برچسب: گزارش هفته

۹خرداد
گزارش هفته‌ی دهم از سال ۱۳۹۹

گزارش هفته‌ی دهم از سال ۱۳۹۹

قرار بود این هفته کارهای عقب‌ افتاده‌ی هفته‌ی قبل رو انجام بدم که خدا را شکر این هفته از هفته‌ی قبل هم بدتر عمل کردم و کلی کار عقب‌افتاده ایجاد شد، دیروز با خودم گفتم وقتشه بی‌خیال این برنامه بشم، دو هفته کار عقب افتاده دیگه قابل جبران نیست، ولی بعدش حس کردم این دقیقا چیزیه که خودم می‌خوام، مهم نیست بتونم جبران کنم یا نکنم، مهم اینه تلاش کنم برای درست کردنش، اگر این بار تسلیم بشم، واقعا امیدهای زیادی را در خودم نابود کردم. می‌دونم اگر این بار تسلیم بشم، دوباره بلند شدم کار اصحاب فیل خواهد بود. دیروز و امروز تا حدی کارهای عقب‌افتاده‌ی ساده را انجام دادم، البته در کنار این وضعیت خوشحالم چون چند روز با دلبر و لیلی رفتیم سفر و به خانواده سر زدم. دیدن مصطفی خیلی برام مهم شده، خیلی بهش فکر می‌کنم، این که لیلی و مصطفی کلی با هم بازی کردند برای من واقعا لذت‌بخش بود، لیلی چندین ماه بود که از خونه بیرون نرفته بود، شبیه فیلم اتاق شده بود. کلی آب بازی کرد، سوار تاب و سرسره شد، به نظرم یکم نسبت به این چیزها ترسو بود. چون تا حالا امتحانشون نکرده بود، ولی برام جالبه بعضی چیزها هم بدون ترس انجامشون میده، مثل آب‌بازی. خوشحالم که ساعت‌های زیادی را کنارش بودم امسال، خیلی با هم بازی کردیم، دختر داشتن واقعا لذت‌بخشه. چند تا کار مهم هم که پشت گوش می‌نداختم مثل معاینه فنی ماشین و بیمه‌ی ماشین‌ها رو هم انجام دادم، حتی کارت‌هایی که تاریخ انقضاشون گذشته بود هم تمدید کردم، کلی کار کردم ولی از برنامه عقب هستم، این دو تا با هم متفاوت هستند، به هر حال دوست دارم به صورت جدی ادامه بدم با وجود عقب‌افتادگی که ایجاد شد.

۲۶اردیبهشت
گزارش هفته‌ی هشتم از سال ۱۳۹۹

گزارش هفته‌ی هشتم از سال ۱۳۹۹

هفته‌ای پر از اتفاقات عجیب، به نظر خودم حجم برنامه با توجه به اضافه شدن چند تا برنامه‌ی زمان‌بر خیلی زیاد هست و اذیت میشم تا انجامشون بدم ولی قبل از اینکه تصمیم بگیرم یکم تعدیل کنم برنامه رو خوبه یک هفته‌ی دیگه هم ادامه بدم تا اردیبهشت تمام بشه. این هفته با خوندن کتاب از خوب به عالی که بعدا درباره‌اش خواهم نوشت ایده‌های فوق‌العاده‌ای برای عبور از بحران به ذهنم رسید، فردای اولین شب قدر به طور اتفاقی رفتم یک سری به کتابفروشی بزنم، آدمی رو دیدم که به هیچ عنوان انتظار دیدنش رو در اونجا نداشتم، برای یک لحظه از ذهنم عبور کرد که شاید این اتفاق خیلی اتفاقی نباشه و این یک فرصت برای تحقق ایده‌های عبور از بحرانم باشه، ایده‌ام رو باهاش در میون گذاشتم و همچنان منتظرم، البته این هفته پیگیری می‌کنم و اگر بشه، خیلی اوضاع متفاوتی خواهم داشت و با خیالی نسبتا آسوده ادامه خواهم داد. خیلی دوست دارم درباره‌ی کارهایی که در طول هفته انجام میدم بنویسم ولی ترجیح میدم اول به یک سرانجامی برسند بعد، ولی روند کارها به طور نسبی داره روی غلتک میافته، هر چند خودم هنوز سوار کار نیستم که باید از این هفته درستش کنم. هفته‌ی بدی نبود.

۱۹اردیبهشت
گزارش هفته‌ی هفتم از سال ۱۳۹۹

گزارش هفته‌ی هفتم از سال ۱۳۹۹

این هفته هم با تمام خوبی‌ها و بدی‌هاش گذشت. کمتر از هفته‌ی پیش اضطراب داشتم ولی خب با زلزله‌ی دیشب و یک سری اتفاق دیگه دوباره یکم مضطرب شدم. ولی خدا رو شکر باز هم موفق شدم تمام کارهایی که برنامه‌ریزی کرده بودم این هفته انجام بدم رو انجام بدم و این نکته‌ی خوبیه به نظرم. آدم‌ها همیشه برام موجودات عجیبی بودن، یک روز میان دست میزارن روی شونه‌ی آدم و میگن پاشو برو جلو ما کنارت هستیم، حمایتت می‌کنیم، بعد که بلند میشم و میرم جلو و بهشون میگم فلان کار که گفتید کمک می‌کنید چی شد؟ بعد یک سمت دیگه رو نگاه می‌کنن انگار دارم با دیوار حرف می‌زنم. این موضوع واقعا آزاردهنده است. من همیشه توی زندگیم تلاش کردم که یا باشم یا نباشم، البته یکی از ویژگی‌های شخصیتی من اینه که همیشه روی خودم فقط حساب می‌کنم، یعنی از ابتدا فکر می‌کنم اگر همه پشتم رو خالی کردن چی میشه! بگذریم این هفته به شدت درگیر این مسئله بودم. در کنار این موضوع خوشحالم آدم‌های خیلی بیش‌تری هم هستند که وقتی میگن کنارت هستیم به تمام معنی کلمه حتی فراتر از انتظارم کنارم هستند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)