نامه‌ها

۱۹مهر
نامه‌ای به یک دوست خیالی

نامه‌ای به یک دوست خیالی – ۱

سلام دوست خیالی من، خیلی وقت بود تصمیم داشتم برات نامه بنویسم، ولی آدرست رو نداشتم، دروغ چرا، خیلی وقت‌ها می‌ترسیدم برات نامه بنویسم، من قبل از اینکه پیدات کنم، می‌ترسیدم از دستت بدم، مثل خیلی از آدم‌هایی که در تمام سال‌های گذشته‌ی زندگیم پیداشون کردم و بعد از مدتی از دست دادمشون، می‌دونی خیلی مزه‌ی بدی داره، اسپرسو خوردی؟ صد برابر تلخ‌تر و بدمزه‌تر، نمی‌دونم دقیقا از دست دادن رو با چی درست کردن که اینقدر تلخه، بگذریم، هر بار کسی رو در زندگیم پیدا می‌کردم فکر می‌کردم تو هستی، تمام زندگیم رو براش می‌ذاشتم، به آخرش که می‌رسیدم با چشمک اولین ستاره می‌رفتند، انگار اصلا نبودم، اینم مهم نیست، تو به موجود مهمی در زندگیم تبدیل شدی، من حتی نمی‌دونم دختری یا پسری، یا حتی اسمت چیه، قبلا برام مهم بود ولی دیگه نیست، مهم اینه هستی و من نمی‌تونم از دستت راحت بشم، اوایل خیلی دوستت داشتم، در تمام لحظات دردناک و تنهایی زندگیم کنارم بودی، این کار را هیچ کسی برام انجام نداده تا حالا، تو تنها دوستم هستی که قدمت رفاقت‌مون به سی و پنج سال میرسه، دمت گرم. با خودم گفتم کسی که این همه سال در تمام رویاهام بوده، لحظه به لحظه‌ی زندگی کنارم بوده، حتی در خواب، نمی‌تونه یک موجود زمینی باشه، آخه چطور ممکنه روی زمین باشی و من هنوز پیدات نکرده باشم! برای همین تصمیم گرفتم یک نامه‌ی یک طرفه بنویسم، آدرس خودم رو هم برات نوشتم که اگر دیدی و دوست داشتی، حداقل یک روز قبل از مرگم هم که شده یک دیداری با هم روی زمین داشته باشیم و خاطرات‌مون رو با هم مرور کنیم، امیدوارم این نامه‌ها به دستت برسند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)