۲۳آبان

گزارش هفته دوم از چالش دوازده

بعد از سپری کردن فاجعه‌آمیز هفته‌ی اول، تصمیم گرفتم هفته‌ی دوم یکم تلاش خودم رو بیش‌تر کنم، راستش یکی دو روز اول خوب بود ولی باز درگیر اضطراب شدید شدم طوری که صبح‌ها دلم نمی‌خواست از روی تخت بلند بشم، حتی یکی دو روز را کامل روی تخت سپری کردم ولی با این حال جنگیدن رو متوقف نکردم، از هر فرصتی برای کتاب خوندن و انجام کارهای ساده که نیازی به تمرکز نداشت استفاده می‌کردم، به مراتب از هفته‌ی قبل عملکرد بهتری داشتم. موفق شدم ۵۶درصد از کارهای هفته را انجام بدم و حدودا ۳۷درصد از کارهای هفته‌ی اول هم جبران کنم. به نظرم هر چیزی که بود از صفر بیش‌تر بود و این خیلی خوب بود. یکی از کارهای خیلی مهمی که انجام دادم، مرتب کردن و تغییرات اساسی در خانه بود، چون تصمیم گرفتم برای مدتی در خانه کار کنم، برای همین یک میز کار در اتاق برای خودم درست کردم، تخت رو به بیرون از اتاق هدایت کردم، تمام وسایل رو ریختم روی میز و داخل کشو تا هفته‌ی بعد سر فرصت مرتب کنم، یک برنامه‌ریزی کاری نسبتا خوب کردم برای هفته‌ی بعد، یک سری فرم طراحی کردم، خلاصه همه چیز برای گرفتن یک شتاب خوب در هفته‌ی بعد آماده است، الان باید گفت، بزن بریم!

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)