۲۷آبان

نلسون ماندلا

قبلا فقط می‌دونستم نلسون ماندلا اسم یکی از خیابان‌های شلوغ و پر ترافیک تهران است. بعدا یک فیلم از زندگی ایشون دیدم، عاشق این آدم شدم و بعد هم این کتاب را خریدم و عاشق‌تر شدم. هر آدمی در زندگی خودش بالا و پایین‌های زیادی را تجربه می‌کنه، تصمیمات درست و غلط زیادی می‌گیره ولی مهمه آخر داستان را چطوری ختم می‌کنه. روزی که شاید خیلی‌ها از آفریقا برای داشتن یک زندگی راحت به سایر کشورها می‌رفتند، ولی نلسون ماندلا موند، مبارزه کرد و سال‌های بسیار زیادی را در زندان سپری کرد، در جایی از کتاب پسر اولش از او می‌پرسه که چرا هیچ وقت شب را با خانواده نمی‌گذراند و ماندلا جواب داده بود برای اینکه میلیون‌ها کودک دیگر بودند که به او نیاز داشتند. من هیچ وقت نفهمیدم برای آینده چه تصمیمی خواهم گرفت ولی موندن و ساختن در شرایط فعلی کار بسیار بسیار سخت و دشواری خواهد بود. خط به خط کتاب را من دوست داشتم و پیشنهاد می‌کنم حتما این کتاب را بخونید، به نظر من برجسته‌ترین قسمت کتاب که باعث شد برای همیشه این شخصیت در ذهنم بمونه پاراگراف زیر بود:

از بسیاری جهات، بزرگ‌ترین اقدام ماندلا در زمینه رهبری، چشم پوشی از آن بود. زمانی که ماندلا به نخستین رئیس‌جمهور منتخب مردمی آفریقای جنوبی تبدیل شد، شاید اگر می‌خواست، می‌توانست تا پایان عمرش رئیس‌جمهور باقی بماند. اما او می‌دانست که وظیفه‌ی اصلی‌اش همان‌طور که «سیریل رامافوسا» گفت مشخص کردن مسیر و نه هدایت کشتی است. به همین دلیل در آوریل ۱۹۹۵، تنها یک سال پس از رسیدن به قدرت، اعلام کرد که در سال ۱۹۹۹، هشتاد ساله می‌شود و یک پیرمرد نباید در سیاست دخالت کند. وقتی از او پرسیدند که آیا برای دوره بعدی انتخابات کاندید می‌شود یا خیر، جواب داد «مطمئنا نه!» و همین کار را هم کرد. این همان تعریف ماندلا از رهبری است.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)