برچسب: درگیری ذهنی

۱۷مهر

روزانه های ذهن یک دیوونه (۴۶): وقتی ذهنم درگیر میشه!

این روزها اینقدر فکر می کنم که مغزم دیگه درد می گیره و احساس می کنم ازش دود در میاد بیرون، تو پونزده روز گذشته روزانه ۱۶ ساعت کار کردم بدون هیچ تعطیلی ولی نتونستم بازخورد مناسبی از کارهام دریافت کنم، در چنین مواقعی من خیلی سریع دلسرد میشم به خصوص که این مورد بارها و بارها تکرار بشه و ذهنم نسب به دیگران موضع بگیره و نتونم کاری انجام بدم تا اوضاع بهتر بشه، گاهی احساس می کنم من برای کار تیمی ساخته نشدم، گاهی هم فکر می کنم صبر هم اندازه ای داره برای خودش، راستش مدام ذهنم درگیر همچین سوالاتی هست، البته این هم بگم که انصافا هیچ پونزده روزی به این خوبی تو زندگیم نداشتم، خیلی چیزهای هیجان انگیزی یاد گرفتم، از همه مهمتر قدم بعدی هم برای فراموش کردن گذشته برداشتم و اونم اینه که دیگه برام مهم نیست و دنبالش نمی گردم.

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه