برچسب: ۱۳۹۹

۱۹اردیبهشت
گزارش هفته‌ی هفتم از سال ۱۳۹۹

گزارش هفته‌ی هفتم از سال ۱۳۹۹

این هفته هم با تمام خوبی‌ها و بدی‌هاش گذشت. کمتر از هفته‌ی پیش اضطراب داشتم ولی خب با زلزله‌ی دیشب و یک سری اتفاق دیگه دوباره یکم مضطرب شدم. ولی خدا رو شکر باز هم موفق شدم تمام کارهایی که برنامه‌ریزی کرده بودم این هفته انجام بدم رو انجام بدم و این نکته‌ی خوبیه به نظرم. آدم‌ها همیشه برام موجودات عجیبی بودن، یک روز میان دست میزارن روی شونه‌ی آدم و میگن پاشو برو جلو ما کنارت هستیم، حمایتت می‌کنیم، بعد که بلند میشم و میرم جلو و بهشون میگم فلان کار که گفتید کمک می‌کنید چی شد؟ بعد یک سمت دیگه رو نگاه می‌کنن انگار دارم با دیوار حرف می‌زنم. این موضوع واقعا آزاردهنده است. من همیشه توی زندگیم تلاش کردم که یا باشم یا نباشم، البته یکی از ویژگی‌های شخصیتی من اینه که همیشه روی خودم فقط حساب می‌کنم، یعنی از ابتدا فکر می‌کنم اگر همه پشتم رو خالی کردن چی میشه! بگذریم این هفته به شدت درگیر این مسئله بودم. در کنار این موضوع خوشحالم آدم‌های خیلی بیش‌تری هم هستند که وقتی میگن کنارت هستیم به تمام معنی کلمه حتی فراتر از انتظارم کنارم هستند.

۱فروردین
سالی که نکوست از بهارش پیداست

سالی که نکوست از بهارش پیداست

به نظرم سال ۱۳۹۹ یک سال تاریخی هست، برای اولین بار در کل زندگیم شاهد عید نوروزی هستم که همه خونه موندن به خاطر یک ذره ویروس، واقعا انسان موجود ضعیفی هست، امسال خیلی از کسب و کارها نابود خواهند شد و احتمالا منم مجبورم زندگیم رو از صفر شروع کنم و حتی منفی، نه صرفا به خاطر یک ویروس، من سال جدید را با سه بحران بزرگ شروع کردم و امیدوارم در ادامه این بحران‌ها بیش‌تر نشوند.

اولین بحران همین بیماری کروناست، که خسارات جبران ناپذیری به بخش‌های آفلاین شرکت که در سال پیش سرمایه‌گذاری کرده بودیم وارد کرده و پیش‌بینی می‌کنیم این مشکل به این زودی‌ها قابل حل نیست و میشه گفت زیان شدیدی باید بعضی از بخش‌های شرکت را تعطیل کنیم.

دومین بحران از بین رفتن بخش فنی شرکت هست، احتمالا از یکی دو ماه بعد دیگه چنین بخشی در شرکت وجود نخواهد داشت و این یعنی بخش‌های غیرآفلاین هم باید به زودی تعطیل کنیم و این یعنی رسیدن به نقطه‌ی صفر.

سومین بحران، حجم بدهی‌های انباشته‌ی شرکت هست که به خاطر سرمایه‌گذاری‌ها و ریسک‌هایی که در سال گذشته برای راه‌اندازی بخش‌های جدید در شرکت کردیم به وجود اومده و اونقدر زیاد هست که اگر هر چیزی که دارم رو بزارم وسط برای پرداختش باز هم تمام نمیشه و این یعنی شروع یک زندگی جدید با شرایط زیر صفر، به نظرم باید هیجان‌انگیز باشه.

فعلا هیچ ایده‌ای برای حل این مشکلات ندارم و احتمالا هفته‌ی اول فروردین رو بخوابم، احساس می‌کنم بیش‌تر از هر چیزی به خواب نیاز دارم، سال بعد میام درباره‌ی این پست مطلب می‌نویسم، البته اگر بودم.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)