برچسب: مهارت های فردی

۲۱مرد

کمکی که هیچ وقت نرسید!

گاهی وقت ها برای من پیش میاد که حال و حوصله ی هیچ کس و هیچ کاری رو ندارم، حتی خودم، حتی شما دوست عزیز، ولی همیشه در چنین مواقعی همه دوست دارند با من حرف بزنند، ارتباط شون رو بیشتر کنند، حجم کارهاشون با من صد برابر میشه، تغییرات رفتارشون همزمان با این حال و هوای من انجام می گیره، چالش های گوناگونی درست میشه، به طور کلی همه چیز می ریزه به هم، چون من حال و حوصله مدیریت و انجام هیچ فعالیتی رو ندارم برای همین کنترل همه چیز از دستم خارج میشه. ادامه مطلب »

۱۳ارد

ترسی که شاید همیشه همراهم بماند

فکر می کنم توی این دنیا تا دلتون بخواد ترس وجود داره، ترس های طبیعی مثل ترس از تاریکی، ترس از تنهایی و این جور چیزها، ترس های سوسولی، مثل ترس از سوسک، ترس از گربه، ترس از جوجه و …، ترس های با کلاس، مثل ترس از ارتفاع، ترس از شکست و …، ترس های مدرن، مثل ترس از دیده نشدن، ترس از موفقیت و از این قبیل ترس ها، اگر فکر کنید شاید دسته بندی های دیگه ای هم پیدا کنید ولی به نظر میاد به تعداد آدم های روی زمین ترس وجود داره، بگذریم بریم سراغ ترس خودمون. ادامه مطلب »

۱۱فرو

خورد خورد انجام بدید

شاید برای شما هم زیاد پیش اومده باشه قصد انجام کاری را داشته باشید ولی به دلیل حجم زیاد یا سختی انجام دادن اون کار بترسید و هر روز امروز و فردا کنید و بعد از مدت زمان طولانی برگردید و ببینید هنوز اون کار را انجام ندادید ولی باید انجام بدید، مرتب بودن و منظم بودم در هر کاری لازم و ضروری هست به خصوص اگر کار اقتصادی انجام می دید، متاسفانه من یکم در این حوزه بی نظم هستم و دارم یکم روی خودم کار می کنم تا بتونم منظم باشم ولی با همون مشکل ترس مواجه هستم. ادامه مطلب »

۳فرو

تمرکز داشته باشید

در روزگاری زندگی می کنیم که همه چیز با سرعت باور نکردنی در حال تغییر هستند، هر روز شاهد کشف چیزهای جدیدی هستیم و شرکت های مختلف در حال ساخت وسایل و برنامه هایی هستند تا انسان ها با استفاده از اونها بتونند زندگی آسون تر و شادتری داشته باشند، گاهی اینقدر در برنامه ها و لوازم الکترونیکی غرق می شیم که دیگه جایی برای خودمون پیش خودمون نمی مونه و احساس تنهایی می کنیم، علاوه بر اون تلاش می کنیم تا ما هم در ساختن چیزهای جدید در این دنیا سهیم باشیم. ادامه مطلب »

۴اسف

فرصت ها مثل اسب می روند

یادم میاد وقتی می رفتم مدرسه بهمون می گفتند فرصت ها را دریابید، فرصت ها مثل ابر از کنار شما خواهند گذشت، مثال قشنگ و جالبی هست، مفهوم خیلی خوبی هم داره، به نظر من این معنی به مرور زمان توی ذهن ما تغییر پیدا می کنه و تغییرات اون هم بستگی به چگونگی استفاده کردن یا عدم استفاده ما از فرصت های زندگی داره، البته فرصت، خودش به تنهایی دنیایی از معنا و پیچیدگی به همراه خودش داره که باید روش تمرکز کنی تا بتونی بهتر درکش کنید. ادامه مطلب »

۳اسف

از خودتون حمایت کنید

یکی از ایرادات بزرگ من که احتمالا شما هم درگیر اون هستید، این هست که فکر می کنم همه چیز باید از ابتدا خوب و بدون نقص باشه، حتی فکر می کنم هر کاری را از همون ابتدا باید به بهترین شکل ممکن انجامش بدم وگرنه بعد از مدت کوتاهی به احتمال خیلی قوی ولش می کنم، حتی توی یادگرفتن هم اصولا عجله دارم، فکر می کنم وقتی امروز یادگرفتن چیزی رو شروع کردم همین امروز عصر هم باید تحولات اساسی را در خودم ببینیم وگرنه شاید ادامه ندم. ادامه مطلب »

۱اسف

یک شروع خوب

چند وقت پیش که تصمیم گرفتم سال جدید را از اول اسفند شروع کنم، همش روز شماری می کردم تا کی اول اسفند می رسد و من باید برنامه ها را شروع کنم، وقتی هم که اول اسفند شد، همه چیز به یکباره تغییر کرد، شادی جای خودش رو به استرس داد، به خصوص وقتی با حجم زیادی از کارها و فعالیت ها رو به رو شدم، روز اول چون با چند تا قرار ملاقات هم شروع شد، که نتایج خوبی نداشتند، حال و روزم رو کمی به هم ریختند، جالب اینجا بود که روز اولی، اشتباهات خیلی بزرگی هم مرتکب شدم. ادامه مطلب »

۲۰بهم

خشم خود را بدید گودزیلا قورت بده

مطلب قبلی را که نوشتم و منتشر کردم، یک گودزیلای دیده شده در حوالی وب، عکس این مطلب را توییت کرد و گفت این عکس به این موضوع بیشتر می خوره، من هم که گوشم به این حرف ها بدهکار نیست، ولی ترس عجیبی هم از گودزیلا ها دارم، تصمیم گرفتم سیاست نه سیخ بسوزه نه کباب را در پیش بگیرم و مطلبی متناسب با این تصویر به احترام این گودزیلای عزیز بنویسم، اتفاقا امروز تجربه چند تا عصبانیت هم داشتم، شاید باعث بشه بهتر درباره این موضوع بنویسم. ادامه مطلب »

۱۸بهم

بیایید یکم منظم و مرتب باشیم

از اولین ویژگی هایی که در خودم کشف کردم این بود که آدم منظم و مرتبی نیستم، هر وقت اتاقم رو تمیز می کنم، بعد از چند روز به بازار شام تبدیل میشه که دیگه نمیشه چیزی رو توش پیدا کرد، اصلا دست خودم هم نیست، کلا اینجوری هستم، بیشتر که بهش فکر می کنم، لذت می برم از اینکه نمی تونم چیزی رو توی اتاقم پیدا کنم و اینکه روی میزم اینقدر کاغذ و وسیله هست که دیگه به زور باید برای لپ تاپم جا باز کنم ولی مشکلاتی هم برای خودش به همراه دارد. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)