‌بینم روت نشد جوابم و ندی، خودم می‌دونم حق داری ولی به هر حال رفیقمی و مطمئنم نمی‌تونی جوابم و ندی، تو که مثل بقیه نیستی، میان یه چند روزی دور و برمون می‌چرخن کارشون که تموم شد و دیگه بهشون خوش نمی‌گذشت راهشون و از ما جدا می‌کنن و میرن، رفیق نیستن، به نظرم رفیق فقط خودت، نه نیازی داری به ما، نه هیچی، تازه باید مدام غم و غصه ما رو هم بخوری که این چه کارهایی هست که می‌کنیم، خدایی دیگه، مگه من گفتم خدا باشی؟ ادامه مطلب »

۱۵خرد

در چنین روزی همه چیز تمام شد

نمی‌دونم ریشه‌ی این دوست داشتن عمیق من چیه! از کجاست! از وقتی یادم میاد عاشق حضرت علی (ع) بودم، خیلی دوستشون داشتم و دارم، دست خودم نیست، در تمام سفرهایی که توفیق داشتم به زیارت عتبات برم همیشه بیشتر زمانم رو در نجف بودم، اصلا جدا شدن از این شهر خیلی برام سخت هست، هنوزم اولین باری که چشمم به ضریح افتاد رو یادمه، هیچ کس نبود، انگار من بودم و خودش، نشستم کنارش و چه حرف‌ها که با هم نزدیم، وقتی نجف بودم معنی اون حرف پیامبر (ص) که گفته بود علی پدر امت است رو با تمام وجودم درک کردم، اصلا سر سوزن احساس غریبی نمی‌کردم، انگار خونه بابام رفته بودم. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)