فیلم

۶اسف
ای برادر کجایی؟

ای برادر، کجایی؟

ای برادر، کجایی؟ برای من خیلی فیلم دوست داشتنی بود، ماجرای سه تا دوست صمیمی که به هم زنجیر شدن و تصمیم می گیرن فرار کنن، حماقت هاشون برای رسیدن به پول خیالی و در نهایت رسیدن به پول و زندگی که اصلا انتظارش رو نداشتن، این فیلم از ابتدا با موسیقی شروع میشه و در انتها هم با موسیقی تموم میشه، کارهای احمقانه این سه نفر جریان فیلم رو می سازن و کارهایی که از روی شانس و دوست داشتن و ساده لوحی شون انجام میدن، شبیه به کارهایی که فارست گامپ می کرد، البته این دو فیلم به هیچ وجه قابل مقایسه نیستن و راستش تا حالا فیلمی به دوست داشتنی فارست گامپ ندیدم ولی همین که آدم هایی رو می بینم از روی دوست داشتن و معرفت پای قول و قرارهاشون می مونن یاد فیلم فارست گامپ میافتم، در کل از بین فیلم های برادران کوئن تا اینجای کار این یکی رو بیشتر دوست داشتم.

۴اسف
لباوسکی بزرگ

لباوسکی بزرگ

نقش اصلی داستان رو لباوسکی کوچک بر عهده داره البته دوست نداره کسی اون رو به این اسم صدا کنه و دوستاش اون رو دود صدا می کنن، یک آدم بیکار، بی مسئولیت و بی قید و بند، داستان فیلم از اونجایی شروع میشه که عده ای طلبکار اون رو با لباوسکی بزرگ اشتباه می گیرن و میریزن تو خونش و بعد از یک کتک کاری یکی شون روی قالیچه دوست داشتنیش ادرار می کنه، دود هم که خیلی ناراحت میشه میره بولینگ و همین طور که داستان رو برای یکی از دوستانش تعریف می کنه میگه «اون قالیچه واقعا به اتاق جلوه می داد، نه؟» بعد میره تا خسارتش رو از لباوسکی بزرگ بگیره و این طوری ماجرای فیلم شروع میشه، …

۳اسف
فارگو

فارگو

فارگو، یک نمایشنامه نیست، فیلم با یک نوشته شروع میشه: «این یک داستان واقعی است، به تقاضای بازماندگان، نام‌ها تغییر کرده، به احترام از دست رفتگان، بقیه داستان همان گونه که اتفاق افتاده روایت شده است»، در این فیلم دو خانواده وجود دارن، یکی که وضعیت مالی خیلی خوبی دارن و برای به دست آوردن پول همدیگر رو از دست میدن و دیگری رئیس پلیس شهر هست که با یک نقاش زندگی می کنه، همدیگر رو خیلی دوست دارن و از چیزهای خیلی ساده زندگی لذت می برن، رئیس پلیس در یکی از سکانس های پایانی فیلم جمله فوق العاده ای میگه، «همه‌ی این ها برای چی؟ فقط برای یکم پول؟» نکته جالب فیلم برای من اونجاش بود که طرف می خواست برای بهتر کردن زندگیش یه کار کوچیک به قول خودش انجام بده ولی از اون جایی که هدف وسیله اش رو توجیه کرد، همون کار کوچیکش تبدیل به باتلاقی شد که آخرش توش غرق شد، باید حواسمون خیلی به تصمیمات ساده زندگی مون باشه، چون ممکنه مسیر زندگی‌مون رو تغییر بدن.

