فیلم

۲۵اردیبهشت
دکتر استرنج‌لاو

دکتر استرنج‌لاو

در کتاب انسان خردمند می‌خوندم که در قرن حاضر دلیلی که کشورها مثل گذشته به هم حمله نمی‌کنند داشتن سلاح‌های هسته‌ای است. در این فیلم یکی از ژنرال‌های آمریکایی دستور حمله‌ی اتمی به روسیه را میده و بعد از اون رئیس‌جمهور آمریکا و وزرا در اتاق جنگ جمع‌ می‌شوند که چطوری این افتضاح را درست کردند. این فیلم کمدی نشون میده که چقدر ساده میشه به حیات در روی کره‌ی زمین پایان داد.

IMDb

۲۴اردیبهشت
شاهدی برای تعقیب

شاهدی برای تعقیب

قضاوت همیشه یکی از کارهای ترسناک زندگیم بوده، البته همه‌ی ما در روز بارها و بارها قضاوت می‌کنیم ولی با خودمون می‌گیم اینا که مهم نیستن، یعنی یک قاتل رو بی‌گناه و یک بی‌گناه رو قاتل نمی‌کنیم. ما خیلی وقت‌ها برای پنهان کردن حقیقت دروغ میگیم و نقش‌های مختلف و باورنکردنی را در زندگی بازی می‌کنیم، داستان‌هایی غیرواقعی  خلق می‌کنیم که اگر به رشته‌ی تحریر درشون بیاریم شاید به یکی از بهترین داستان‌های قرن تبدیل بشوند. جالب‌تر اینجاست که وقتی در مسند قضاوت می‌شینیم، بعدش احساس می‌کنیم عجب قضاوت هوشمندانه و دقیقی داشتیم، حتی خودمون رو تحسین می‌کنیم و در تعجب فرو می‌ریم که چطوری تونستیم چنین تحلیل درست و پیچیده‌ای داشته باشیم! حال آنکه قضاوتی اشتباه داشتیم و درگیر یک داستان دروغین جذاب شدیم، زندگی واقعا پیچیده است و تحلیل زندگی دیگران و اتفاقات اون واقعا ساده نیست و حتی به نظر نشدنی هست، ما هیچ وقت نمی‌فهمیم در لحظه چه چیزهایی در ذهن دیگران می‌گذره، این فیلم رو دوست داشتم.

IMDb

 

۲۳اردیبهشت
پیر پسر

پیر پسر

فیلم پیچیده و خیلی عجیبی بود. میشه گفت درباره‌ی زندگی، گذشته و انتقام بود، ولی انصافا چقدر عجیب! آخر فیلم کلی سوال تو ذهنم ایجاد شد، که واقعا چرا؟ یک دیالوگ خیلی جذاب برای من داشت: «بزرگ‌ترین اشتباهت موفق نشدن در پیدا کردن جواب نبود، اگر دائما سوالات غلط بپرسی، هرگز جواب صحیح رو پیدا نمی‌کنی.»، و البته این دیالوگ پایانی هم عالی بود، «هر چند که من بهتر از یک هیولا نیستم، آیا حق زندگی ندارم!»، در کل فیلم خوبی بود به نظرم، دوستش داشتم.

IMDb

۲۱اردیبهشت
شاهزاده مونونوکه

شاهزاده مونونوکه

خیلی انیمیشن دلچسبی بود، داستان داشت و آدم از تماشای اون لذت می‌برد، تصویرسازی‌های بی‌نظیری داشت، بعضی از صحنه‌ها خیلی به دلم نشست و می‌دونم در ذهنم ماندگار خواهد موند. البته یکی از دلایلی که این فیلم واقعا تماشایی شده به خاطر اینه که هایائو میازاکی اون رو ساخته. این فیلم در ستایش طبیعت و به زبان اسطوره‌های قدیمی ساخته شده است.

IMDb

۲۰اردیبهشت
مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی

مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی

به نظرم دیگه شخصیت‌هایی مثل مرد عنکبوتی و اینا خیلی خسته کننده شدن، نمی‌دونم چرا یکم خلاقیت به خرج نمیدن و یک شخصیت جدید خلق نمی‌کنند؟ گاهی فکر می‌کنم ریشه‌ی خلاقیت بشر خشکیده، خیلی وقته یک شخصیت جدید و درست و حسابی ندیدم.

