۱۸آبا

زود خوب شو!

امروز روز خیلی سختی بود برای من، مدتی هست درگیر یک سری ناملایمات روحی شدم که به شدت باعث آزارم شده و به سرعت هر چه تمام تر در حال خراب کردن همه چیز هست یه جورایی سرعت تخریبش به حدی بالاست که تلاش های من برای بهبود شرایط و اوضاع اصلا به چشم نمیاد، حتی گاهی موجب این میشه هنگام رانندگی حواسم به جلو نباشه و اصلا فراموش کنم در حال رانندگی هستم و با چشم باز به استقبال هیجانات پیش بینی نشده برم، البته من هم از هیجان بدم نمیام ولی نه دیگه این طوری. ادامه مطلب »

۱۷آبا

مهارت حل مسئله ی من کجاست؟!

امروز بعد از مدت ها برای نوشتن اولین مطلب از چالشی که به تازگی شروع کردم دچار ترس و نگرانی شدم، ساعت ها به موضوعات مختلف فکر می کردم ولی هیچ ایده ای به ذهنم نمی رسید، به حدی که به شدت عصبی شده بودم، البته این روزها این اتفاق خیلی برام پیش میاد و سریع با کوچکترین مسئله ای عصبی میشم و حتی گاهی رفتارهای پرخاشگرانه از خودم بروز میدم، نمی تونم بگم تحت اختیار من نیستند، چون به نظرم غیر ممکن به نظر میرسه و اگر چنین فرضی را قبول کنم، اصل داشتن اختیار خودم را زیر سوال بردم، شاید بهتر باشه قبول کنم گاهی رفتارهایی که می کنم تحت کنترلم نیستند. ادامه مطلب »

۱۶آبا

چالش ۴۰ روز نوشتن در وبلاگ شخصی!

مدتی هست مثل پارسال دیوونه بازیم گل کرده و زده به سرم باز هم چالش نوشتن روزانه را شروع کنم حداقل برای ۴۰ روز، ولی حال و هوای این روزهای من با این چالش کمی منافات داره ولی حریف دلم نمی شم و احساس می کنم اگر گوش به حرفش ندم فردا شرمنده اش میشم، پس هر چی می خواد بشه بادا باد، آخرش اینه نتونم دیگه، آسمون که به زمین نمیاد، ولی من می دونم که می تونم، حداقل می تونم به خودم قول بدم که تمام سعی و تلاش خودم رو می کنم تا بشه، همیشه گفتم باز هم میگم، کار نشدنی در عالم وجود نداره، به جز مردن که همه روزی می میریم، با این وجود بقیه کارها همه شدنی هستند، پس باید شروع کنم. ادامه مطلب »

۱۳آبا

بیایید همدیگر را قضاوت نکنیم!

چند وقتی بود که سعی داشتم خیلی چیزها رو تغییر بدم و خیلی کارها رو شروع کنم، منظم و مرتب مثل نوشتن، مثل انجام دادن بعضی کارها، یا درست کردن بعضی از اخلاق و رفتارها، ولی گویا توفیق با ما یار نیست و حال و هوای این روزهای ما قرار نیست رو به بهبودی بره، نمی دونم واقعا، شاید دیگه نتونم بنویسم، شاید و شاید و کلی شاید دیگه، دوست دارم این مطلب رو اگر قراره فعلا آخرین مطلب باشه، شایدم نباشه درباره قضاوت کردن بنویسم، اینکه زود همدیگه رو قضاوت نکنیم، زود تصمیم نگیریم، زود همه چیز رو خراب نکنیم، در پست قبلی هم درباره صبر یکم حرف زدم، اگر بد می نویسم ببخشید، ذهنم متمرکز نیست. ادامه مطلب »

۱۲آبا

صبر و دیگر هیچ!

امروز تصمیم دارم درباره ی موضوعی حرف بزنم که خودم به طرز عجیبی توش مشکل دارم، «صبر» چیزی که هیچ وقت نداشتم ولی امیدوارم در آینده داشته باشم، صبر خیلی چیز خوبی هست، همه جا کاربرد داره، در سختی ها، غم ها، شادی ها، کار، زندگی، دوستی، رفاقت و …، اصولا ما آدم های صبوری نیستیم، شاید کشاورزها را بشه صبور ترین آدم ها دونست، دونه ای رو می کارند، هر روز بهش آب می دهند، مراقبت می کنند ازش تا آروم آروم جوانه بزنه، بزرگ و بزرگ تر بشه تا بشه محصولی قابل برداشت، این روزها ما حال و حوصله ی اینقدر صبر کردن رو نداریم و دوست داریم همین الان تمام مشکلات حل بشه، محصول آماده بشه، چالش های زندگی هر چه سریع تر تمام بشوند. ادامه مطلب »

۹آبا

گاهی نمی شود که نمی شود!

گاهی تو زندگی ما آدم ها فرصت هایی پیش میاد برای کار، زندگی، دوستی، رفاقت، برادری و …، بسته به نوع نگاه و تلاش ما به این فرصت ها یا می شود که نمی شود، یعنی یه جورایی اولش فرصت ها رو می بینیم و می شود، ولی اهمیت نمیدیم و تلاشی هم براشون نمی کنیم برای همین آخرش نمی شود، گاهی نمی شود که می شود، بعضی وقت ها هم ما خیلی توی باغ نیستیم که بخواهیم متوجه فرصتی توی زندگیمون بشیم، یا اینکه خدا فرصتی رو بهمون داده و الان کنارمون هست ولی نمی شود و درکش نمی کنیم ولی چون خدا می خواد آخرش می شود و ما موفق به درک اون فرصت می شیم. ادامه مطلب »

۸آبا

ذهنتان را روی کاغذ بیاورید!

من همیشه وقتی به چیزی دارم فکر می کنم تصویری از اون در ذهنم ترسیم می کنم و بعد براش یک اسم انتخاب می کنم و اون اسم رو به چند نفر از دوستانم و هم تیمی هام نشون میگم بعد هم انتظار دارم کاملا متوجه بشوند که من چه تصویری از اون اسم و عنوان در ذهنم ترسیم کردم، در بیشتر مواقع اطرافیان ما متوجه منظور ما نمی شوند و اظهار بی اطلاعی می کنند ولی در همون چند باری هم که بعضی از دوستان ما که فهم دقیق تری از ما دارند می گویند متوجه شدم چی میگی، باور کنید تصویری که در ذهن شماست رو دریافت نکرده، فقط خودش سریع در ذهن خودش تصویری برای عنوان یا اسمی که بهش دادید ترسیم کرده و بدون شک با تصویر شما فرق داره و این را زمانی درک می کنید که وارد اجرایی کردن اون تصویر ذهنی شدید. ادامه مطلب »

۷آبا

دیروز، امروز، فردا، کدام بهتر است؟

هر روز به خودم قول میدم که از امروز دیگه شروع کنم، مثلا همین نوشتن که چند ماهی هست ازش دور افتادم، ولی ساعت های روز یکی پس از دیگری از جلوی چشمان من عبور می کنند بی آنکه من تکونی به خودم بدم حتی خیلی کوچک، بعد هم آخر شب به خودم قول میدم از فردا دیگه شروع می کنم و شب را به امید فردا صبح می کنم و فردا، امروزی می شود مثل دیروزی که گذشت و این ماجرا پشت سر هم تکرار می شود، اینقدر که ماه ها هم مثل دیروز و امروز و فردا می شوند، بدون آنکه من تغییری کرده باشم و یا خوشحال باشم. ادامه مطلب »

۲۱مهر

بیایید امید را زنده کنیم!

دیروز، امروز، فردا، روزها یکی بعد از دیگری در حال پیوستن به گذشته هستند و من به انتظار یک روز خاص نشسته ام، حال آنکه اون روز شاید در گذشته مدفون شده باشد یا همین امروزی باشد که تنها با نشستن و انتظار کشیدن بدون هیچ تلاشی در حال سپری شدن و پیوستن به گذشته است. الان مدت هاست که تصمیم دارم کارهایی را انجام بدم و کارهایی را انجام ندم ولی همچنان امروز و فردا می کنم، نمی دونم در این فردا چه رازی نهفته است که همه ی ما منتظر فردا ها هستیم. ادامه مطلب »

۲۱مرد

کمکی که هیچ وقت نرسید!

گاهی وقت ها برای من پیش میاد که حال و حوصله ی هیچ کس و هیچ کاری رو ندارم، حتی خودم، حتی شما دوست عزیز، ولی همیشه در چنین مواقعی همه دوست دارند با من حرف بزنند، ارتباط شون رو بیشتر کنند، حجم کارهاشون با من صد برابر میشه، تغییرات رفتارشون همزمان با این حال و هوای من انجام می گیره، چالش های گوناگونی درست میشه، به طور کلی همه چیز می ریزه به هم، چون من حال و حوصله مدیریت و انجام هیچ فعالیتی رو ندارم برای همین کنترل همه چیز از دستم خارج میشه. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)