۲۶اسف

دفتر یادگاری های ۹۳

یادم میاد بچه که بودم همیشه یه سر رسید توی کیفم بود، هر جایی که می رفتم می دادم آدم ها توی یکی از صفحاتش برام هر چی دوست دارند بنویسند، امروز داشتم اون سر رسید ها رو نگاه می کردم اینقدر خاطره برام زنده شد که دلم می خواست برگردم به گذشته، خیلی از اون دفاتر در اتوبوس و در سفر پر شده بودند، یادش به خیر، تصمیم دارم در سال ۹۳ در همین چند روزی که مونده تا سال جدید شروع بشه از شما بخوام در قسمت نظرات، هر چی دوست دارید برای من بنویسید. ادامه مطلب »

۲۵اسف

من کوله پشتی ام را برداشتم، بریم

برگردیم عقب، یکم بیشتر، یکم دیگه، خوبه، اول فرودین ۱۳۹۳، یک شروع خوب با چشم اندازی فوق العاده برای سال پیش رو، همه چیز آماده و محیا بود، پانزده روز ابتدای سال هم عمکرد نسبتا خوبی داشتم، مشکلات روند طبیعی و آرومی به خودشون گرفته بودند و من به چیزی به جز جلو رفتن فکر نمی کردم تا اینکه شانزدهم فروردین همه چیز تغییر کرد، همیشه از انسان هایی که مثل گاو توی زندگیم پیداشون میشه و همه چیز رو به هم می ریزند بدم می آمد، چه برسه آدم هایی که تمام معادلات را به هم می ریزند. ادامه مطلب »

۲۴اسف

قوانین راهنمایی و رانندگی در استخر

سفرنامه تبریز

یه مدت بود به دوستان قول داده بودم قبل از عید یه سفر به تبریز داشته باشم، بعد از سوختن سالار تمام معادلات من تغییر کرد به خصوص که هزینه درست و حسابی هم روی دستم گذاشت، یکی دو روز با خودم درگیر بودم که برم یا نرم چون به جز اون تنهایی هم حوصله نداشتم، تا اینکه به علی پیشنهاد دادم با من به سفر تبریز بیاد از قضا اون هم قبول کرد، رفتم بلیت هواپیما بگیرم ماشالله تا عید جا نمی داد، مجبور شدم بلیت اتوبوس بگیرم که اونم از شانس فقط دو تا جا داشت اون هم پشت سر راننده بود. ادامه مطلب »

۲۳اسف

آوخ از آن برادر با جان برابرم

یکی از هم صحبت های یکی دو سال گذشته من شهریار بوده و هست، خیلی این مرد رو دوست دارم، یادم میاد برای اولین بار که رفتم تبریز و به خونه شهریار سر زدم حال و هوای خیلی عجیبی داشتم، همون بار سر مزار ایشون هم رفتم، خیلی وقت ها وقتی دلم می گیره دیوان شهریار رو بر می دارم و فالی برای خودم می گیرم و پای صحبت های شهریار می شینم، انگار همین الان جلوی روی من نشسته و داره برای من شعر می خونه، خدا رحمتش کنه. ادامه مطلب »

۲۲اسف

۲۲ روز گذشت،…

جمع بندی هفته سوم

امروز بیست و دو روز از شروع برنامه های جدید من میگذره، همه چیز خیلی خوب داره پیش میره و همه چیز سر جای خودش هست و من هم انگیزه فوق العاده ای برای ادامه مسیر و ساختن آینده دلخواه خودم دارم، فقط در سرفصل برنامه ای یادگیری مشکلات جدی به وجود آمده که بیشتر اون به خاطر تنبلی هست ولی برنامه های خوبی هم برای پیشبرد اون بخش دارم و سعی خواهم کرد طی چند روز باقی مانده از ماه اسفند و سال ۹۳، عقب افتادگی های اون سرفصل هم جبران کنم. ادامه مطلب »

۲۱اسف

زنگ خونه خدا رو بزنید

خدایا سلام، باورت میشه نفهمیدم این هفته چطوری گذشت؟ البته هفته های پیش هم متوجه نمی شدم ولی این هفته دیگه خیلی زود تمام شد، سعی کردم هواسم بیشتر بهت باشه، انصافا خودت هم شاهدی بهتر از هفته های پیش عمل کردم ولی می دونم راضی نیستی، چون هم تو خدایی و هم من بنده تو و بهتر از خودم می دونی که می تونستم بهتر از این باشم ولی نیستم، البته حس می کنم ته دلت یکم راضی هستی، آخه من هم سعی خودم رو بیشتر از قبل کردم. ادامه مطلب »

۲۰اسف

راه اپل

کتاب راه اپل را از یکی از دوستانم گرفتم و خوندم و بدون شک جزء کتاب های خیلی خوبی بود که تا حالا خوندم به شما هم توصیه می کنم بخونید به خصوص به کسانی که در حال راه اندازی کسب و کاری هستند و یا کسب و کاری دارند و دوست دارند در اون حوزه بهترین باشند، این کتاب از دوازده فصل تشکیل شده که هر کدوم به بررسی یکی از ویژگی های خاص شرکت اپل پرداخته، از شروع کار و زمانی که استیو جابز دیگر در شرکت نبود و کمی هم زمانی که دوباره به شرکتی که خودش راه اندازی کرده بود بر می گردد. ادامه مطلب »

۱۸اسف

دوست داشتن مادر

چند وقت پیش که داشتم برنامه های سال ۹۴ را آماده می کردم به این فکر افتادم که چرا به همه چیز فکر می کنم و براشون وقت و هزینه می کنم ولی برای عزیزترین کسی که توی این دنیا دارم یعنی مادر برنامه ای ندارم، برای همین به جای یک برنامه، یک سرفصل برنامه ای را به خانواده اختصاص دادم، تا بتونم برنامه هایی را برای قدردانی هر چند ناچیز، چون هیچ چیزی جای زحمات مادر را نخواهد گرفت و حتی برای قدردانی از پدر و با هم بودن و حتی یادگیری مهارت های زندگی برای تعاملات هر چه بهتر با خانواده طراحی و اجرا کنم. ادامه مطلب »

۱۷اسف

اسمش همین است

این کتاب را خواهرم روز نهم اسفند به مناسبت روز تولدم بهم هدیه داد، جالب این جاست که من آدم شعر دوستی نیستم، یعنی شعر رو خیلی دوست دارم ولی شعر رو دنبال نمی کنم، هر از چند گاهی حافظی می خونم یا بیشتر مواقع فالی با دیوان شهریار می گیرم و لذت می برم، به هر حال این کتاب شعر را برای من خرید، درباره این کتاب و اشعار اون قضاوت نمی کنم، چون من در این زمینه تخصص ندارم و اگر حرفی بزنم به احتمال زیاد حرف درستی نخواهد بود و در مقام مقایسه هم، نباید با کتاب شهریار مقایسه اش کنم. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه