برچسب: پیشنهاد

۱۱شهریور

خانه دوست کجاست

خیلی وقت بود فیلم تماشا نمی کردم تا اینکه سازنده عروسک مخمل و زی زی گولو و … دو تا پیشنهاد جذاب داد، یکی برای کتاب بود که گفت شازده کوچولو رو بخونید، یکی هم فیلم بود که گفت «خانه دوست کجاست» رو تماشا کنید، نمی دونم چی شد که تصمیم گرفتم این فیلم رو تهیه کنم و نگاه کنم، این فیلم یکی از آثار مرحوم عباس کیارستمی بود، خیلی قدیمی بود، تصمیم دارم تو این مطلب فقط پیشنهاد بدم این فیلم رو تماشا کنید، نکته ی جذاب این فیلم برای من ساختار شکنی شخصیت اصلی فیلم بود، این ساختار شکنی در ابتدای فیلم به چشم می خورد، وقتی در خونه بود باز همین طور و …، گفت و گوی دو تا پیرمرد درباره تربیت فرزند هم باعث شد تا کلی بخندم، اینقدر جدی برای هم تعریف می کردند و به قول خودشون کارهای تربیتی می کردند که نگو و نپرس، عالی بود، چون احساس می کردند که خودشون الان خیلی آدم موفقی هستند، عاشق انتهای فیلم شدم، حرکتی که بعد از پیدا کردن خانه دوست انجام داد، در کل فیلم خیلی جالبی بود برای من، خیلی خوشم اومد، راستش فکرش رو نمی کردم موضوع به این سادگی این قدر قابلیت داشته باشه که بشه به صورت یک فیلم بلند درآوردش، من خیلی شناخت روی آقای کیارستمی نداشتم، الان هم ندارم ولی به نظرم با دیدن این فیلم میشه فهمید چقدر کارگردان قوی و خوش ذهنی بود، خدا رحمتش کنه.

۱۷آبان

زود خوب شو!

امروز روز خیلی سختی بود برای من، مدتی هست درگیر یک سری ناملایمات روحی شدم که به شدت باعث آزارم شده و به سرعت هر چه تمام تر در حال خراب کردن همه چیز هست یه جورایی سرعت تخریبش به حدی بالاست که تلاش های من برای بهبود شرایط و اوضاع اصلا به چشم نمیاد، حتی گاهی موجب این میشه هنگام رانندگی حواسم به جلو نباشه و اصلا فراموش کنم در حال رانندگی هستم و با چشم باز به استقبال هیجانات پیش بینی نشده برم، البته من هم از هیجان بدم نمیام ولی نه دیگه این طوری. ادامه مطلب »

۶مرداد

با مشتریان خود صادق باشید.

زمان ما بزرگترین لذت مجازیمون این بود که روی مُچ دستمون رو گاز می گرفتیم ساعت درست میشد، حال می کردیم، مثل الان نبود که یه بچه پنج ساله یه فروشگاه اینترنتی رو اداره می کنه، یادمه نوجوون که بودم علاقه خاصی به فروشندگی داشتم، چند بار هم کارهای خاصی پیرامون این موضوع انجام دادم، مثلا یه صندوق چوبی درست کردم، توش آدامس و پُفک و … می فروختم، که علاقه بیشترم به خرید مُنجر به شکست من می شد، چون بیشترش رو خودم می خریدم، یه مدت هم بادکنک شانسی می فروختم، اونم بابام توی دو روز اول شانسش خوب بود، میومد بادکنک بزرگه رو می برد، بقیش می موند روی دستم.

بزرگتر که شدم، چیزهای بزرگتری می فروختم، مثلا یه مدت می رفتم کتاب فروشی و لوازم التحریر فروشی همسایمون، درِ مغازه وای میستادم، خیلی کار فوق العاده ای بود، الانم که الانه هنوز کتاب فروشی رو دوست دارم و خودم یه مغازه زدم، مرکز پخش زدم و دارم کارهای جالب تری هم پیگیری می کنم که بعدا می گم، فروختن کتاب هم زیباست، هم لذت بخش، زیباست چون احساس مفید بودن و تاثیر گذار بودن بهت دست میده، به خصوص که به مشتری یه پیشنهاد عالی میدی و با رضایت از درب مغازه میره بیرون، لذت بخش هست، چون داری یه چیزی رو می فروشی.

یادمه یه مدت تو بخاری فروشی هم کار می کردم، این کار چون روحِ خاصی نداشت، فقط لذت بخش بود، اونم چون می فروختم، اون موقع احساس می کردم فروشنده باید صادق باشه، الانم همین احساس رو دارم، ولی صاحب مغازه نظر دیگه ای داشت، یه بار هم یه مشتری اومد یه بخاری که رو دستمون مونده بود رو بخره، صاحبت مغازه داشت از بی اطلاعی طرف سوء استفاده می کرد، منم بهش گفتم این رو نخر، یکی دیگه بردار، این به درد نمی خوره، بعدش به خاطر همین راهنمایی که به مشتری دادم تا راضی باشه برای همیشه، اخراج شدم.

بگذریم، تا امروز کارهای زیادی برای فروختن کردم و از علاقه مندیم دست نکشیدم و به مرور زمان من هم خودم را با تکنولوژی مطابقت دادم و به سمت فروش اینترنتی هم رفتم، اینا همه رو گفتم که درباره دو تا لذت حرف های کوچیکی بزنم، یکی لذت فروش هست که همه ما به نوعی بهش علاقه داریم و یکی لذت خرید که اونم همه ما ذاتا دوست داریم، اصلا خرید روحیه آدم رو عوض می کنه، این که میگن زن ها دوست دارن فقط خرید کنن یه حرف کاملا اشتباهی هست، کلا انسان ها خرید و تجربه چیزهای جدید رو دوست دارن.

اگر کسانیکه به هر نحوی در مقوله فروش درگیر هستند، به رفتار شناسی و ذائقه شناسی مشتری هم بپردازن، یعنی ببینن مشتری چطوری خرید می کنه، چه چیزهایی در خریدش تاثیر گذار هست، دوست داره باهاش چطوری رفتار بشه، چه چیزهایی رو دوست داره و کلی چیزه دیگه، هم خودشون به سود بیشتری دست پیدا می کنند و هم مشتری ها را نسبت به خودشون وفادار می کنن و ارزش افزوده های زیادی برای خریدار ایجاد می کنند، چرا که خریدار دوست داره، از مکانی که لذت میبره خرید کنه و چیزهایی که خیلی دوست داره رو بخره، نه چیزهای معمولی.

در زمینه خرید و فروش تجربه های زیادی توی این سال ها به دست آوردم که سعی میکنم به مرور زمان اینجا بنویسم، شاید به صورت اتفاقی به درد کسی خورد خدا رو چه دیدی، دوست دارم از تجربیات شما هم آگاه بشم و ازشون استفاده کنم، لطفا بنویسید.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)