از این حرف‌ها که بگذریم، زمان یکی از موضوعات جالب در سینماست، همه دوست دارند ابعاد مختلف زمان را کشف کنند و حتی در اون سفر کنند، آدم‌ها رو بین ابعاد مختلف بگردونند، حتی نولان بعد پنجم هم کشف کرد و انصافا گاهی ترسناک میشه.

IMDb

۱۹اردیبهشت
چرنوبیل

چرنوبیل

فاجعه‌ی چرنوبیل در ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ اتفاق افتاد. اون موقع تازه من حدودا دو ماهم شده بود. در ۵ و ۶ اردیبهشت ۱۳۶۵ متصدیان رآکتور برای انجام آزمایش قطعی برق سیستم ایمنی رآکتور را غیرفعال کردند. هدف متصدیان از این آزمایش این بود که بدانند آیا توربین‌های چرنوبیل در هنگام قطع برق قادر به تولید برق کافی برای ادامه کار نیروگاه خواهند بود یا خیر. نتیجه آن رآکتوری بدون کندکننده مناسب و از کنترل خارج شدن آن بود. بدون توانایی در کنترل رآکتور، دمای آن به حدی رسید که بیشتر از میزان حرارت خروجی طرح‌ریزی شده بود.

چرنوبیل از چند جهت برای من فیلم خیلی جالبی بود، اول اینکه یک حادثه‌ی واقعی را خیلی خوب به تصویر کشیده بود. دوم اینکه فرآیند کار یک نیروگاه هسته‌ای را خیلی خوب تشریح کرده بود و سوم اینکه سیستم کومونیستی شوروی و برخوردش با این حادثه را خیلی جذاب به تصویر کشیده بود. هیچ وقت یک فیلم بیانگر کل واقعیت نیست چون کارگردان به خاطر جذاب‌تر شدن فیلم روند داستان و حتی شخصیت‌ها را تغییر می‌دهد، مثلا شخصیت یولانا خومیک در این فیلم یک شخصیت خیالی است. در کل خیلی فیلم غمگین، استرس‌زا و خوبی بود.

IMDb

۱۷اردیبهشت
سانست بلوار

سانست بلوار

فیلم‌های قدیمی خیلی داستان‌های جالب و سبک روایت جذابی دارند، بیش‌تر اوقات آخر فیلم رو اول می‌بینی و بعد ماجرای فیلم را برات تعریف می‌کنند. ماجرای یک فیلمنامه نویس که رویای معروف شدن داره و آشنایی اون با یک بازیگری که در زمان فیلم‌های صامت از معروفیت ویژه‌ای برخوردار بوده، سبک برخورد و روابط بین این دو آدم خیلی روی من تاثیرگذار بود، بعضی از رفتارهایی که ناخواسته در گذشته از خودم بروز می‌دادم و شاید امروز هم شدیدا در حال مبارزه با اونها هستم در این فیلم به خوبی به نمایش گذاشته بود. گاهی وقتی آدم بخشی از زندگی خودش رو در قالب یک فیلم‌ می‌بینه، خیلی بهتر و درست‌تر می‌تونه درباره‌ی خودش قضاوت کنه و بهتر می‌تونه به آدم کمک کنه تا اگر مشکلی هست رفع کنه، خیلی از فیلم‌ها رو شاید به همین خاطر دوست دارم چون شبیه بخشی‌ از زندگی خودمه.

IMDb

۱۶اردیبهشت
انتقام جویان: جنگ ابدیت

انتقام جویان: جنگ ابدیت

یکی از پوچ‌ترین فیلم‌هایی بود که دیدم، واقعا هیچ معنی و مفهوم خاصی را نمی‌رسوند. هر کدوم از شخصیت‌های فیلم وقتی در فیلم‌های خاص خودشون بازی می‌کنند، هم زمان برای معرفی خودشون دارند و هم فرصت کافی برای انتقال یک مفهوم مناسب، وقتی تمام این شخصیت‌ها کنار هم جمع می‌شوند بیش‌تر به بپربپر نمی‌رسند چون برای هر شخصیت چند دقیقه بیش‌تر وقت نیست و باید قابلیت‌های خودشون رو در همین چند دقیقه به نمایش بگذارند.

من شخصا دوست ندارم، مثل این هست که به یک مهمونی پر از آدم‌های مهم و تاثیرگذار دعوت شده باشیم و تنها دو ساعت وقت داشته باشیم، با این زمان به سلام دادن هم نمی‌رسیم چه برسه به ارتباط، به نظرم هیچ وقت دنیا به جایی نمیرسه که نیاز باشه تمام قهرمان‌های اون کنار هم جمع بشن برای نجات بشریت، اصلا قهرمان‌ها اصولا خیلی راحت با هم کنار نمیان، از قدیم گفتن دو تا آشپز در یک آشپزخانه نمی‌گنجه، البته فکر کنم ضرب‌المثل این طوری نبود ولی خب به نظرم مطلب رو می‌رسونه :))

IMDb

۱۵اردیبهشت
درخشش

درخشش

جک نیکلسون به نظرم خدای بازی در نقش‌ آدم‌های روانیه، خیلی فوق‌العاده بازی می‌کنه، من خیلی بازی‌هاش رو دوست دارم. تماشای فیلم‌های ترسناک اصلا جزء علاقه‌مندی‌هام نیست ولی خب از اونجایی که قبل از دیدن فیلم‌هایی که می‌بینم هیچ تحقیقی نمی‌کنم برای همین گاهی پیش میاد وسط یک فیلم ترسناک قرار بگیرم. نمی‌دونم چقدر به تله‌پاتی یا دورآگاهی اعتقاد دارید؟ من بیش‌تر این ویژگی را در مادرم دیده بودم، هر وقت حالم بد میشه، سریع گوشی رو برمی‌داره و بهم زنگ می‌زنه و سوال میکنه، حالم خوبه؟ منم میگم آره مثل همیشه عالیم، بعد از چند دقیقه دوباره تماس می‌گیره و میگه به نظر من که نباید حالت خوب باشه چون من دارم حالت رو حس می‌کنم، چند سال پیش دوستی داشتم که خیلی دوستش داشتم، ارتباط عمیقی با هم داشتیم به حدی که هر وقت یک گندی بالا میاورد من به شدت دچار استرس و اضطراب می‌شدم، یا وقتی حالش خوب نبود، منم حالم خوب نبود و می‌تونستم کامل احساسش کنم، خیلی عجیب بود، حالا به نظرم هر چی این احساس عمیق‌تر باشه می‌تونه ترسناک‌تر باشه. فیلم جذابی بود، ماجرای فیلم حول همچین قدرتی اتفاق میافته.

IMDb

۱۴اردیبهشت
جانگوی رها از بند

جانگوی رها از بند

خیلی فیلم دوست داشتنی بود، بعد از دیدن این فیلم عاشق شخصیت کارگردان فیلم کوئنتین تارانتینو شدم. آدمی که هیچ تحصیلات آکادمی سینمایی نداره و فیلم‌های بی‌نظیری ساخته، این که آدم باید به سمت علاقه‌مندی‌هاش حمله‌ور بشه یعنی همین، این وسط یاد عباس کیارستمی هم افتادم، البته انصافا از نظر من کیارستمی یک چیز دیگه است. جانگو یک فیلم فوق‌العاده بود از نظر من، یک شخصیت ناامید که همه چیزش رو از دست داده می‌تونه با اندکی شانس و تلاش به چیزی برسه که حتی خودش هم در ابتدا باورش نمیشه. نقش دوست خوب هم به نظرم خیلی پر رنگ بود در فیلم، دوست خوب می‌تونه آدم رو به اوج انسانیت و شکوه خودش برسونه و می‌تونه به پایین‌ترین و پست‌ترین جایگاهی که یک انسان می‌تونه بهش برسه هم برسونه و در این فیلم هر دو شخصیت رو میشه پیدا کرد، از یک جنس، از یک رنگ و …، اجزای فیلم خیلی عالی به نظرم کنار هم چیده شدن، حدس زدن قدم بعدی کار راحتی نیست، هرچند همیشه میشه حدس زد آخر این فیلم‌ها چی میشه ولی اینکه چطوری اون طوری میشه هم به نظرم مهمه و مدام با نشدن‌های مختلف با اعصاب و روان آدم بازی میشد. دوست داشتم این فیلم رو.

IMDb

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)