برچسب: شروع کردن

۹مرد

روزانه های ذهن یک دیوونه (۴۰): دوباره شروع نکنیم، ادامه بدیم.

این روزها خیلی رو به راه نیستم، با وجودیکه دور و برم نسبت به گذشته خیلی شلوغ تر شده ولی همزمان ترس عجیبی هم تو دلم همیشه هست، یک جورایی احساس می کنم ناخود آگاه از آدم ها فاصله می گیرم، نمی تونم بهشون نزدیک بشم، احساس خوشایندی ندارم، فکر می کنم نمی خوام یک شکست دیگه رو تو حوزه روابط اجتماعیم تجربه بکنم، البته واقعا اگر برآیند بگیری نمیشه اسمش رو شکست گذاشت یک تجربه جالب و هیجان انگیز بود که با درد خیلی شدید نه میشه گفت درد وحشتناک در حال سپری شدن هست، خودم هم می دونم مسخره است ولی هر روز گذشته رو در ذهنم مرور می کنم و درد می کشم، تنها تفاوتش اینه بعضی روزها با تلاش زیاد ذهنم رو مدیریت می کنم بعضی روزها مثل امروز کلا از دستم در میره به حدی که ترجیح میدم کل روز رو خونه بشینم و برگردم و زندگیم و مرور کنم، با مزه ترین قسمتش هم اینه که بقیه خیلی شیرین در حال سپری کردن زندگی شون هستند. ادامه مطلب »

۱۱تیر

برای پرواز باید زمین خوردن را آموخت

قبل از عید برای سال ۹۴ برنامه ریزی هایی کردم و از همون موقع هم شروع کردم به اجرا کردن برنامه ها و همه چیز تا آخر فروردین عالی پیش رفت تا اینکه تصمیم گرفتم خودم با خودم بجنگم و بعضی از مشکلاتم که تمام زندگیم را تحت شعاع خودش قرار داده بود را به تنهایی حل کنم، راستش تا هفته اول اوضاع بد نبود ولی بعد از چند روز به شدت خوردم زمین، انگار از آسمون افتاده بودم روی زمین، شدت برخوردم هم خیلی زیاد بود به حدی که دیگه توان بلند شدم هم نداشتم. ادامه مطلب »

۱۹شهر

توی کار زیاد وسواس به خرج ندید

شاید براتون خیلی پیش اومده باشه تصمیم به اجرای پروژه ای گرفته باشید ولی به دلیل ایده آل گرایی خیلی شدید، یا همون وسواس زیاد شروع هم نکرده باشید یا اگر شروع کردید یه جایی همون اوایل کار متوقف شده، خود من تا حدی اینطوری هستم تا شرایط رو کاملا مساعد برای انجام کاری نبینم، شروع به انجام اون کار نمی کنم، ولی بعضی ها از این هم بدتر هستند، مثلا برای یک طراحی وب ساده، مطلب نمی نویسن، تا رنگ فلان قسمت بلاگشون به دلشون بشینه، باید گفت بشین تا بشینه.

ایده آل گرایی به نظرم تا جایی خوب و مناسب هست که به اصل و اجرای پروژه آسیب نرسونه، وقتی دیدید اینقدر ایده آل گرا شدید که دیگه نمی تونید شروع کنید و هر روز به جای شروع کردن دارید به مشکلات و توسعه ی سیستم یا چیزهای غیر ضروری دیگه فکر می کنید بدونید دچار نوعی وسواس شدید که بهتره هر چه سریع تر اون رو کنار بزارید وگرنه در آینده در زندگی تون هم دچار مشکل خواهید شد، هر وقت پروژه ای از لحاظ کلی به نظر خوب اومد بهتره دیگه شروع کنید.

خیلی وقت ها دلیل این همه وسواس به خرج دادن ها این است که می خواهیم احتمال شکست خوردنمون رو کاهش بدیم، این در حالی است که وسواس جلوی شروع کار رو به طور کلی می گیره و اصلا کاری شروع نخواهد شد که قرار باشه شکست بخوره، ما آدم ها بیش از هر چیز دیگه ای از شکست هامون یاد می گیریم، اگر از موفقیت یک چیز یاد می گیریم از شکست چندین تجربه به دست میاریم که در آینده می تونیم ازشون استفاده کنیم، پس بهتره به جای وسواس به خرج دادن های زیاد شروع کنیم حتی اگر شکست بخوریم. ادامه مطلب »

۹شهر

بیاید امروز، روز جهانی وبلاگ نویسی، شروع به نوشتن کنید.

