برچسب: تبربز

۱۷آذر

آشنایی من با بزرگترین سردمدار مشهد

سفرنامه تبریز – ۲

سه شنبه صبح زود ساعت ۶:۳۰ دقیقه بود که بار و بندیل سفر رو جمع کردم و ریختم تو ماشین ، به سمت پمپ بنزین ، سر راه بنیامین هم سوار کردم ، بعد از اینکه باک رو تا لبش پر کردم ، اومدم پول رو پرداخت کنم که دیدم ، به به ، کارت های بانکی جلوی ماشین بوده و آفتاب از دیروز زحمتشون رو کشیده و به اشکال هندسی زیبایی تبدیل شون کرده ، گفتم اگر بخوام برم بانک ، دیگه به تبریز نمی رسم ، هرچی پول داشتم تو جیبم دادم پول بنزین و بدون پول افتادیم تو جاده ، توی مسیر ، تا ساوه ، داشتیم درباره ی بوم کسب و کار و ایده و ایده پردازی بحث می کردیم ، از خودم متعجب شده بودم که عجب سخنان گوهرباری از خودم متصاعد می کنم و در مسیر ساوه تا قزوین داشتم زنگ میزدم به این و اون تا پول اسکان و اقامت این چند روزه را بریزن به کارت بنیامین ، عجب پروژه ای شده بود ، از همه بدتر این جاده بوئین زهرا بود ، که دو طرفه بود و شبیه توییتر عمل می کرد ، با سرعت می رفتیم تو کامیون ها و توییت های نوشته شده روی اونا رو میخوندیم و با یه نور بالا فیو می کردیم و می رفتیم ، بعد از پرداخت عوارضی داشتم از قزوین خارج میشدم که پلیس (بوق) جلوی مارا گرفت ، زورش اینجا بود ، کل مسیر را با کروز , قانونی اومده بودم و به خاطر ۴ تا سرعت اضافه , ۴۰ هزار تومان جریمه نوشت ، جالب تر این بود که می گفت این که چیزی نیست من ۲ تا بیشترم جریمه کردم (بوق) ، منم دیدم ۴ تا با ۳۰ تا اضافه تر قیمتش یکیه ، ادامه مسیر رو ۱۴۰ تا اومدم تا دلم کمتر بسوزه ، این دفعه چندم بود تو این شهر (بوق) جریمه میشدم , مسیر تا زنجان فضای دلنشینی داشت و از اونجا تا خود تبریز درگیر بازی اسم بودیم . ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)