۳مهر
1917

۱۹۱۷

فیلم واقعا جذاب و دوست داشتنی بود، هر چند جنگ اصلا اتفاق جذابی نیست، نمی‌دونم چرا عده‌ای جنگ رو دوست دارند، حتی جایی از فیلم دیالوگ فوق‌العاده‌ای داشت، «سرجوخه، اگر تونستی به سرهنگ مکنزی برسی، حتما چند تا شاهد دور و برتون باشن. دستور مستقیمه قربان. می‌دونم، ولی بعضی‌ها دلشون فقط جنگ می‌خواد» یعنی چه آدم‌هایی در دنیا به خاطر حماقت عده‌ای جنگ طلب کشته شدن؟

اگر بخوام برداشت‌های شخصیم رو بنویسم، می‌تونم درباره‌ی رفاقت، قضا و قدر، تعهد و … بنویسم، لحظه‌ی از دست دادن دوست و اینکه شاهد جون دادنش باشی واقعا سخته، دردش خارج از تصوره، متاسفانه من این درد را کشیدم، نمی‌تونستم هیچ کاری کنم، صدای نفس‌هاش هنوز تو گوشمه، جایی از فیلم یاد فیلم فارست گامپ افتادم و دیالوگ «قول، قول است»، از یک جایی به بعد تنها فکر و ذکر یک آدم میشه وفای به عهد، ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که کمتر دیگه شاهد چنین مواردی هستیم، آدم‌ها طوری در دنیای خودشون غرق شدن که حتی برای خودشونم جا تنگ است، چه برسه به بقیه، خیلی از دوستی‌ها بوی تعفن گرفته، تو چشم‌های آدم نگاه می‌کنند و دروغ می‌گن، زیر قول و قرارشون می‌زنند، …، در طول مسیر اتفاقاتی کنار هم قرار داده شدن تا کودکی از مرگ نجات پیدا کنه، در دنیا خیلی شاهد این موارد هستیم، ما اسمش رو گذاشتیم قضا و قدر، چند روزی پیش جایی می‌خوندم آدم‌ها برای بیش‌تر از چیزی که براشون مقدر شده تلاش می‌کنند، حال آنکه تلاش‌ آنها بی‌هوده است، این جمله را دوست نداشتم، ولی شاید بهش باور دارم، نتونستم ذهنم رو متمرکز کنم برای نوشتن، فقط دوست داشتم بنویسم، حداقل اگر روزی برگردم بخونم به یاد میارم چقدر ذهنم درگیر و نامتمرکز بود.

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)