برچسب: دانیال یاوری

۲۸بهمن

سفرنامه استارت آپ ویکند ساری

قرار بود من و بنیامین ، ساعت ۸ صبح روز سه شنبه ، ۲۲ بهمن ۹۲ به قصد شرکت در استارتاپ ویکند ، به سمت ساری حرکت کنیم ، ولی چون حجم برنامه های کاری روز پیش زیاد و سنگین بود ، ساعت ۱۰ صبح از اراک بیرون زدیم و بعد از سه ساعت ، رسیدیم اول جاده فیروزکوه ، چون هیچ کدوم صبحانه نخورده بودیم و داشتیم از گشنگی تلف می شدیم ، که همون دور و بر یه اکبر جوجه پیدا کردیم و غذا سفارش دادیم ، با کلی امید و آرزو منتظر نشستیم ، وقتی غذا آماده شد و جلومون گذاشتن ، امیدم کامل نا امید شد ، می خواستم برش دارم بزنم تو سر اکبر ، که فرق مرغ و جوجه رو هنوز نمی فهمه ، به هزار زوری یه تیکه سینه پیدا کردم توش و به زور داشتم می خوردم که ناگهان چشمم خورد به تابلوی معرفی اکبرجوجه و با دیدن عکس اکبر ، هر چی خورده بودم ، کوفتم شد و اشتهام کلا کور شد و رفتم و سوار ماشین شدم ، ولی اعتماد به نفس اکبر هنوز تو لوزالمعدم گیر کرده بود .

وقتی رسیدیم ساری ، حسین و میکائیل عزیز آمدن دنبالمون ، تا با هم بریم به محل اقامت ، میکائیل رو که دیدم ، یاد تگزاس افتادم و خوشحال از اینکه اولین دوست جدید این سفر ، حداقل تیپش اینترنشناله ، یه ۳۰ کیلومتری که طی کردیم ، تابلوی مجتمع تفریحی صدف خودنمایی می کرد ، وقتی رسیدیم ، اولین نفراتی بودیم که رسیده بودیم ، اتاق ۲۹ رو تحویل گرفتیم و رفتیم تو ، با یخچال فرق چندانی نداشت ، کنار بخاری ایستاده بودیم تا بلکه گرم بشیم ، هنوز چند دقیقه ای از رسیدنمون نگذشته بود تا اینکه بچه های تبریز* تماس گرفتن که ما رسیدیم . ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)