برچسب: کودکی

۲۰آبان

بیایید بازی کنیم!

یقینا همه ی شما می دونید که بازی برای کودک چه فواید بی نظیری داره، از رشد خلاقیت گرفته تا روابط اجتماعی و …، شاید بشه گفت شخصیت بزرگسالی ما برگرفته از بازی های دوران کودکی ماست، به نظر من بازی کردن و داشتن اسباب بازی صرفا برای یک دوره ی خاص از زندگی مثل کودکی و نوجوانی نیست، بلکه در سن هشتاد سالگی هم به نظر من انسان نیاز به بازی دارد، این فرهنگ غلط در کشور ماست که شاید احساس کنیم زشته و ما دیگه نباید بازی کنیم، وقتی بعضی از فیلم های خارجی رو نگاه می کنیم بزرگ تر ها هم بازی می کنند با بچه ها، حتی گاهی با بزرگ تر هاشون وارد دنیای بازی بزرگ تری می شوند. ادامه مطلب »

۲۰مرداد

بر خیالات خود سوار شوید

خیال پردازی – قسمت اول

یکی از تجربیات فوق العاده و تاثیر گذار در زندگی من خیال پردازی بوده و هست، خیلی خوب به یاد دارم که یکی از لذت های دوران کودکی من همین خیال پردازی بوده، اینقدر داستان های قشنگی با تخیلاتم می ساختم و برای این و اون تعریف می کردم، که بعد از یه مدت خودم هم باورم میشد این داستان ها واقعی هستند، بیشتر کودکان از قوه خیال پردازیِ بالایی برخوردار هستند ولی با سهل انگاری والدین و اطرافیانشون، آروم آروم خیال پردازی را یا کنار می گذارند و یا فقط برای زمان های تنهایی ازش استفاده می کنند، بارها دیدم وقتی کودکی خیال پردازی می کنه و برای اطرافیانش تعریف می کنه، برچسب درغگو بهش می چسبونن، درحالیکه کودک حقیقتی که در خیالش هست را برای اون ها داره تعریف می کنه.

من همیشه در کودکی تمام افکارم را با صدای بلند خیال پردازی می کردم و خیلی خوشحالم که پدر و مادرم خیلی خوب من رو می فهمیدن، اون ها از طریق خیال پردازی های من به علاقه مندی هام پی میبردن و من رو در رسیدن به اون ها کمک می کردند، خیلی از پدر و مادرها برای کودکانشون اسباب بازی های فراوانی می خردند ولی اصولا به بچه ها اجازه دست زدن به اونها رو نمیدن، با این استدلال که الان نمی فهمه و خرابش می کنه، در حالیکه فلسفه ی اسباب بازی یعنی یادگیری و رشد خلاقیت و خلاقیتِ کودک با خراب کردن ها و ساختن هاست که افزایش پیدا می کنه، امروز بیشتر فلسفه آجربازی و برخی بازی های دیگه که باید می ساختیم و خراب می کردیم تا بتونیم خیالاتمون را با اسباب بازی ها پیاده سازی کنیم رو می فهمم. ادامه مطلب »

۶مرداد

با مشتریان خود صادق باشید.

زمان ما بزرگترین لذت مجازیمون این بود که روی مُچ دستمون رو گاز می گرفتیم ساعت درست میشد، حال می کردیم، مثل الان نبود که یه بچه پنج ساله یه فروشگاه اینترنتی رو اداره می کنه، یادمه نوجوون که بودم علاقه خاصی به فروشندگی داشتم، چند بار هم کارهای خاصی پیرامون این موضوع انجام دادم، مثلا یه صندوق چوبی درست کردم، توش آدامس و پُفک و … می فروختم، که علاقه بیشترم به خرید مُنجر به شکست من می شد، چون بیشترش رو خودم می خریدم، یه مدت هم بادکنک شانسی می فروختم، اونم بابام توی دو روز اول شانسش خوب بود، میومد بادکنک بزرگه رو می برد، بقیش می موند روی دستم.

بزرگتر که شدم، چیزهای بزرگتری می فروختم، مثلا یه مدت می رفتم کتاب فروشی و لوازم التحریر فروشی همسایمون، درِ مغازه وای میستادم، خیلی کار فوق العاده ای بود، الانم که الانه هنوز کتاب فروشی رو دوست دارم و خودم یه مغازه زدم، مرکز پخش زدم و دارم کارهای جالب تری هم پیگیری می کنم که بعدا می گم، فروختن کتاب هم زیباست، هم لذت بخش، زیباست چون احساس مفید بودن و تاثیر گذار بودن بهت دست میده، به خصوص که به مشتری یه پیشنهاد عالی میدی و با رضایت از درب مغازه میره بیرون، لذت بخش هست، چون داری یه چیزی رو می فروشی.

یادمه یه مدت تو بخاری فروشی هم کار می کردم، این کار چون روحِ خاصی نداشت، فقط لذت بخش بود، اونم چون می فروختم، اون موقع احساس می کردم فروشنده باید صادق باشه، الانم همین احساس رو دارم، ولی صاحب مغازه نظر دیگه ای داشت، یه بار هم یه مشتری اومد یه بخاری که رو دستمون مونده بود رو بخره، صاحبت مغازه داشت از بی اطلاعی طرف سوء استفاده می کرد، منم بهش گفتم این رو نخر، یکی دیگه بردار، این به درد نمی خوره، بعدش به خاطر همین راهنمایی که به مشتری دادم تا راضی باشه برای همیشه، اخراج شدم.

بگذریم، تا امروز کارهای زیادی برای فروختن کردم و از علاقه مندیم دست نکشیدم و به مرور زمان من هم خودم را با تکنولوژی مطابقت دادم و به سمت فروش اینترنتی هم رفتم، اینا همه رو گفتم که درباره دو تا لذت حرف های کوچیکی بزنم، یکی لذت فروش هست که همه ما به نوعی بهش علاقه داریم و یکی لذت خرید که اونم همه ما ذاتا دوست داریم، اصلا خرید روحیه آدم رو عوض می کنه، این که میگن زن ها دوست دارن فقط خرید کنن یه حرف کاملا اشتباهی هست، کلا انسان ها خرید و تجربه چیزهای جدید رو دوست دارن.

اگر کسانیکه به هر نحوی در مقوله فروش درگیر هستند، به رفتار شناسی و ذائقه شناسی مشتری هم بپردازن، یعنی ببینن مشتری چطوری خرید می کنه، چه چیزهایی در خریدش تاثیر گذار هست، دوست داره باهاش چطوری رفتار بشه، چه چیزهایی رو دوست داره و کلی چیزه دیگه، هم خودشون به سود بیشتری دست پیدا می کنند و هم مشتری ها را نسبت به خودشون وفادار می کنن و ارزش افزوده های زیادی برای خریدار ایجاد می کنند، چرا که خریدار دوست داره، از مکانی که لذت میبره خرید کنه و چیزهایی که خیلی دوست داره رو بخره، نه چیزهای معمولی.

در زمینه خرید و فروش تجربه های زیادی توی این سال ها به دست آوردم که سعی میکنم به مرور زمان اینجا بنویسم، شاید به صورت اتفاقی به درد کسی خورد خدا رو چه دیدی، دوست دارم از تجربیات شما هم آگاه بشم و ازشون استفاده کنم، لطفا بنویسید.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)