برچسب: هاروکی موراکامی

۲۱آبا
کجا ممکن است پیدایش کنم

کجا ممکن است پیدایش کنم

خیلی وقت بود داستان یا رمان نخونده بودم، چند وقت پیش این کتاب رو روی میز خواهرم دیدم، نظرم رو جلب کرد بهش گفتم میشه من این کتاب و ببرم بخونم؟ لبخندی زد و بهم گفت خودت این کتاب و برام خریدی، اصلا یادم نمونده بود، اولین کتابی که از هاروکی موراکامی خوندم «از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم» بود، انصافا نسبت به این یکی خیلی برای من جذاب تر بود، من به عاشق شخصیت هاروکی موراکامی شدم، خیلی زندگی ساده و عجیبی داره، نوشته هاش رو دوست دارم بخونم تا بیشتر با محتویات مغز چنین آدمی آشنا بشم، البته این کتاب مجموعه ای از چند داستان کوتاه بود که توسط بزرگمهر شرف الدین ترجمه شده و انتشارات چشمه اون رو به چاپ رسونده.

یک شاعر در بیست و یک سالگی می میرد، یک انقلابی یا یک ستاره ی راک در بیست و چهارسالگی. اما بعد از گذشتن از آن سن، فکر می کنی همه چیز رو به راه است، فکر می کنی توانسته ای از «منحنی مرگ انسان» بگذری و از تونل بیرون بیایی. حالا در یک بزرگراه شش بانده مستقیم به سوی مقصد خود در سفر هستی. چه بخواهی باشی، چه نخواهی.

قفسه کتاب های من

۱آبا

از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم

از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم عنوان کتابی است که برای دومین بار خوندمش، شاید بیشتر برای این که یک بار دیگه این جمله را در ذهن خودم تکرار کنم که «درد اجباری است، رنج کشیدن اختیاری است»، «قضیه را می توان به این صورت مطرح کرد که آدم حین دویدن کم کم به فکر می افتد که: کار عذاب آوری است. دیگر نمی توانم ادامه بدهم. در آن صورت، بخش عذاب آور آن یک واقعیت اجتناب ناپذیر و قطعی است ولی ادامه دادن یا ندادن آن اختیاری است و به خود دونده بستگی دارد که چه تصمیمی بگیرد. مهم ترین وجه ماراتن در همین نکته خلاصه می شود»، البته به نظرم این جمله در کل زندگی آدم در جریان هست و دارای کاربردی اساسی. ادامه مطلب »

۲۵آبا

معرفی کتاب

عنوان : از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم

بعد از مدتی دوری از کتاب خوندن به هر دلیل غیر منطقی که داشتم، باز به پیشنهاد یک دوست، و تعریف هایی که از کتاب از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم داشت، وسوسه شدم باز شروع کنم و خوشحالم که موتورم باز روشن شد، کتاب خوب خوندن، به آدم انگیزه میده تا باز هم کتاب بخونه و کتاب بد باعث میشه آدم سمت کتاب نره، توی انتخاب کتاب برای خوندن خیلی دقت کنید، تا انگیزه ایجاد کنه برای خوندن کتاب های بیشتر و بیشتر، من خیلی اهل خوندن کتاب رمان نیستم مگر واقعا کتاب حرفی برای گفتن داشته باشه، این کتاب از جمله کتاب هایی است که از نظر من خیلی حرف ها برای گفتن داره و حتی ارزش چند بار خوندن رو داره.

خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته ام. دلیل خوشحالی ام آن است که رمان هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده ای هستم با محدودیت های خاص خود – آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود – و اگر هنوز هم چنین حسی به کار خود دارم پس باید گفت که راه درست را انتخاب کرده ام. شاید اغراق باشد که آن را معجزه بخوانم ولی در واقع همان حس را دارم. اگر دویدن های روزانه در راه برآوردن خواسته ام به من یاری رسانده، پس باید بسیار سپاسگزار آن باشم.

این کتاب در اصل، داستان بخشی از زندگی هاروکی موراکامی است، که به ماجراهای دوندگی کردن هایش می پردازد، با خوندن این کتاب شاید متوجه بشید که هیچ وقت برای تغییر زندگی و حتی شروع یک فعالیت سخت و خاص دیر نیست و به قول ما ایرانی ها «ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است»، یکی از ویژگی های جالب این آدم و حرف هایی که در این کتاب زده بود این بود از نظر من که با وجودیکه دویدن را خیلی خوب می دونست ولی می گفت من به کسی توصیه نمی کنم که مثلا برو بدو تا یه چیزی بشی، به جاش گفت هر کسی باید خودش بفهمه چه چیزی خوب هست و براش مفید است، در کل من خوندن این کتاب رو اگر وقت دارید توصیه می کنم، مطالب خیلی خوبی برای یادگرفتن داشت.
ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه