برچسب: انتشارات هنوز

۲۷مهر
چگونه عادی نباشیم

چگونه عادی نباشیم

چند وقت پیش یکی از بچه ها این کتاب رو توی توییتر معرفی کرده بود و من علاقه مند شدم این کتاب رو بخونم، بیشتر کریس گیلبو نویسنده کتاب سبک زندگی خودش رو تو این کتاب بیان کرده بود و یه جورایی به نظرم قصد داره دیگران رو به این سبک زندگی تشویق کنه، راستش من آدمی هستم که زیاد سفر می کنم و بیشتر دهه بیست تا سی زندگیم رو در سفر بودم، این سبک زندگی رو دوست دارم ولی به نظرم مهم ترین اصل زندگی آرامش و حس خوب داشتن هست، اگر خفن ترین کار دنیا هم انجام بدیم ولی حس خوب نداشته باشیم، به نظرم زندگی نمی کنیم، حالا در سفر و هیجانات یا سر یک کار معمولی، به نظر من باید وقتی دیگران رو به سبک زندگی خاصی تشویق می کنیم از بدبختی ها و مشکلاتی که طی سال ها باهاش دست و پنجه نرم می کنیم هم بنویسم، غیرعادی زندگی کردن کار ساده ای نیست، همه دوست دارن ولی دردش هم به تناسب زیاد هست و همه تحملش رو ندارن یا بهتر دوست ندارن، در کل کتاب خوبی بود و ارزش خوندن داشت، من طرز تفکر نویسنده رو دوست داشتم در حالت کلی ولی خوب بود یک فصل رو به سختی ها و مشکلات این راه اختصاص می داد، انتشارات هنوز هم به نظرم کتاب رو خیلی خوب و شایسته با ترجمه روانی چاپ کرده، امیدوارم تو زندگی همیشه حس خوبی داشته باشید.

قفسه کتاب های من

۱۷مهر
چگونه کمتر نگران پول باشیم

چگونه کمتر نگران پول باشیم

به نظرم این کتاب خیلی بهتر از کتاب «درس های نیچه برای زندگی» بود ولی در کل به نظرم خوندن مجموعه کتاب هایی که نشر هنوز با عنوان مدرسه زندگی چاپ می کنه نسبت به زمانی که از آدم می گیره شاید مفید نباشه، نوع نگاه نویسنده به پول برام جالب بود، ما واقعا چقدر به پول نیاز داریم؟ آیا پول باعث خوشبختی ما میشه! راستش برای من طرح چنین سوالاتی خیلی جالب بود، چون از نظر من درسته که پول باعث خوشبختی شاید نشه ولی می تونه نداشتنش باعث بدبختی بشه، حالا چطوری میشه بین این دو تا رابطه ی درستی تعریف کرد که در این چند روزه دنیا خوشبخت باشیم و خوشحال خودش جای بحث های فلسفی زیادی داره ولی برای من جالب بود چون برای پول تا حالا کار نکردم، نمی دونم الان باید پیشنهاد بدم بقیه بخونند یا نه، راستش اگر کتاب خوب دیگه ای نداشتید برای خوندن، بد نیست بخونید.

قفسه کتاب های من

۶مهر
درسهای نیچه برای زندگی

درس های نیچه برای زندگی

این کتاب رو چند روز پیش از شهر کتاب خریدم، بعد از اینکه خوندنش تمام شد راستش نفهمیدم چرا این کتاب رو من خریدم، البته شاید شما از خوندنش لذت ببرید ولی من بیشتر احساس کردم بیشتر شبیه سوء استفاده از اسم نیچه بود برای فروش کتابشون، پر از کلمات قلمبه سلمبه برای بیان آموزه هایی ساده، به نظرم اون مفاهیم رو خیلی بهتر هم میشد درباره اش نوشت، البته چند صفحه اول کتاب رو که می خونید بدک نیست، هر چی میرید جلوتر احساس می کنید کتاب های بهتری هم برای خوندن بود، بگذریم به نظرم همین چند خط هم برای توصیف این کتاب اضافه بود، چیز خاصی بهم اضافه نکرد به جز چند تا داستان و مثال و ضرب المثل.

قفسه کتاب های من

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه