برچسب: بارون

۹دی
رادیو درون

رادیو درون

آخر شب نهم دی ۱۳۹۶، نشسته بودیم طبقه بالای کافه زمستون، همون میزی که وقتی از پله ها بالا میای اول نظرت رو به خودش جلب می کنه روی همون صندلی همیشگی نشستم که بتونم آدم ها رو ببینم، رو به روم باد نشسته بود و کنارم ابر، فایده ای نداشت، اتفاقی قرار نبود بیافته، همه چیز یک اتفاق بود که شاید نقطه شروع و پایانش پشت همون میز قرار بود اتفاق بیافته بدون هیچ جا به جایی، یعنی بدون حرکت، بلند شدم، با ابر دست دادم و باد رو در آغوش گرفتم، لبخندی زدم، دلم می خواست کلی حرف بزنم ولی فایده ای نداشت، دوباره نگاهش کردم، لبخندی زدم و تنهایی از در کافه خارج شدم، احساس عجیبی داشتم، مدت ها بود چنین حس تلخی نداشتم ولی باید می رفتم، خوشحال بودم چون هر کاری به ذهنم رسیده بود انجام داده بودم و ناراحت برای اینکه قرار نبود بارونی بباره،… ادامه مطلب »

۲۴فرو

دوچرخه سواری زیر بارون

مدتی هست برای رفت و آمد های درون شهری به جای استفاده از ماشین از دوچرخه استفاده می کنم، شنبه کار اداری زیاد داشتم برای همین لیست کارهام رو آماده کردم، گذاشتم توی گوشم، دوچرخه را در آوردم و سوار شدم و به سمت اولین مقصد رکاب زدم، فکر می کنم ۶ کیلومتری شد، هوای خیلی عالی بود، به قول یکی از بچه ها دیگه هوا دو نفره نبود، چند نفره شده بود، وقتی رسیدم مقصد کسی که باهاش کار داشتم نبود ولی من چیزهایی که براش آماده کرده بودم تحویل همکارش دادم و از در اومدم بیرون. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه