برچسب: ارزش

۱۹تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۱۹): بعضی ها وسط راه پیاده می شوند.

دیشب تو جمع دوستانه ای حرف از آدم هایی شد که به بهانه های مختلف وارد زندگی ما می شوند، بعد از مدتی ادعای رفاقتشان خفه مان می کند و مدتی بعد تر بهانه ای پیدا می کنند یا حتی به خودشون زحمت اونم نمیدن و می روند، صد البته که باید گفت «به درک»، به قول معروف «من کان الله کان الله له»، «هر کس که از برای خدا باشد، خداوند برای اوست»، ما باید سعی کنیم به سمتی بریم که زندگی مون برای خدا باشه و بهترین دوست و رفیق مون خدا باشه، اگر این طوری شد، هر کسی اومد و رفت برامون مهم نخواهد بود، من خودم از جمله آدم هایی هستم که این اومدن و رفتن ها خیلی آزارم میده و این نشون میده هنوز دو سه منزل عقب هستم و خدای زندگیم کم هست. ادامه مطلب »

۳۱فرو

کنار هم معنی پیدا می کنیم

همیشه یه ترس عجیبی از سی سالگی داشتم، هیچ وقت هم دلیلش رو درک نمی کردم، هر جایی می نشستم از بحران سی سالگی حرف می زدند، تا اینکه چند ماه مونده بود به سی سالگیم، کل زندگیم یهو فرو ریخت، احساس کردم دیگه نمی تونم از جام تکون بخورم، جالب اینجا بود که یک ماه قبل از اتمام دهه سوم زندگیم راهی بیمارستان شدم و انواع و اقسام مشکلات و چالش ها پیش اومد، فشارهای کاری، روحی، زندگی، رسما مغزم رفت تعطیلات، دیگه دوست نداشتم به چیزی فکر کنم، حتی علاقه ای نداشتم کار کنم، روز تولدم غمگین ترین تولد عمرم رو تجربه کردم و وارد دهه چهارم زندگیم شدم، تا یکسال بعدش هم کار خاصی نمی کردم، فقط روی تخت دراز می کشیدم و به یک نقطه خیره می شدم و به خودم و کارهایی که کردم و راهی که ازش اومده بودم فکر می کردم و بین آدم ها فقط به یک نفر فکر می کردم که نبود. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه