برچسب: مهارت های اجتماعی

۲۲شهریور

چرا ما باید بنویسیم؟

پنجم مرداد هزار و سیصد و نود و سه با بنیامین نجفی توی شرکت نشسته بودیم و اون داشت درباره ی تولید محتوا با من صحبت می کرد، نمی دونم چی شد بهش گفتم، اگه قراره کاری توی این حوزه شروع کنی بهتره از بلاگ شخصی خودت شروع کنی و طبق یک برنامه ی مشخص مثلا هر روز یا در روزهای خاصی از هفته درباره ی موضوعات مختلف مطلب بنویسی و منتشر کنی و گفت مثلا چه طوری؟ که من هم رفتم روی تخته وایت برد و این برنامه رو نوشتم و گفتم مثلا این جوری.

خیلی جالب بود بعد که برنامه رو نوشتم و برگشتم و نشستم روی صندلیم و داشتم به برنامه نگاه می کردم، با خودم گفتم یه برنامه ای نوشتم که خودم هم نمی تونم انجامش بدم، بعد دارم به یکی دیگه میگم این کار رو انجام بده، که یک دفعه از دهنم پرید اصلا می خوای منم شروع کنم بنویسم؟ که با خوشحالی گفت، چرا که نه، شروع کن، من هم سریع رفتم و توییت کردم بیایید از امروز شروع کنیم به نوشتن، هر کسی یه جوری واکنش نشون داد که برای خودم جالب بود.

یکی می گفت چهار سال هست یه دامین خریدم ولی حوصله ام نمیاد شروع کنم، یکی دیگه گفت، این خیلی سخته من ماهی یه مطلب بنویسم کلاهم رو میندازم هوا، یکی می گفت، باید حسش بیاد، در کل هر کسی یه حرفی زد، یه سری هم گفتن، خیلی عالیه بنویس، تو می تونی و از این حرف ها، مونده بودم الان بین این همه واکنش خوب و بد چطوری تصمیم بگیرم، که دل رو زدم به دریا و گفتم من یه حرفی زدم حتما انجامش میدم، حالا می خواد سخت باشه، می خواد راحت باشه باید شروع کنم. ادامه مطلب »

۱۵شهریور

نباید آرزوهامون رو زندانی کنیم

بارها شده تصمیم به انجام کاری گرفتم ولی چون نه دانش کافی برای انجام دادنش دادشتم نه پول کافی برای اینکه بدم کسی برام انجامش بده، با وجود علاقه ی بسیار شدیدم به اون پروژه سعی کردم از ذهنم پاکش کنم، ولی آیا این کار راه حل منطقی به نظر می رسه؟ من کاری به قسمت منطقش ندارم ولی یقین دارم نمی تونیم احساساتمون رو نسبت به اون پروژه از بین ببریم، می خواهیم سعی کنیم دیگه بهش فکر نکنیم ولی نمی تونیم و حسرتی همیشگی ما رو اذیت خواهد کرد.

یکی از راه حل هایی که برای حل این مشکل به ذهنم رسید، کمک گرفتن از دوستان صمیمی مون هست، البته اگر در بین اون ها کسی باشه که بتونه کمکمون کنه، و علاقه ای هم به این کار داشته باشه، شاید فکر کنید دیگه یه همچین آدم هایی یافت نمیشه، ولی من به شدت مخالف هستم، چون خود من بارها و بارها شده مشکلم را بیان کردم و دیگران بی هیچ چشم داشتی به من در حل اون مشکل کمک کردن، چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید.

یکی دیگه از راهکارهایی که به ذهنم میرسه، اینه که وقت بزاریم و یاد بگیریم، تا بتونیم خودمون اون کار رو انجام بدیم، شاید الان با خودتون می گید ما که وقت نداریم و اینکه خیلی این کار طول می کشه، باید بگم اگر شما این کار را انجام ندید و منتظر فرصت بشینید، اولا زمان بیشتری را تلف کردید، دوما چیزی یاد نگرفتید، و سوما شاید اون فرصت هیچ وقت پیداش نشه و پروژه ی مورد علاقه ی شما در گوشه ای از ذهنتون تا ابد خاک بخوره و به خاک تبدیل بشه. ادامه مطلب »

۸شهریور

در کانون توجهات خودتون قرار بگیرید

شنبه ها روز شروع کردن هست، امیدوارم تا به حال هر کاری که باید شروع می کردید رو شروع کرده باشید یا همین حالا بلند بشید و شروع کنید، نکته ای که امروز قصد کردم دربارش بنویسم فکر می کنم چیزی است که باعث میشه، یک شروع خوب زود متوقف نشه، البته این رو بگم شما سخت ترین قسمت ماجرا که شروع کردن هست را پشت سر گذاشتید ولی برای اینکه با قدرت بیشتری در مسیر ادامه بدید شاید دونستن و عمل کردن به چند تا نکته کمک بکنه، چون خیلی ها در این قسمت از گردونه ی عمل خارج میشن.

وقتی ما تصمیم به انجام کاری می گیریم، ابتدا اون رو توی ذهنمون شبیه سازی می کنیم البته به بهترین شکل ممکن، به این کار میگن خیال پردازی،به اصطلاحی اون کار رو با روحمون انجام میدیم و بعد از اون از طریق جسم اون کار یا فعالیت رو طبق یه نقشه ی خیلی خوب انجام می دیم، به صورت فرآیندی میشه ایده به ذهن ما میرسه، ذهن تصویر سازی خیلی خوبی برای اجرا آماده می کنه، بعد به جسم دستور میده تا کار را با بهترین کیفیت ممکن انجام بده، یه کار تیمی خوب بین روح و جسم.

خیلی پیش میاد یکی از آشنایان، دوستان و نزدیکان برای ما کاری را انجام بدن، به صورت خودجوش یا ما ازشون درخواست کنیم، بعد از انجام اون کار ادب حکم می کنه ازشون تشکر کنیم، برای همین ما این کار رو انجام میدیم، تشکر کردن ما شاید تاثیر و یا ارزش خاصی برای طرف مقابل نداشته باشه ولی باعث میشه طرف مقابل نسبت به کاری که برای ما انجام داده احساس ارزشمند بودن پیدا کنه و اون برای رسیدن به همین احساس خوب ارزشمند بودن هست که به دیگران کمک می کنه.

سوال این جاست که چرا ما از هر کسی که کاری برامون انجام میده تشکر می کنیم ولی از خودمون هیچ وقت تشکر نمی کنیم، چرا وقتی کسی کار مهمی برامون انجام میده هر جایی که میرسیم ازش تعریف و تمجید می کنیم ولی از روح و جسم خودمون که کارهای مهم و بزرگی برامون انجام میدن هیچ وقت تشکر نمی کنیم؟ چرا هیچ وقت خودمون رو در کانون توجهات خودمون قرار نمیدیم، باور کنید جسم و به خصوص روح خودمون نیاز به توجهات ویژه دارن تا بتونن عملکرد بهتری از خودشون نشون بدن.

وقتی خودتون رو در کانون توجه قرار می دید، احساس غرور و شادمانی زیادی بهتون دست میده، که این امر نشأت گرفته از احساس ارزشمند بودنی هست که روح و جسمتون با تمام وجود احساسش کرده و باعث میشه در ادامه مسیر روح و جسمتون به کار تیمی عالی و فوق العاده شون ادامه بدن و شما را در رسیدن به اهدافتون کمک کنن، پس بیایید از همین الان وقتی هر کاری انجام میدید حتی اگر اون کار خیلی کوچیک هم بود، اول از خودتون تشکر کنید، شما لایق بهترین ها هستید.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)