برچسب: مغز

۱۳آبا

جای غلط در زمان درست

حتما شنیدید که میگن به دلم افتاده بود مثلا تو میای و هزار داستان دیگه، من با دلم همیشه این طوری هستم، همیشه دلم بهم میگه الان قراره چه اتفاقی بیافته، باز حتما تله پاتی هم شنیدید و می دونید چی هست، من با یک نفر خیلی این طوری هستم، البته به نظرم کاملا یک طرفه است، می دونم در لحظه داره به چی فکر می کنه، کجاست و حتی با چه کسی هست، می دونم از نظرتون شاید خیلی مسخره به نظر بیاد، چون به بعضی ها که میگم مسخره ام می کنند و بعد از اینکه از یکی می پرسند می بینند دقیقا همون اتفاق افتاده، بهم میگن حتما از یکی شنیدی و کلی داستان دیگه، در حالیکه من اصلا با کسی حرف نمی زنم، ولی کلیات به دلم میافته، حالا چرا این و گفتم. ادامه مطلب »

۲۳فرو

من می خوام برق شریف قبول بشم.

پسرک باهوش- قسمت ششم

الان چند روزه بیکار شدم، یعنی خودم با دست های خودم رفتم استعفا دادم، کارم شده راه رفتن توی خونه، از این ور به اون ور، بعضی وقت ها هم می شینم بر و بر به دیوار نگاه می کنم و به خریتم فکر می کنم، بابام از ترس اینکه دیوار خونه سوراخ نشه یه لگدی نثار شکمم می کنه و میگه پاشو که اگه عقل داشتی این وضعت نبود، بنده خدا راست میگه، هر جای خونه که می خواد بره، یهو می خوریم به هم، نمی دونم سرعت راه رفتن من زیاده، یا اونا عمدا از جایی رد می شن که من می خوام رد بشم، آی لالالای لالای، لالای لای لالای، صدای گوشی من از کجا داره میاد؟ آی لالالای لالای، لالای لای لالای، کی انداختش زیر مبلا!!

الو سلام بفرمایید.

– سلام، چطوری پسرک تنها، می شناسی که؟

زدی ما رو به خاک سیاه نشوندی می خوای نشناسمت، پسرک باهوش.

– ببخشید چند روز کاری پیش اومد نتونستم زنگ بزنم، اگه وقت داری بیا یه سر بریم پارک امیرآباد، همون که وسطش کتابخونه داره، یکم با هم صحبت کنیم.

یه جوری میگه اگه وقت داری بیا، که آدم دلش می خواد با سر بره وسط  ساعت، باشه من تا یه ربع دیگه حاضر می شم میام، جلوی درب غربی .

– حالا چرا عصبانی هستی؟ بیا منتظرم، فعلا خداحافظ. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه