برچسب: حدیث

۱تیر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۱): یا علی گفتیم و …

امروز یکی از سخت ترین روزهای زندگیم گذشت، همیشه پشت در اتاق عمل رو توی فیلم ها دیده بودم، بدترین حسی که می تونستم تصورش کنم رو داشتم تجربه می کردم، کسی که داخل اتاق بود مادرم بود، عزیزترین آدم زندگیم، همیشه می گفتم دردی که تو دو سال گذشته زندگیم کشیدم رو تو سی سال گذشته اش تجربه نکرده بودم ولی شاید باورتون نشه، امروز فهمیدم دردی ورای این دردها هم هست، دردی که امروز تجربه کردم یک طرف، درد بقیه زندگیم هم یک طرف، اون هم در یک روز، شاید چند ساعت، ما قدر داشته هامون رو تا زمانیکه احساس نکنیم داریم از دستشون می دیم نمی دونیم و می چسبیم به چرندیات زندگی روزمره این دنیا، امروز به تک تک حرف ها و خواسته های مادرم از گذشته تا به امروز فکر می کردم، از خدا خواستم هوای مادرم و داشته باشه، همین و دیگر هیچ. ادامه مطلب »

۱۵اسفند

کوله پشتی را برای یک نبرد سخت برداشتم

چند روز پیش دیدم دوست خوبم امیر مهرانی عزیز که چند سالی هست افتخار آشنایی ایشون رو پیدا کردم مثل سال های پیش از همه دعوت کرده تا کوله پشتی خودشون رو آماده کنند برای شروع سال جدید، امسال شک داشتم این مطلب را بنویسم یا نه، چون شرایط ام خیلی با سال های گذشته فرق کرده ولی با خودم گفتم باز نوشتن بهتر از ننوشتن هست حالا کمی در هاله ای از ابهام بنویسم چه ایرادی داره، بگذریم، آدم زمانی میره سمت کوله پشتی اش که قصد سفر کردن داشته باشه و چیزهایی با خودش می بره که در سفر بهشون احتیاج پیدا می کنه و مقدار و حجم وسایلی که با خودش می بره به مسافت و نوع سفری که انتخاب کرده بستگی داره. ادامه مطلب »

۲۰مهر

بیایید امید را زنده کنیم!

دیروز، امروز، فردا، روزها یکی بعد از دیگری در حال پیوستن به گذشته هستند و من به انتظار یک روز خاص نشسته ام، حال آنکه اون روز شاید در گذشته مدفون شده باشد یا همین امروزی باشد که تنها با نشستن و انتظار کشیدن بدون هیچ تلاشی در حال سپری شدن و پیوستن به گذشته است. الان مدت هاست که تصمیم دارم کارهایی را انجام بدم و کارهایی را انجام ندم ولی همچنان امروز و فردا می کنم، نمی دونم در این فردا چه رازی نهفته است که همه ی ما منتظر فردا ها هستیم. ادامه مطلب »

۳۰دی

سی کاری که باید برای رفیقت انجام بدی

آدم رفیق بازی هستم، شاید هر چی هم توی زندگیم خوردم از همین خصلتم باشه، نمیگم همیشه یکی سرم رو کلاه گذاشت و رفت، نه این طوریا هم نبوده، شاید من بیش از حد رفاقت می کردم و بیش از حد انتظار داشتم از رفیقم، یا شایدم همیشه توی ذهنم دنبال یکی می گشتم برای رفاقت که مثل شخصیت های کتاب های داستان کودکی یا روایت هایی که از ائمه (ع) شنیده بودم، باشه، ولی هیچ وقت کسی رو پیدا نمی کردم، تا اینکه یکی یک کتاب بهم داد با عنوان سی حق دوستی، یکم خیالم راحت شد که من راه رو اشتباه نمی رفتم، ولی شاید اینکه انتظارم از طرف مقابل هم این باشه که این سی حق رو بهم بده، اشتباه بوده باشه. ادامه مطلب »

۲۱مهر

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

به نظر من یکی از زیباترین اسم های دنیا، علی هست، از کودکی عاشق این اسم بوده و هستم، امام علی (ع) هم یکی از عجیب ترین انسان هایی هست که تا کنون شناختم، یادم میاد وقتی فیلم امام علی (ع) رو نگاه می کردم یا داستان هایی از ایشون رو می خوندم یا برام تعریف می کردند، یه حس و حال خاصی بهم دست میداد، فیلم مختار هم با وجودی که درباره ی انتقام از قاتلین امام حسین (ع) بود، ولی محوریت اصلی فیلم امام علی (ع) بود، در کل باید بگم شخصیت بی نظیر زندگی من هست. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)