۸مهر
همشهری کین

همشهری کین

اصولا از فیلم‌های خیلی قدیمی زیاد سر در نمیارم، خیلی پیچیده بود، ولی یک دیالوگ جذاب داشت که خیلی به دلم چسبید، «اگر من اینقدر پولدار نبودم، شاید خیلی آدم موفق‌تر و معروف‌تری میشدم»، خیلی پیش میاد با بچه‌هایی صحبت کنم که به واسطه‌ی پدرشون پولدار شدن و هیچ رویای جذابی به جز خرج کردن پول ندارند در حالیکه پدرشون از کار کردن لذت می‌بره. بچه که بودم به واسطه‌ی ارتباطم با بچه‌هایی از فامیل که پولدار حساب می‌شدن فکر می‌کردم دوست دارم پولدار بشم، کارخونه داشته باشم و …، الان که بر می‌گردم به گذشته می‌بینم اصلا لذت نمی‌برم از داشتن کارخونه و شرکت بزرگ، شاید برای چند روز برام جذاب باشه ولی می‌‌دونم در بلند مدت ازش لذت نمی‌برم، من با چیزهای کوچیک، هیجان‌انگیز و کوتاه مدت شادی رو تجربه میکنم که در هیچ حالت دیگه‌ای اونقدر خوشحال نیستم، یکی از درگیری‌های ذهنیم اینه که چطوری از نظر مالی با لیلی رفتار کنم که همیشه انگیزه داشته باشه کار کنه و شروع کنه به ساختن رویاهای خودش.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)