یادداشت ها

۲۳بهم

یک ماهی که تنها مانده است

چهل روز پیش، با نوشتن یک مطلب با عنوان «بنویسید تا خودتون رو بهتر بشناسید» خودم رو در یک چالش یا برنامه ای انداختم، که باید به مدت چهل روز، هر روز یک مطلب در بلاگم منتشر می کردم، این دفعه ی دومی بود که در سال ۹۳ یک همچین تصمیمی گرفته بودم، دفعه قبل که بعد از چهل روز تا سی روز بعدش هم هر روز نوشتم، و این بار هم به لطف خدا با تمام سختی ها و مشکلاتی که به وجود آمد، مقاومت کردم و الان دارم چهلمین مطلب رو هم در روز چهلم می نویسم. ادامه مطلب »

۲۲بهم

زمانی که به خواب رفته است

امروز داشتم برای سال ۹۴ برنامه ریزی می کردم، به جایی رسیدم که باید به برنامه ها زمان اختصاص می دادم، تا الان ۵۲ برنامه را در قالب ۱۰ سرفصل طراحی کردم که باید در سال ۹۴ انجامشون بدم، قبل از اختصاص زمان برام این سوال پیش اومده بود که من چقدر زمان در اختیار دارم، با چند تا عملیات ضرب متوجه شدم، ۳۶۵ روز، معادل ۸۷۶۰ ساعت، معادل ۵۲۵۶۰۰ دقیقه، معادل ۳۱۵۳۶۰۰۰ ثانیه زمان در اختیار دارم و می تونم ازشون در انجام کارهایی که دوست دارم استفاده کنم. ادامه مطلب »

۲۱بهم

باران که می بارد تو می آیی

امسال خیلی زمستون عجیب و غریبی بود، احساس مردم جنوب رو پیدا کرده بودم که برف کلا نمی بینند، دریغ از یکی دو تا دونه برف، خدا رو شکر بچه که بودیم برف های خیلی خوبی رو تجربه می کردیم، یادم میاد یک بار این قدر برف اومد که تا یک هفته مدرسه ها رو تعطیل کردند، کلی امتحان هم لغو شد، اصلا برف و بارون دوست داشتنی ترین نعمت های خداوند هستند، فقط نمی دونم چرا خدا امسال نعمت هاش رو از ما دریغ کرده بود، حالا ما هیچی، چقدر بچه ها ناراحت شدند. ادامه مطلب »

۲۰بهم

خشم خود را بدید گودزیلا قورت بده

مطلب قبلی را که نوشتم و منتشر کردم، یک گودزیلای دیده شده در حوالی وب، عکس این مطلب را توییت کرد و گفت این عکس به این موضوع بیشتر می خوره، من هم که گوشم به این حرف ها بدهکار نیست، ولی ترس عجیبی هم از گودزیلا ها دارم، تصمیم گرفتم سیاست نه سیخ بسوزه نه کباب را در پیش بگیرم و مطلبی متناسب با این تصویر به احترام این گودزیلای عزیز بنویسم، اتفاقا امروز تجربه چند تا عصبانیت هم داشتم، شاید باعث بشه بهتر درباره این موضوع بنویسم. ادامه مطلب »

۱۹بهم

در جلسات از مواضع خود عقب نشینی نکنید

من از هر چی جلسه هست بدم میاد، هیچ خروجی اصولا ندارند، توی ایران خیلی ها فکر می کنند کار مدیر جلسه رفتن هست، بعضی وقت ها که از من برای شرکت در جلسه ای دعوت میشه و من رد می کنم، وقتی دلیلش رو می پرسند، یک جواب کوتاه میدم، میگم، جلسه ای که پول توش نباشه مفت نمی ارزد، اینقدر وقت ندارم در یه همچین جلساتی شرکت کنم، یه عده ای هم روزی شون رو از همین جلسه رفتن ها و حق الجلسه گرفتن ها تامین می کنند. ادامه مطلب »

۱۸بهم

بیایید یکم منظم و مرتب باشیم

از اولین ویژگی هایی که در خودم کشف کردم این بود که آدم منظم و مرتبی نیستم، هر وقت اتاقم رو تمیز می کنم، بعد از چند روز به بازار شام تبدیل میشه که دیگه نمیشه چیزی رو توش پیدا کرد، اصلا دست خودم هم نیست، کلا اینجوری هستم، بیشتر که بهش فکر می کنم، لذت می برم از اینکه نمی تونم چیزی رو توی اتاقم پیدا کنم و اینکه روی میزم اینقدر کاغذ و وسیله هست که دیگه به زور باید برای لپ تاپم جا باز کنم ولی مشکلاتی هم برای خودش به همراه دارد. ادامه مطلب »

۱۷بهم

لیست کارهای روزانه را روی کاغذ بنویسید

من هر روز که از خواب بیدار میشم کلی کار برای انجام دادن دارم و زمانی که می خوام برم توی رختخواب کلی کار انجام نداده یادم میافته، همیشه فکر می کردم حافظه خیلی خوبی دارم، البته بدون شک همینطور هم هست، ولی حجم و تعداد کارهایی که باید یادم بمونه و چالش هایی که بعضی از کارها برام ایجاد می کنه باعث میشه اولویت و حتی خود کار را دیگه فراموش کنم و اینقدر درگیر کارهای بی اهمیت بشوم که از اصل موضوع و کارهای مهم باز بمونم. ادامه مطلب »

۱۶بهم

ما برند ها رو می سازیم

وقتی چگونگی شکل گیری بزرگ ترین برند های دنیا رو می خونید، احتمالا اولش خندتون می گیره و این سوال در ذهن تون ممکنه ایجاد بشه که مگه میشه این همه مسخره بود! خیلی هاشون اسم هایی که گذاشتن رو فقط دوست داشتند، ولی اونها با کارهایی که انجام دادن به اون اسم هویت دادند و به مرور زمان شخصیت برای اون اسم درست کردند و بعضی هم قوی تر عمل کردند برای اون اسم داستان هم ساختن که امروزه ما داستان برند هایی رو تعریف می کنیم که روزی چیزی نبودند. ادامه مطلب »

۱۵بهم

به دلایل مثبت خود بیشتر بها دهید

گاهی به من انجام کارهایی پیشنهاد می شود که یا کسی قبول نمی کند یا اگر قبول کرده مونده توش و نمی تونه انجامش بده، وقتی به مسئله نگاه می کنم دلیل اینکه خیلی ها قبول نکردند اون کار را انجام بدهند می فهمم و به احتمال زیاد اگر هیچ دلیلی برای انجام دادن اون کار پیدا نکنم من هم انجام نخواهم داد، ولی خیلی وقت ها هم پیش میاد یک دلیل برای انجام دادن اون کار پیدا می کنم در کنار صدها دلیلی که برای انجام ندادن اون کار دارم، اون وقت جور دیگه ای به مسئله نگاه می کنم. ادامه مطلب »

۱۴بهم

خود رویاهاتون رو با خود واقعی تون هماهنگ کنید

امروز بعد از مدت ها بالاخره رسالت زندگیم رو به صورت کامل تر و دقیق تر در قالب کلمات درآوردم، از امروز تمام اهداف و برنامه هام را در جهت رسیدن به اون طراحی خواهم کرد و هر روز صبح با انرژی زیاد از خواب بیدار خواهم شد و با تمام قدرت به سمت تحقق رسالت خود خواهم رفت و با مشکلات پیش رو خواهم جنگید، رسالت من در زندگی، در یک جمله این خواهد بود، «تلاش خواهم کرد کارهایی انجام بدم  و چیزهایی بسازم تا مردم دنیا با رویاهاشون زندگی کنند و زندگی شادتری داشته باشند» ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه