برچسب: کریستف کلمب

۲۶فروردین

معرفی کتاب

عنوان : چنین کنند بزرگان

چند وقتی میشه کتاب خوندن جزئی از لذت های زندگی من شده، این رو مدیون داداش عزیزم، بنیامین هستم، سعی می کنم بیشتر، کتاب هایی بخونم که توی زندگی حرفه ایم به کارم بیاد ولی وسط خوندن این جور کتاب ها یه سری کتاب جالب و بامزه مثل همین کتاب که می خوام معرفی کنم میزارم، تا هم تنوعی بشه و هم با نثر های مختلف بیشتر آشنا بشم.

پطر صغیر از شوخی های بامزه خیلی خوشش می آمد، مثل شکستن دندان اشخاص به وسیله تبر، یا منفجر کردن کله اشخاص به وسیله ترقه، و نظایر این ها… حسن کار در این بود که در دستگاه تزار آدم برای این کارها فراوان بود و پطر از لحاظ وسایل لازم برای بازی های کودکانه هیچ وقت در مضیقه نمی افتاد، وگرنه اگر قرار باشد بچه برای شکستن یک دندان یا منفجر کردن یک کله هر روز حساب پس بدهد و مورد استنطاق قرار بگیرد، این قبیل بازی ها به کلی لطف خود را از دست می دهند.

برای آدمی مثل من که حوصله کتاب های قطور تاریخی رو نداره، ولی تاریخ رو دوست داره، این کتاب داستان های تاریخی را کاملا طنز گونه تعریف می کنه و خوندنش خالی از لطف نیست، بعضی جاهاش که من کلی خندیدم. از بین داستان های کتاب داستان هانیبال رو خیلی دوست دارم واقعا جالب بود، چند روزی هست که به خاطر مشکلاتی نمی تونم کتاب بخونم و این خیلی ناراحت کننده است، این کتاب هم هفته پیش خوندم، برام دعا کنید.

VB-BF-001_b

  • نام پدیدآوران : ویل کاپی
  • مترجم : نجف دریا بندری
  • مشخصات نشر :  تهران ، آوند دانش ، ۱۳۹۳
  • موضوع : تاریخ-لطیفه، طنز.
۱۱بهمن

معرفی کتاب

عنوان : سفرنامه برادران امیدوار

این کتاب ، یکی از بی نظیرترین و هیجان انگیزترین کتاب هایی بود که تا کنون ، خوندم . سفرنامه‌ی دو برادر ماجراجو ، جهانگرد و پژوهشگر ایرانی عیسی و عبدالله امیدوار که در شمار سیاحان جهان قرار دارند ، این دو برادر در سال ۱۳۳۳ با همتی سرسختانه سفر خود را به دور دنیا و کشف ناشناخته ها شروع کردند ، از مشرق زمین ، از صحراهای سوزان آفریقا تا جنگل های آمازون ، در سال ۱۳۳۷ به قطب شمال و زندگی با اسکیمو ها  و در دشوارترین شرایط جوی در سال ۱۳۴۵ به عنوان اولین آسیایی که سفر به ششمین قاره جهان ، را تجربه کرد ، به قطب جنوب .

ما دو برادر بودیم ، دو برادر با روحی پرشور و امیدوار و با اراده های استوار و تزلزل ناپذیر! در آن هنگام که نخستین گام را به سوی سرزمین های دور و ناشناخته بر می داشتیم ، به خوبی می دانستیم در آن راه همه چیز هست ، سختی هست ، مشکلات هست ، درد و ناراحتی و غم و اندوه هست، عذاب و شکنجه و حتی مرگ هم هست ، اما این دانسته ها به هیچ وجه نمی توانستند روح جوان ، شادمانه و مصمم ما را در هم بکوبند . چون ما پل های پشت سرمان را به تمامی ویران کرده بودیم و حالا دیگر فقط به آینده می اندیشیدیم .

خیلی کم پیش میاد ، من کتابی به این قطوری بخونم ، یعنی هفتصد و هفتاد و هفت صفحه ، به هیچ وجه ، حتی لحظه ای از خوندن این کتاب خسته نشدم و هر صفحه‌ی اون برای من یادگیری بود و احساس می کردم من هم همسفر این دو برادر بودم و عجیب لحظات لذت بخشی بود . ادامه مطلب »

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)