یادش بخیر انگار همین دیروز بود که تصمیم گرفتم شروع به نوشتن روزانه ی مطلب توی بلاگم کنم، دقیقا ۵ شهریور ۱۳۹۳، با یک برنامه ی مشخص، کار جالبی بود، البته من کار وبلاگ نویسی رو با کپی کردن شروع کردم، بعد آروم آروم جرأت کردم و خاطراتم را نوشتم، یه مدت که گذشت یه سری چرند و پرند هم نوشتم تا اینکه دیگه بیخیال شدم و بعد از استارتاپ ویکند تبریز بود که به اینجا کوچ کردم و هر از چند گاهی سفرنامه ای می نوشتم تا اینکه روز موعود فرا رسید و از اون روز تا الان هر روز اینجا نوشتم.

هیچ وقت روزهای اول رو فراموش نمی کنم، نوشتن مطلب برای من ساعت ها طول می کشید و حتی بعضی موقع ها به این فکر می کردم که آیا کسی علاقه مند به خوندن این چیزهایی که من می نویسم هست؟ بعد به خودم گفتم باید تمام فکرهایی که باعث میشه من شروع نکنم یا بعد از شروع از حرکت به ایستم را از خودم دور کنم، به همین منظور تصمیم گرفتم فقط و فقط برای خودم بنویسم، من به خاطر خودم شروع به نوشتن کرده بودم برای همین خونده شدن و نشدن توسط دیگران برام مهم نبود.

بعد از اینکه برنامه ی نوشتم رو توی بلاگم گذاشتم، با دو دسته آدم مواجه شدم، آدم هایی که من رو تشویق به نوشتن کردند و آدم هایی که این برنامه از نظرشون دور از ذهن و غیر واقع بینانه بود ولی من شروع کردم با تمام سختی هایی که داشت و اولین مطلبم رو منتشر کردم، روزهای اول اینقدر از من زمان می برد که بارها تصمیم به انصراف گرفتم، برای نوشتن اولین مطلبم ساعت ها زمان گذاشتم، خیلی این کار برام سخت بود ولی تصمیم راسخ گرفته بودم تا انجام بدم و بنویسم. ادامه مطلب »

۸شهر

در کانون توجهات خودتون قرار بگیرید

شنبه ها روز شروع کردن هست، امیدوارم تا به حال هر کاری که باید شروع می کردید رو شروع کرده باشید یا همین حالا بلند بشید و شروع کنید، نکته ای که امروز قصد کردم دربارش بنویسم فکر می کنم چیزی است که باعث میشه، یک شروع خوب زود متوقف نشه، البته این رو بگم شما سخت ترین قسمت ماجرا که شروع کردن هست را پشت سر گذاشتید ولی برای اینکه با قدرت بیشتری در مسیر ادامه بدید شاید دونستن و عمل کردن به چند تا نکته کمک بکنه، چون خیلی ها در این قسمت از گردونه ی عمل خارج میشن.

وقتی ما تصمیم به انجام کاری می گیریم، ابتدا اون رو توی ذهنمون شبیه سازی می کنیم البته به بهترین شکل ممکن، به این کار میگن خیال پردازی،به اصطلاحی اون کار رو با روحمون انجام میدیم و بعد از اون از طریق جسم اون کار یا فعالیت رو طبق یه نقشه ی خیلی خوب انجام می دیم، به صورت فرآیندی میشه ایده به ذهن ما میرسه، ذهن تصویر سازی خیلی خوبی برای اجرا آماده می کنه، بعد به جسم دستور میده تا کار را با بهترین کیفیت ممکن انجام بده، یه کار تیمی خوب بین روح و جسم.

خیلی پیش میاد یکی از آشنایان، دوستان و نزدیکان برای ما کاری را انجام بدن، به صورت خودجوش یا ما ازشون درخواست کنیم، بعد از انجام اون کار ادب حکم می کنه ازشون تشکر کنیم، برای همین ما این کار رو انجام میدیم، تشکر کردن ما شاید تاثیر و یا ارزش خاصی برای طرف مقابل نداشته باشه ولی باعث میشه طرف مقابل نسبت به کاری که برای ما انجام داده احساس ارزشمند بودن پیدا کنه و اون برای رسیدن به همین احساس خوب ارزشمند بودن هست که به دیگران کمک می کنه.

سوال این جاست که چرا ما از هر کسی که کاری برامون انجام میده تشکر می کنیم ولی از خودمون هیچ وقت تشکر نمی کنیم، چرا وقتی کسی کار مهمی برامون انجام میده هر جایی که میرسیم ازش تعریف و تمجید می کنیم ولی از روح و جسم خودمون که کارهای مهم و بزرگی برامون انجام میدن هیچ وقت تشکر نمی کنیم؟ چرا هیچ وقت خودمون رو در کانون توجهات خودمون قرار نمیدیم، باور کنید جسم و به خصوص روح خودمون نیاز به توجهات ویژه دارن تا بتونن عملکرد بهتری از خودشون نشون بدن.

وقتی خودتون رو در کانون توجه قرار می دید، احساس غرور و شادمانی زیادی بهتون دست میده، که این امر نشأت گرفته از احساس ارزشمند بودنی هست که روح و جسمتون با تمام وجود احساسش کرده و باعث میشه در ادامه مسیر روح و جسمتون به کار تیمی عالی و فوق العاده شون ادامه بدن و شما را در رسیدن به اهدافتون کمک کنن، پس بیایید از همین الان وقتی هر کاری انجام میدید حتی اگر اون کار خیلی کوچیک هم بود، اول از خودتون تشکر کنید، شما لایق بهترین ها هستید.

۲۵مرد

غول ها را باید همین الان بُکُشید

همه ی آدم ها اهداف عالی و متعالی توی ذهن شون دارن، ولی خیلی ها فقط توی ذهنشون دارند، عده ی کمی هم هستن که برای رسیدن به اون اهداف برنامه ریزی می کنند، که صد البته فقط برنامه ریزی می کنند، عده ی قلیلی هم هستن که به جز برنامه ریزی یه مدت هم طبق برنامه پیش میرن ولی به دلیل بروز مشکلات و بهانه های جور واجور از برنامه خارج میشن، فقط عده ی انگشت شماری هستند که تا انتهای برنامه پیش میرن و به موفقیت میرسن، دلیل موفقیت این عده تنها و تنها در یک شروع خوب و تداوم خوب است نه اینکه اینها با ما فرق دارند.

امروز می خوام درباره ی اون عده ای صحبت کنم که برنامه ریزی می کنند و به هر دلیلی از ادامه دادن منصرف میشن ، بروز مشکلات در اجرای برنامه چه دلایلش شخصی باشه چه اجتماعی یک امر کاملا طبیعی است، اینکه فکر کنیم انسان های موفق از شانس خیلی خوبی برخوردار هستند و یا اینکه کسی به جز ما مشکل نداره یا این جور مشکلات رو نداره، فقط و فقط برای احمق ها دلیل خوب و قانع کننده ای هست، شک ندارم خودتون هم از شنیدن این دلایل احساس حماقت می کنید ولی چون چاره ی دیگه ای رو پیدا نمی کنید، تسلیم این دلایل می شید.

بروز مشکل در هر پروژه ای چه عمرانی، چه خدماتی چه شخصی و مرتبط با زندگی فردی یک امر عادی به حساب میاد، فقط باید یاد بگیریم چطوری با مشکل مواجه بشیم، یکی از لذت بخش ترین قسمت های های پروژه تصمیم به اجرای اون هست و یکی از سخت ترین قدم هاش، برداشتن قدم اول، همیشه باید یادتون باشه که شما سخت ترین قدم را برداشتید و الان وقت اون رسیده تداوم بدید تا به موفقیت برسید، مشکلات نباید سوار بر شما بشن، بلکه این شما هستید که باید سوار بر مشکلات بشید، اگر این اجازه را به مشکلات بدید شما را زمین گیر خواهند کرد.

توی پروژه های شخصی وقتی به مشکلی بر می خوریم ابتدا دوست نداریم برنامه را رها کنیم برای همین برای حل مشکل امروز و فردا می کنیم، یا مثلا با خودمون میگیم، از همین شنبه دوباره ادامه میدم، این اشتباه ترین تصمیم هست، امروز هم نه، همین لحظه ای که گذشت، همون زمانی بود که باید با مشکل مبارزه می کردی و ادامه میدادی، امروز و فردا کردن بزرگترین دلیل برای این هست که شما نتونید مشکلتون رو حل کنید و مشکل روز به روز توی ذهنتون به یک غولِ بی شاخ و دُم تبدیل بشه، غولِ مشکلات را همین الان بُکشید، همین الان.

 

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه