۱۲آذر
The Intouchables

The Intouchables

چند روز پیش حال روحی خوبی نداشتم و تصمیم گرفته بودم از ماشین خودم برای سفر استفاده نکنم و با اتوبوس به دیدن خانواده‌ام برم، راه برگشت که به سمت تهران برمی‌گشتم، غروب بود، اکثر مسافر‌ها تصمیم گرفته بودن بخوابن، ولی من ذهنم خیلی درگیر بود و نمی‌تونستم بخوابم، فیلم‌های خود اتوبوس یکی از یکی مزخرف‌تر بود، لپ‌تاپم رو بیرون آوردم، یکی از فیلم‌هایی که آرش بهم داده بود تا تماشا کنم را انتخاب کردم، دنبال زیرنویس گشتم و شروع کردم به تماشا کردن، این فیلم با یک موسیقی بی‌نظیر شروع میشه، موسیقی که دوست دارید در روزهای بعد هم به طور مداوم گوش کنید، محور اصلی فیلم، دوستی و رفاقت هست، البته ابتدای فیلم جمله‌ای نظرتون رو جلب خواهد کرد با این مضمون که «داستان این فیلم واقعی است»، آخر فیلم می‌فهمید چیزی فراتر از دوستی و رفاقت بود، فیلم داستان آشنایی و زندگی دو برادر را به تصویر کشیده، برادرهایی که اتفاقی همدیگر را پیدا می‌کنند و ادامه می‌دهند، …

بعد از چند دقیقه نمی‌تونید خنده‌ی خودتون رو کنترل کنید، برای من دیدن این فیلم در اتوبوس و همزمان خندیدن و اینکه باید در سکوت می‌خندیدم خیلی سخت بود، اینقدر این فیلم فوق‌العاده بود برای من که ظرف مدت دو روز سه بار این فیلم را تماشا کردم، البته باید بگم بعضی از صحنه‌های فیلم‌ را بارها و بارها تماشا کردم، هر چند دقیقه یک اتفاق هیجان‌انگیز را شاهد هستید که شما را به وجد میاره، این فیلم سرشار از انتخاب‌های مختلف هست که توسط شخصیت‌های فیلم‌ گرفته میشه و تاثیر اون انتخاب‌ها در زندگی‌شون در بلند مدت می‌تونید ببینید، عالی بود به نظرم، حتما وقت بزارید و این فیلم را ببینید، دوستی‌های این چنینم آرزوست،…

This Movie at IMDb

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

۲ دیدگاه ها

  1. فیلم بسیار زیبایی است، ولی داستان فیلم با چیزی که شما تعریف کردید کاملا متفاوت است! ماجرای آشنایی دو برادر نیست! داستان نویسنده‌ی ثروتمندی به نام فیلیپ است که در اثر سقوط با چتر معلول می‌شود و برای پرستاری از خود مردی به اسم دریس را استخدام می‌کند و ماجرای تحول هر دو نفرشان.

    • درسته، من داستان فیلم رو سعی کردم اصلا توضیح ندم و صرفا برداشت خودم بود، درباره‌ی آشنایی دو برادر، بعد از دیدن فیلم، شخصیت‌های اصلی فیلم را پیدا کردم و درباشون کلی خوندم و فهمیدم همچنان دوستان فوق‌العاده‌ای هستند، از نظر من دوستی که تا این حد پیش بره، دیگه فقط دوستی نیست و یک برادری همیشگی هست، درباره‌ی انتخاب حرف زدم، چون شاید اگر اون آدم انتخاب درستی از بین کسانی که مراجعه کردن نمی‌کرد یا به حرف اطرافیانش گوش می‌داد، شاید الان شرایط سختی داشت و هنوز تنها روی تخت دراز کشیده بود، دقیقا تحول هر دو نفر مهم بود، راستش من هیچ فیلمی رو نگاه نمی‌کنم که صرفا داستان فیلم رو بفهمم، بعد از دیدن هر فیلم ساعت‌ها با دیگران دربارش حرف می‌زنم و برداشت‌های خودم رو میگم، حتی یادم هست یک بار از کارگردانی پرسیدن منظورت از ساخت این فیلم چی بود؟ گفت برداشت شما چیه؟ هر کاری کرد جواب نداد و در آخر گفت هر کسی برداشت خودش رو داره و همین یک فیلم را جذاب میکنه، خوشحالم که این فیلم رو دیدید و ممنون بابت اینکه دیدگاهتون را با من به اشتراک گذاشتید.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)