برچسب: خودشناسی

۱۸آذر

این ماه کجا داری میری؟

خیلی وقت بود اینجا چیزی ننوشته بودم، دلیلش نداشتن موضوع و بی حوصلگی و … نبود، به خاطر حجم بالای کارهایی بود که تصمیم گرفته بودم حتما انجامشون بدم و از خودم خیلی راضی هستم به خاطر تصمیماتی که اول ماه گرفتم و انجامشون دادم و یا در حال انجامشون هستم، اول مهر برنامه ریزی جالبی برای خودم کردم و انجامش دادم، آبان برنامه ریزی متفاوتی نسبت به ماه قبل کردم و اونم انجام دادم و ماه آذر گل سر سبد ماه های قبلی هست چون از تجربیات ماه های پیش استفاده کردم به نظر خودم یکی از بهترین برنامه ریزی های خودم رو انجام دادم و تا حد خیلی خوبی تا این لحظه موفق شدم انجامش بدم، البته همیشه میشه بهتر از چیزی شد که در حال حاضر هستیم ولی اگر نسبت به گذشته بررسی کنیم اتفاقات خیلی هیجان انگیزی افتاد، چون کارها به هم وابسته هستن می خوام بعد از به نتیجه رسیدن شون دربارشون مطلب بنویسم، این روزها حس می کنم خیلی بیشتر از قبل خودم رو می شناسم و در مسیر درست تری حرکت می کنم. ادامه مطلب »

۱۳آبا
با خود بودن

وقت هایی برای با خودمون بودن!

این روزها هم خودم و هم تمام آدم های دور و برم سخت مشغول کار هستیم، گاهی وسط کار خودمون رو فراموش می کنیم و اگر یکی از فعالیت های روزانه ای که باید انجامشون بدیم با مشکلی مواجه بشه به شدت به هم می ریزیم، به لطف خوندن کتاب های خوب و کاربردی و فکر کردن درباره این موضوعات راه کارهای جالبی براش پیدا کردم، همین جمعه یکی از بچه ها قرار بود فعالیتی رو انجام بده ولی تماس گرفت و گفت واقعا حال و حوصله اش رو نداره، اینجا بعضی از بچه هایی که درگیر بودن ناراحت شدن ولی من خندیدم و گفتم باشه مشکلی نیست حوصله داری پاشو بریم بیرون، خیلی خوشحال شد و ساعت ها با هم کارهای هیجان انگیزی کردیم و سعی کردم از حال و هوایی که داشت خارج اش کنم، البته نمی دونم چقدر موفق شدم، فقط می دونم حال خودم بهتر شد. ادامه مطلب »

۱۹اسف

همیشه دوست داشتم آدم موثری باشم تا موفق

چند روز هست ذهنم درگیر این موضوع شده که دقیقا توی زندگیم دنبال چی هستم، موضوعات مختلفی از ذهنم عبور می کردند ولی ذهنم روی هیچ کدوم متمرکز نشد به جز دو مورد، موفق بودن و موثر بودن، این واژه ها زمانی برای من معنی بیشتری پیدا کردند که یک بازگشت به گذشته ی لحظه به لحظه از زندگیم در ده سال گذشته داشتم، جالب بود که ما بخشی از زندگیمون رو به ناخودآگاه خودمون می  سپریم و بهش خیلی اعتماد می کنیم مثلا من فرصت های خوبی برای موفق شدن در بعضی جاها داشتم ولی تصمیم گرفتم در اون مقطع آدم موثری باشم، البته تعاریف افراد از این واژه ها متفاوت هست و برعکس فرصت هایی برای موثر بودن داشتم که موفق بودن رو ترجیح دادم. ادامه مطلب »

۱۶آبا

چالش ۴۰ روز نوشتن در وبلاگ شخصی!

مدتی هست مثل پارسال دیوونه بازیم گل کرده و زده به سرم باز هم چالش نوشتن روزانه را شروع کنم حداقل برای ۴۰ روز، ولی حال و هوای این روزهای من با این چالش کمی منافات داره ولی حریف دلم نمی شم و احساس می کنم اگر گوش به حرفش ندم فردا شرمنده اش میشم، پس هر چی می خواد بشه بادا باد، آخرش اینه نتونم دیگه، آسمون که به زمین نمیاد، ولی من می دونم که می تونم، حداقل می تونم به خودم قول بدم که تمام سعی و تلاش خودم رو می کنم تا بشه، همیشه گفتم باز هم میگم، کار نشدنی در عالم وجود نداره، به جز مردن که همه روزی می میریم، با این وجود بقیه کارها همه شدنی هستند، پس باید شروع کنم. ادامه مطلب »

۲۶ارد

هشت سالی که گم شده بود

دیشب برای من شب خاص و عجیبی بود، هر کاری کردم نتونستم بخوابم، خودم رو دیگه در زمان حال احساس نمی کردم، انگار برگشته بودم به هشت سال پیش، حال خیلی خوبی داشتم، به کسی و چیزی فکر نمی کردم، فقط به یک چیز فکر می کردم و با یک نفر حرف میزدم، یه جایی دیگه ترکیدم، نتونستم بغض توی گلوم رو کنترل کنم، هنوز هم نمی دونم خوابم یا بیدار، نمی دونم چه بلایی سرم اومده، نمی دونم چرا این همه داره بهم فشار میاد، فقط خوشحال بودم، این خوشحالی را هم مدیون مادرم هستم، خدایا مادرم را در پناه خودت حفظ کن. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه