۲۴آبان

The jane austen book club

امروز داشتم روی طراحی یک باشگاه کتاب‌خوانی کار می‌کردم، برای اینکه نظر آرش را هم بدونم باهاش تماس گرفتم و لا‌به‌لای گپ‌و‌گفت‌هامون به این فیلم رسیدیم، بعد از تمام شدن صحبت‌مون سریع دانلودش کردم و شروع کردم به تماشای اون، از اون دسته فیلم‌هایی نبود که آخرش بگم «وای، چقدر هیجان‌انگیز» ولی فیلم خوبی بود. آدم‌هایی که به دلیل مشکل خوردن در رابطه‌ی عاطفی‌شون دور هم جمع شدند و یک باشگاه کتاب‌خوانی راه‌اندازی کردند تا هر ماه یک کتاب بخوانند، البته تصمیم اولیه‌شون خوندن شش کتاب از نویسنده‌ی محبوبشون جین آستن بود. کاری به داستان فیلم ندارم، عضویت در یک باشگاه کتاب‌خوانی را همیشه دوست داشتم، اینکه هر چیزی که دوست دارم را سعی می‌کنم خودم بسازم هم روی اعصاب است و هم هیجان‌انگیز، فعلا همچنان مشغول طراحی و ساخت اون هستم.

IMDb

این مطلب را با دیگران به اشتراک بزار

درباره ابوالفضل فتاحی

این روزها خیلی به این موضوع فکر می‌کنم که واقعا فلسفه‌ی وجود من چیه در این دنیا، اصلا دوست ندارم سرم و بندازم پایین و دنیا برام تصمیم بگیره که چی بشم، اصلا این فکر که اختیار زندگیم دست خودم نیست واقعا آزاردهنده است برام، هیچ وقت زمانم رو به کسی نفروختم که در ازاش مبلغی برای زنده موندن و خوشحال بودنم بهم بده، البته خیلی به دوستانم هدیه میدم، احساس می‌کنم باید دوستان فوق‌العاده‌ای را انتخاب کنم، باهاشون تعامل کنم و زمانم رو بهشون هدیه بدم، تا بتونیم با سینرژی که ایجاد میشه، کارهای تاثیر گذاری انجام بدیم و در این دنیا منشاء اثر باشیم.

پاسخ دادن

پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شدفیلدهایی که ستاره دار هستند *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)