برچسب: سختی ها

۳۱فرو

کنار هم معنی پیدا می کنیم

همیشه یه ترس عجیبی از سی سالگی داشتم، هیچ وقت هم دلیلش رو درک نمی کردم، هر جایی می نشستم از بحران سی سالگی حرف می زدند، تا اینکه چند ماه مونده بود به سی سالگیم، کل زندگیم یهو فرو ریخت، احساس کردم دیگه نمی تونم از جام تکون بخورم، جالب اینجا بود که یک ماه قبل از اتمام دهه سوم زندگیم راهی بیمارستان شدم و انواع و اقسام مشکلات و چالش ها پیش اومد، فشارهای کاری، روحی، زندگی، رسما مغزم رفت تعطیلات، دیگه دوست نداشتم به چیزی فکر کنم، حتی علاقه ای نداشتم کار کنم، روز تولدم غمگین ترین تولد عمرم رو تجربه کردم و وارد دهه چهارم زندگیم شدم، تا یکسال بعدش هم کار خاصی نمی کردم، فقط روی تخت دراز می کشیدم و به یک نقطه خیره می شدم و به خودم و کارهایی که کردم و راهی که ازش اومده بودم فکر می کردم و بین آدم ها فقط به یک نفر فکر می کردم که نبود. ادامه مطلب »

۱۲آبا

صبر و دیگر هیچ!

امروز تصمیم دارم درباره ی موضوعی حرف بزنم که خودم به طرز عجیبی توش مشکل دارم، «صبر» چیزی که هیچ وقت نداشتم ولی امیدوارم در آینده داشته باشم، صبر خیلی چیز خوبی هست، همه جا کاربرد داره، در سختی ها، غم ها، شادی ها، کار، زندگی، دوستی، رفاقت و …، اصولا ما آدم های صبوری نیستیم، شاید کشاورزها را بشه صبور ترین آدم ها دونست، دونه ای رو می کارند، هر روز بهش آب می دهند، مراقبت می کنند ازش تا آروم آروم جوانه بزنه، بزرگ و بزرگ تر بشه تا بشه محصولی قابل برداشت، این روزها ما حال و حوصله ی اینقدر صبر کردن رو نداریم و دوست داریم همین الان تمام مشکلات حل بشه، محصول آماده بشه، چالش های زندگی هر چه سریع تر تمام بشوند. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه