۲۱فرو
Game Of Thrones

بازی تاج و تخت

سریال بازی تاج و تخت احتمالا اولین و آخرین سریالی هست که دیدم، چون فهمیدم جنبه دیدن سریال رو ندارم و شاید هم این سریال اونقدر برای من جذاب بود که دوست داشتم بعد از دیدن هر قسمت ببینم در قسمت بعدی چه اتفاقی می‌افته، به نظرم اگر بعضی جاهای فیلم رو نادیده بگیریم، فیلم فوق العاده‌ای بود، مفاهیج جالبی در خودش داشت، در هر قسمت به خصوص در فصل‌های اول هر شخصیتی رو که در ذهنم به عنوان شخصیت اصلی فیلم در نظر می‌گرفتم بعد از چند قسمت کشته می‌شد و باورش خیلی برام سخت بود و شاید سخت‌ترینش هم کشته شدن جان بود که در فصل بعدی با زنده شدنش حالم بهتر شد(لبخند)، سه تا شخصیت رو بیشتر از همه دوست داشتم، جان اسنو، هودور و برن استارک، بیشتر از این دوست ندارم درباره‌ی این سریال چیزی بنویسم، البته وقتی شروع کردم به نوشتن این مطلب خیلی چیزها رو دوست داشتم بنویسم که الان از نوشتنشون صرف نظر می‌کنم، در کل به خاطر پیچیدگی‌ها و جذابیت‌هایی که داشت خیلی دوستش داشتم.

 

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)