برچسب: خاطرات تلخ

۲مرد

روزانه های ذهن یک دیوونه (۳۳): باید فراموش کردن رو فراموش کنم

یک سری مشکلات تو زندگی پیش میان که سریالی همه چیز رو می ریزند به هم چه بخواهیم چه نخواهیم، برای هر آدمی این دست مشکلات متفاوت هست، برای من بدترین شکل اش دلتنگی های بی مورد هست، یاد آوری خاطرات تلخ گذشته یا سعی در فراموشی بخشی از زندگیم، گاهی اینقدر تلاش می کنم که یک نفر رو فراموش کنم که خود این تلاش کردن تبدیل به خاطره میشه و دیگه باید فراموش کردن رو فراموش کنم، نمی دونم دلیل اصلی اش چیه، این که نمی خوام حتی صداش رو بشنوم و یا حتی دیگه ببینمش، همه اینها حالم رو به هم می زنه و زمانی که به هر دلیلی می بینمش فقط اون لحظه حالم به هم نمی ریزه، ساعت ها و حتی روزها و گاهی هفته ها زمان می بره تا یکم حال خودم رو بهتر کنم، آدمیزاد به سبک خودم زیاد ندیدم، همیشه این مورد مسخره باعث شده از برنامه هام عقب بمونم و حتی بزنم زیرشون ولی این بار واقعا دارم با تمام وجودم تلاش می کنم خودم رو سریع برگردونم و شکست رو قبول نکنم.

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه