یادداشت ها

۱۵اسفند
اصلا نمی‌دانی چه چیزهایی را نادیده می‌گیری

اصلا نمی‌دانی چه چیزهایی را نادیده می‌گیری

«خطای حواس جمعی می‌تواند بسیار خطرناک باشد، به عنوان مثال زمانی که وسط رانندگی با تلفن حرف می‌زنیم. بیشتر دفعاتی که چنین کاری می‌کنیم اتفاقی نمی‌افتد. تماس تلفنی به خودی خود تاثیر مخربی بر فرآیند ترمز گرفتن ماشین ندارد، اما به محض این که این اتفاق رخ دهد، مثلا کودکی از جلو ماشین بگذرد، به علت حواس‌پرتی دیگر برای عکس‌العمل به موقع دیر شده. مطالعات نشان داده واکنش رانندگانی که از تلفن همراه استفاده می‌کنند به کندی کسانی است که الکل یا مواد مخدر مصرف کرده‌اند. به علاوه اصلا مهم نیست تلفن همراه را با یک دست گرفته باشی، آن را بین شانه و فکت گذاشته باشی یا این که از هندزفری استفاده کنی، در پاسخگویی تو به وقایع غیرقابل پیش‌بینی هیچ تغییری حاصل نمی‌شود.◊»، من به شخصه پشت فرمون ماشین خیلی زیاد با تلفن همراه کار می‌کنم. انصافا از الان تصمیم گرفتم دیگه این کار را انجام ندم.

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۱۴اسفند
چرا رمان‌ها را به آمار و ارقام ترجیح می‌دهی؟

چرا رمان‌ها را به آمار و ارقام ترجیح می‌دهی؟

«در نتیجه، در مواجهه با داستان‌های انسانی مراقب باش. راجع به داده‌ها و تحلیل آماری پشت آن‌ها بپرس. با این روش، همچنان می‌توانی تحت تاثیر داستان قرار بگیری، ضمن این که قادر خواهی بود از زاویه‌ی درستی به آن نگاه کنی. اما اگر می‌خواهی مردم را ترغیب کنی و به سمت پایان مورد نظر خودت ببری، اطمینان حاصل کن که حتما نام‌ها و چهره‌ها چاشنی داستان تو شده باشد.

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۱۳اسفند
قلعه‌ی خودت را بساز

قلعه‌ی خودت را بساز

«از بین تمام احساسات، حسادت احمقانه‌ترین‌شان است. چرا؟ چون تقریبا به آسانی می‌توان خاموشش کرد، برخلاف خشم، ناراحتی، ترس. بالزاک می‌نویسد (حسادت احمقانه‌ترین عادت بد است، چون حتا یک مزیت هم ندارد) به طور خلاصه، حسادت خالصانه‌ترین نوع خودستایی است. علاوه بر این وقت تلف کردن محض است. چگونه حسادت را مهار کنی؟ اول از همه، خودت را با دیگران مقایسه نکن، دوم، دایره‌ی توانایی‌ات را پیدا کن و خودت آن را پر کن، موقعیتی را برای خودت خلق کن که در آن بهترینی. مهم نیست حوزه‌ی مهارتت چه‌قدر کوچک باشد. مهم این است که پادشاه قلعه هستی.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۱۲اسفند
چرا تصمیم‌های سال جدید نتیجه نمی‌دهند؟

چرا تصمیم‌های سال جدید نتیجه نمی‌دهند؟

«اهمال، تمایل به عقب انداختن کارهای ناخوشایند اما ضروری است، سفر دشوار به باشگاه ورزشی، اتخاذ یک سیاست بیمه‌ای ارزان‌تر، نوشتن نامه‌های تشکر‌آمیز، حتا تصمیم‌های سال نو هم کمک چندانی به تو نمی‌کند. اهمال کردن کار ابلهانه‌ای است، چرا که هیچ پروژه‌ای قرار نیست به خودی خود کامل شود، ما می‌دانیم انجام یک کار سودمند است، پس چرا دائما آن را به روز دیگری موکول می‌کنیم؟ به خاطر وجود بازه‌ی زمانی بین کاشت و برداشت. پر کردن این فاصله نیازمند میزان زیادی قوای ذهنی است.◊»

«این یک مفهوم بنیادی است. اراده و خویشتن‌داری چیزی نیست که بیست و چهار ساعت در خدمت تو باشد. نیاز به ترمیم و بازسازی دارد. اما خبر خوب این است که برای به دست آوردن آن تمام کاری که نیاز دارید انجام بدهید، افزایش قند خون و استراحت است. اما نکته‌ی ضروری بعدی به کار بردن یک سری فوت و فن است که تو را سرپا نگه می دارند. یکی از این کارها حذف کردن عوامل حواس‌پرتی است.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۱۱اسفند
چرا پول برهنه نیست؟

چرا پول برهنه نیست؟

در گذشته دوستی داشتم که هر وقت پولی را همین‌طوری بهش می‌دادم، پیشنهاد می‌داد بریم بیرون چیزی بخوریم، یا فلان چیز را بخریم و …، همین دوست زمانیکه با انجام کاری پولی به دست میاورد انگار آدم دیگه‌ای میشد، ترجیح می‌داد با آدم‌های دیگه‌ای بیرون بره، برای خودش چیزهای مهمی بگیره یا حتی پس‌اندازش کنه، در صورتیکه میزان هر دو پول فرق چندانی با هم نداشتند و در کل پول همان پول بود، ولی نحوه‌ی هزینه‌کردش برای اون متفاوت بود، یادم میاد یکی از شرکت‌های مخابراتی طرحی گذاشت که هر چقدر دوست دارید صحبت کنید، پول ۵ دقیقه را پرداخت کنید، یک ماه خیلی‌ها عادت به چنین کاری کرده بودند، بعد از اینکه طرح را برداشتند، مردم همچنان عادت داشتند صحبت‌های غیرضروری کنند و بیش از پنج دقیقه صحبت کنند، با هزینه‌هایی سرسام‌آور، بهتر است لباس‌های تحریک‌کننده را از تن این پول به ظاهر مجانی در بیاوری و لباس کارگری تنش کنی.

۱۰اسفند
چه‌طور جزئیات چشمگیر ما را نابینا می‌کنند؟

چه‌طور جزئیات چشمگیر ما را نابینا می‌کنند؟

«اطلاعات برجسته تاثیر اغراق‌آمیزی بر نحوه‌ی تفکر و عمل کردن تو می‌گذارند. ما تمایل داریم عواملی را که گسسته‌اند، پنهان‌اند و به کندی رشد می‌کنند فراموش کنیم. نگذار بی‌نظمی‌ها تو را نابینا کنند.◊»، یادم میاد توی مدرسه ناظم همیشه قبل از اینکه بریم سر کلاس درباره‌ی بچه‌هایی که شیطون بودن، نظم مدرسه را بهم می‌زدند و … جمله‌های تاریخی جالبی می‌گفت، مثلا یادمه می‌گفت، اگر نمره‌ی انضباط شما ۲۰ نباشه، جایی استخدامتون نمی‌کنه، یا کسانی که آدم‌های شیطونی هستند آدم‌های احمق و درس‌نخونی هم هستند، خود من همیشه یکی از مثال‌هایی بودم که مصداق این جمله نبودم، یعنی خیلی وقت‌ها مدیریت برهم زدن نظم مدرسه با من بود، نمره‌ی انضباطم هیچ وقت ۲۰ نبود ولی جزء شاگردان خوب مدرسه بودم، تا امروز هم کسی از من مدرک دیپلم نخواسته که نمره‌ی انضباطم رو ببینه.

۸اسفند
چرا «آخرین فرصت» باعث می‌شودوحشت‌زده شویم؟

چرا «آخرین فرصت» باعث می‌شودوحشت‌زده شویم؟

«ترس از حسرت ممکن است باعث شود ما بدون منطق تصمیم بگیریم. برای این که از بروز حسی ناخوشایند در ته دلمان جلوگیری کنیم با احتیاط عمل می‌کنیم تا از جمع دور نباشیم. هیچ‌کس از این پدیده در امان نیست. حتا تاجران با اعتماد به نفس بسیار بالا هم در معرضش هستند. ترس از حسرت وقتی آزاردهنده‌تر می‌شود که در کنار (فرصت آخر) قرار بگیرد، فرض کن سال‌ها در آرزوی خرید یک خانه بودی. زمین در حال کمیاب شدن است. تنها تعداد کمی نقشه با منظره‌ی دریاچه باقی مانده است. سه‌تا، بعد دوتا و حالا یکی، این فرصت آخر توست! این فکر به مغزت حمله می‌کند، تسلیم می‌شوی و آخرین خانه را با قیمتی سرسام آور می‌خری. ترس از حسرت فریبت داد و باعث شد فکر کنی یک موقعیت استثنائی نصیبت شده، اما در واقعیت یک خانه با منظره‌ی دریاچه همیشه در بازار وجود خواهد داشت. آخرین فرصت‌ها ما را به تشویش می‌اندازند و ترس از حسرت حتا می‌تواند ذهن سخت‌گیرترین معامله کنندگان را هم نابود کند.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۷اسفند
چرا با شرایط موجود همراهی می‌کنی؟

چرا با شرایط موجود همراهی می‌کنی؟

«اثر پیش فرض حتا وقتی گزینه‌ی استاندارد مطرح نمی‌شود باز هم وجود دارد. در چنین مواردی، ما گذشته‌ی خود را پیش فرض قرار می‌دهیم و به این ترتیب شرایط موجود را دامنه دار می‌بینیم. مردم پیش فرض‌های خود را دنبال می‌کنند. وقتی حق انتخاب داریم، بین آن چه از قبل امتحانش را پس داده و آن چه جدید است، ما بیشتر به محافظه‌کاری تمایل داریم. حتا اگر آن تغییر مفید باشد. اثر پیش فرض و خطای شرایط موجود هر دو نشان می‌دهند ما تمایل داریم به همه چیز، همان طوری که هست وفادار بمانیم، حتا اگر چنین کاری به ضررمان باشد. با تغییر تنظیم پیش فرض، می‌توانی رفتار انسان را تغییر بدهی.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۶اسفند
تفاوت ریسک و عدم قطعیت

تفاوت ریسک و عدم قطعیت

«ریسک یعنی این که احتمالات معلوم‌اند. عدم قطعیت یعنی احتمالات نامعلوم‌اند. بر اساس ریسک، شما می توانید تصمیم بگیرید قمار بکنید یا نه، اما در قلمرو عدم قطعیت اتخاذ تصمیم بسیار دشوارتر است. واژه‌های ریسک و عدم قطعیت به اندازه‌ی کاپوچینو و اسپرسو اشتباه گرفته می‌شوند، البته با عواقب جدی‌تر. تو با ریسک می‌توانی محاسباتت را انجام بدهی، ولی با عدم قطعیت نمی‌توانی. دانش سیصد‌ساله‌ی ریسک، آمار نامیده می‌شود. در کل هر کسی که امیدوار است شفاف فکر کند باید تفاوت بین ریسک و عدم قطعیت را متوجه بشود. فقط در چند حوزه‌ی محدود می‌توانیم روی احتمالات حساب کنیم، کازینوها، پرتاب سکه و کتاب‌های احتمالات. اغلب اوقات با مشکل عدم قطعیت مواجه‌ایم. یادبگیر با آن کنار بیای.◊»

پی‌نوشت:
◊ هنر شفاف اندیشیدن نوشته‌ رولف دوبلی

۵اسفند
چرا به یک تیم فوتبال علاقه پیدا می‌کنی؟

چرا به یک تیم فوتبال علاقه پیدا می‌کنی؟

هیچ وقت نفهمیدم چرا باید عاشق یک تیم فوتبال باشم، اصلا چه فرقی میکنه از تیم الف طرفداری کنم یا از تیم ب، همیشه برای من بی‌معنی بوده که یکی دیگه داره وسط زمین بازی میکنه و لذت می‌بره، من برای چی باید هیجان بی‌خودی داشته باشم، استرس بگیرم یا ناراحت و شاد بشم، بگذریم که نمی‌فهمم چرا بیست و دو نفر باید دنبال یک توپ بدوند، از همه بدتر شاید یک بار تیم ب بهتر از تیم الف بازی کنه چرا من باز باید طرفدار تیم الف باشم، این درباره‌ی سیاست هم این روزها بدجوری به چشم می‌خوره، هیچ وقت نفهمیدم چرا باید از حزب خاصی حمایت کنم یا نظریاتشون  رو قبول کنم و حتی ترویج کنم، این خیلی مسخره است برای من چون همیشه تمام احزاب نقطه نظرات اشتباه و به دردنخوری هم دارند، من همیشه یک اصل اساسی داشتم، هرگز با هر دو پا وارد هیچ جریان سیاسی نشو، البته میشه گسترش داد و گفت هرگز با هر دو پا وارد هیچ گروهی نشو، من هر وقت ببینم حرف کسی با منطقم جور در نمیاد مخالفت می‌کنم، حضرت علی (ع) یه حدیث داره به این مضمون که نگاه نکن چه کسی داره حرف میزنه، ببین داره چی میگه!

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)