۱اسف
وکیل هادساکر

وکیل هادساکر (۱۹۹۴)

وکیل هادساکر ماجرای یک فارغ التحصیل ساده لوح هست که برای کار مهاجرت می کنه و زمانیکه وارد یکی از بزرگ ترین شرکت های تولیدی میشه صاحب اون خودش رو از طبقه چهل و چهارم البته با در نظر گرفتن نیم طبقه اول چهل و پنجم پرت می کنه پایین، به نظر من فیلم کمدی جالبی بود، به خصوص که تلاش کرده بود زندگی فردی آدم ها رو به تصویر بکشه، در این فیلم دو نفر که در نگاه اول احساس می کنیم هیچ نقش مهمی در فیلم ندارن نقش فرشته‌ی خوب و بد رو بازی می کنن، آدم هایی که به نوعی چرخش داستان دست اوناست، به طرز خوبی نقش محیط و آدم ها رو توی زندگی فردی نشون داد، به طوری که بعد از مدتی آدم ساده و خوب داستان به خاطر پول، محیط و آدم های اطرافش تبدیل به آدمی میشه که هیچ وقت تصورش هم نمی کرده و کسی که دوستش داشت بهش میگه: «چیزی که دردناکه دیدن توئه که دنبال پول، روحت رو زیر پا می گذاری، …»، آدم ها تغییر از سمت خوبی به بدی رو در وجودشون راحت احساس نمی کنن، توی فیلم هم خیلی خوب به تصویر می کشه، چون اون حالت حس خوشحالی مقطعی خوبی رو به آدم منتقل می کنه و نمی تونه خودش رو درست تصور کنه، در کل این فیلم رو دوست داشتم، دومین فیلمی بود که از برادران کوئن می دیدم.

۳۰شهر

مسافر

توی اتوبوس نشستم، خیلی خوابم میومد، تصمیم داشتم بخوابم، چشم هام داشت کم کم بسته میشد، که راننده محکم پاش رو کوبید روی ترمز، چشم هام سریع باز شد، دیدم چند میلی متری یک کامیون هستیم، سریع فرمون رو چرخوند و همه مسافر ها به سمت دیگه ای پرتاب شدن، دیگه نمی تونستم بخوابم، تا صبح دلشوره داشتم و سعی می کردم راننده نخوابه، نماز صبح اتوبوس نگه داشت، پیاده شدم و یک نفس عمیق کشیدم، دیگه خوابم نمی برد، وقتی سوار اتوبوس شدم، دیدم راننده دیگه بیدار شده، منم لپ تاپم رو درآوردم و فیلم مسافر رو گذاشتم و شروع کردم به تماشا، این فیلم رو نمایشگاه کتاب امسال از غرفه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان خریده بودم. ادامه مطلب »

۱۷شهر

Ocean’s Eleven

امروز کسی ازم خواسته بود تا درباره کار تیمی در جایی صحبت کنم و زمان زیادی هم بهش اختصاص داده بود، راستش اصلا حال و حوصله نداشتم و نمی خواستم برم ولی چون قول داده بودم باید می رفتم، یک بار دیگه این کار و کرده بودم و خیلی برام سخت نبود ولی شب نمی دونم چی شد که تصمیم گرفتم شبیه قبلی نباشه برای همین شروع کردم به فکر کردن و مطالعه کردن، من کلا از کارهای تئوری و اینکه یک پاورپوینت درست کنیم و یک سری کلمات قلمبه و سلمبه هم توش به کار ببریم که بگیم ما خیلی می فهمیم خوشم نمیاد، چون هیچ وقت به دردم نخوردن، همیشه کارهای عملی بیشتر تو ذهنم می مونن چون تبدیل به خاطره می شوند و تصمیم گرفتم خاطره بسازم، یه جورایی همیشه این کار و می کنم، کاری که هم مفهوم رو کامل درک کنند و هم بازی کرده باشیم. ادامه مطلب »

۱۰شهر

خانه دوست کجاست

خیلی وقت بود فیلم تماشا نمی کردم تا اینکه سازنده عروسک مخمل و زی زی گولو و … دو تا پیشنهاد جذاب داد، یکی برای کتاب بود که گفت شازده کوچولو رو بخونید، یکی هم فیلم بود که گفت «خانه دوست کجاست» رو تماشا کنید، نمی دونم چی شد که تصمیم گرفتم این فیلم رو تهیه کنم و نگاه کنم، این فیلم یکی از آثار مرحوم عباس کیارستمی بود، خیلی قدیمی بود، تصمیم دارم تو این مطلب فقط پیشنهاد بدم این فیلم رو تماشا کنید، نکته ی جذاب این فیلم برای من ساختار شکنی شخصیت اصلی فیلم بود، این ساختار شکنی در ابتدای فیلم به چشم می خورد، وقتی در خونه بود باز همین طور و …، گفت و گوی دو تا پیرمرد درباره تربیت فرزند هم باعث شد تا کلی بخندم، اینقدر جدی برای هم تعریف می کردند و به قول خودشون کارهای تربیتی می کردند که نگو و نپرس، عالی بود، چون احساس می کردند که خودشون الان خیلی آدم موفقی هستند، عاشق انتهای فیلم شدم، حرکتی که بعد از پیدا کردن خانه دوست انجام داد، در کل فیلم خیلی جالبی بود برای من، خیلی خوشم اومد، راستش فکرش رو نمی کردم موضوع به این سادگی این قدر قابلیت داشته باشه که بشه به صورت یک فیلم بلند درآوردش، من خیلی شناخت روی آقای کیارستمی نداشتم، الان هم ندارم ولی به نظرم با دیدن این فیلم میشه فهمید چقدر کارگردان قوی و خوش ذهنی بود، خدا رحمتش کنه.

۱۷فرو

فارست گامپ

فیلم فارست گامپ یکی از بی نظیر ترین فیلم هایی بوده که تا امروز من دیدم، مشخصات فیلم را در IMDB می تونید ببینید و حتی اگر در گوگل جست و جو کنید می تونید اطلاعات بیشتری درباره اش پیدا کنید ولی نظر من این هست که هیچ کدوم از این کارها را انجام ندید، فقط این فیلم را تهیه کنید و بدون هیچ پیش زمینه فکری این فیلم را تماشا کنید، واقعا بی نظیر و فوق العاده است و روی زندگی شما تاثیرات فوق العاده ای خواهد گذاشت، باز هم میگم سعی کنید چیزی درباره اش نخونید.

۱۲فرو

Where the wild things are

فیلم معرفی کردن هم خودش به چالشی برای من تبدیل شده، هر کسی یه چیزی میگه، یکی میگه چرا داستان رو لو دادی، در حالی که من اصلا درباره داستان حرف نمی زنم، یکی هم میگه کلا سناریو فیلم رو عوض کردی، یکی میگه بیشتر می گفتی ببینیم به درد می خوره یا نه، حالا بگذریم از کسانی که هر روز می گن این فیلم ها قدیمی هست، فلش بده چند تا فیلم ۲۰۱۵ برات بریزم، اصلا در یک وضعیت عجیبی به سر می برم، به هر حال تصمیم گرفتم فیلم های خوبی که می بینم رو معرفی کنم، شاید همشون رو معرفی کردم.

دیگه درباره فیلم نظر نمیدم، می تونید مشخصات این فیلم رو در IMDB ببینید، دوست داشتید تهیه کنید و ببینید، مدت ها بود که تصمیم داشتم این فیلم رو نگاه کنم ولی فرصتش پیش نمی آمد، از نظر من فیلم خیلی خوبی بود.

۱۰فرو

ضربه شلاق

توی ایام عید یکی از بچه ها فیلمی گذاشت به اسم ضربه شلاق «Whiplash» که برای من خیلی جذاب و تاثیر گذار بود، کارگردان این فیلم دیمین شازل بود و داستان اندرو نیمن، نوازنده درامز در موسیقی جاز را روایت می کرد، این نوازنده جوان و جاه طلب، عزمش را جزم کرده بود تا از زیر سایه پدرش که نویسنده ای ناموفق بود خارج شود و به اوج قله موفقیت برسد. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)