برچسب: مهارت های فردی

۱۷بهمن

لیست کارهای روزانه را روی کاغذ بنویسید

من هر روز که از خواب بیدار میشم کلی کار برای انجام دادن دارم و زمانی که می خوام برم توی رختخواب کلی کار انجام نداده یادم میافته، همیشه فکر می کردم حافظه خیلی خوبی دارم، البته بدون شک همینطور هم هست، ولی حجم و تعداد کارهایی که باید یادم بمونه و چالش هایی که بعضی از کارها برام ایجاد می کنه باعث میشه اولویت و حتی خود کار را دیگه فراموش کنم و اینقدر درگیر کارهای بی اهمیت بشوم که از اصل موضوع و کارهای مهم باز بمونم. ادامه مطلب »

۱۵بهمن

به دلایل مثبت خود بیشتر بها دهید

گاهی به من انجام کارهایی پیشنهاد می شود که یا کسی قبول نمی کند یا اگر قبول کرده مونده توش و نمی تونه انجامش بده، وقتی به مسئله نگاه می کنم دلیل اینکه خیلی ها قبول نکردند اون کار را انجام بدهند می فهمم و به احتمال زیاد اگر هیچ دلیلی برای انجام دادن اون کار پیدا نکنم من هم انجام نخواهم داد، ولی خیلی وقت ها هم پیش میاد یک دلیل برای انجام دادن اون کار پیدا می کنم در کنار صدها دلیلی که برای انجام ندادن اون کار دارم، اون وقت جور دیگه ای به مسئله نگاه می کنم. ادامه مطلب »

۱۴بهمن

خود رویاهاتون رو با خود واقعی تون هماهنگ کنید

امروز بعد از مدت ها بالاخره رسالت زندگیم رو به صورت کامل تر و دقیق تر در قالب کلمات درآوردم، از امروز تمام اهداف و برنامه هام را در جهت رسیدن به اون طراحی خواهم کرد و هر روز صبح با انرژی زیاد از خواب بیدار خواهم شد و با تمام قدرت به سمت تحقق رسالت خود خواهم رفت و با مشکلات پیش رو خواهم جنگید، رسالت من در زندگی، در یک جمله این خواهد بود، «تلاش خواهم کرد کارهایی انجام بدم  و چیزهایی بسازم تا مردم دنیا با رویاهاشون زندگی کنند و زندگی شادتری داشته باشند» ادامه مطلب »

۱۲بهمن

رسالت زندگی خود را پیدا کنید

دیشب به صورت اتفاقی فیلم نلسون ماندلا در مسیر آزادی رو دیدم، به نظرم فیلم خوبی بود من دیگه بیشتر از اسم ماندلا دربارش می دونم و شخصیت و عملکردش برام جذاب بود، بعد از جست و جو کلمه ماندلا در اینترنت به این جمله رسیدم «هر روز صبح در جنگل آهوئی از خواب بیدار میشود که میداند باید از شیر تندتر بدود تا طعمه او نگردد ، و شیری که میداند باید از آهوئی تندتر بدود تا گرسنه نماند. مهم نیست که شیر باشی یا آهو ، با طلوع هر آفتاب با تمام توان آماده دویدن باش». نلسون ماندلا ادامه مطلب »

۱۰بهمن

ما چه بخواهیم چه نخواهیم تاثیر پذیریم

همیشه فکر می کردم من خودم هستم ولی جدیدا به این نتیجه رسیدم که من علاوه بر خودم دیگران هم هستم، یعنی شما می تونید علاوه بر خودم دیگران هم در من ببینید، شما هم احتمالا براتون خیلی پیش اومده که برای چند روزی با دوستی زندگی کنید، دوست شما دارای تیکه کلامی هست که دائم در حال تکرار آن هست، مثلا «نگو!»، بعد از اینکه شما از پیش اون دوستتون می روید، برای مدتی شما هم به صورت ناخواسته ای از تیکه کلام «نگو!» استفاده می کنید، درست نمیگم؟ ادامه مطلب »

۹بهمن

بازگشت به نقطه شروع

همیشه آدم ها به بهانه ی اشتراک های فکری و دغدغه هایی که دارند دور هم جمع میشوند و تصمیم به ایجاد یک گروه یا تیم برای تحقق رویاهای مشترک یا حل دغدغه هاشون می گیرند، ابتدای کار همه چیز خیلی خوب و عالی پیش میره، چون اعضای گروه اصولا همه کامل همدیگه رو نمی شناسند و در جلسات ابتدایی گروه بیشتر به معارفه و بحث های اینطوری که افراد بیشتر از خودشون و تخصص هاشون و کلا کارهایی که ازشون بر میاد در گروه یا تیم انجام بدهند حرف می زنند. ادامه مطلب »

۸بهمن

بینش ژرف داشته باشید

خیلی سال پیش ویدئویی دیدم که در اون پسر جوانی از کنار ساحل ستاره های دریایی که امواج با خودشون به ساحل آورده بودند را بر می داشت و با سرعت و شتاب اون رو به داخل آب پرتاب می کرد، مردی به اون نزدیک شد و گفت پسرم داری چه کار می کنی؟ گفت دارم ستاره های دریایی را از مردن نجات میدم، مرد لبخندی زد و گفت، می دونی این ساحل چقدر بزرگ هست؟ و چقدر ستاره دریایی هست، کارت بی فایده است، پسر خم شد، ستاره دریایی را برداشت و سمت دریا پرتاب کرد و گفت، به حال این یکی که فایده داشت. ادامه مطلب »

۷بهمن

چرا نمی تونم بنویسم؟

یکی دو روزی میشه که به دلایل کاری و مشغولیت های شدید ذهنی، نمی تونم چیزی بنویسم، امشب از این موضوع داشتم کلافه می شدم تا اینکه تصمیم گرفتم درباره ی همین موضوع یک مطلب بنویسم، که چرا من مدتی هست نمی تونم بنویسم، چه دلایلی باعث میشه که من نتونم فکرم رو منسجم کنم و درباره ی موضوع خاصی بنویسم، قبل از شروع هم باید بگم من وقتی شروع به نوشتن می کنم دیگه بر نمی گردم ببینم چی نوشتم فقط ادامه میدم و سعی می کنم درباره ی اون موضوع تا جای ممکن و خلاصه بنویسم. ادامه مطلب »

۳بهمن

چه کسی فیل مرا جا به جا کرده؟

شما رویا داشتید تا حالا؟ منظورم دوستی به اسم رویا نیست، منظورم از رویا همون آرزو هست، ای بابا، اینم که ممکنه اسم دوستتون باشه، اصلا تصویرهای ذهنی، خیال پردازی اینا که دیگه اسم دوستاتون نیست؟ داشتید تا حالا؟ سوال بی مزه ای بود، چون همه داشتن، حالا یکی بزرگ، یکی کوچیک، یکی رنگی، یکی سیاه و سفید، بالاخره آدم یه سری تصویر ذهنی از خودش تو آینده همیشه داره، یه حس خوبی منتقل می کنه، نمی دونم اگر نبود شاید آدم نبودیم دیگه، یه چیز مسخره ای بودیم. ادامه مطلب »

۲۰دی

خودت باش!

قصد دارم امروز درباره ی چیزی بنویسم که از صبح تا همین لحظه ذهنم رو درگیر خودش کرده بود، خود، بله می خوام درباره خود واقعی خودمون بنویسم، ما توی زندگی یه سری خود داریم، خودی که الان هستیم، خودی که قراره بشیم، خودی که واقعا هستیم، خودی که خودمون نیستیم و داریم ادای خود یکی دیگه رو در میاریم، خود به درد بخورمون، خود به درد نخورمون، خود خودخواه، خود ترسو، خودی که ازش بدمون میاد، خودی که مجبور شدیم باشیم و کلی خود دیگه که می تونید بهش اضافه کنید. ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)