• دو هفته پیش این فیلم رو با لیلی دیدیم، خیلی هم اتفاقی بود انتخابش ولی بی‌نظیرترین انیمیشنی بود که این مدت دیده بودیم، هم از نظر داستان، هم از نظر شخصیت‌پردازی، فوق العاده بود. اصلا بعد از دیدن این فیلم شما دوست دارید یک دار […]

آخرین یادداشت‌های من:

  • دو هفته پیش این فیلم رو با لیلی دیدیم، خیلی هم اتفاقی بود انتخابش ولی بی‌نظیرترین انیمیشنی بود که این مدت دیده بودیم، هم از نظر داستان، هم از نظر شخصیت‌پردازی، فوق العاده بود. اصلا بعد از دیدن این فیلم شما دوست دارید یک دار […]

  • این تئاتر رو چند هفته پیش با لیلی رفتیم، خیلی هم اتفاقی بلیتش رو گرفتیم، یعنی صبح چک کردم جا نداشت، عصر دنبال یه تئاتر دیگه بودم دیدم سانس فوق‌العاده داره سریع بلیتش رو خریدم و با رفتیم دیدیم. بامزه بود، بهترین تئاتر عروسکی که […]

  • عجب هفته‌ای بود کاپیتان، سرشار از ترس و ابهام. در کل هفته اینترنت طوری قطع بود که حتی امتحانات دانشگاه به صورت مجازی هم برگزار نشد. از اون بدتر هیچ خبری از هیچ جایی نداشتیم. بی‌خبری و ابهام واقعا در این عصر ترسناکه، آدم رو […]

  • اونقدر در طول هفته کار نداشتم که گفتم حداقل برم به پدر و مادرم سری بزنم، وقتی رسیدم دیدم این با اون قهره، اون با این قهره، برای چی؟ هیچی نظر و عقیده‌ی خودشون رو نسبت به یه مسئله‌ای بیان کردن، کلا درک نمی‌کنم طرف […]

  • امروز لیلی از در اومد تو و شروع کرد به زدن ضربات پا به من و بهم گفت من رو بنویس تکواندو، دوستام تو مدرسه از این ضربه‌ها می‌زدن، منم خندیدم و گفتم باشه، خودم بهت یاد میدم. همون روز قرار بود بریم تئاتر، بعدش […]

  • شاید مهم‌ترین دلیلی که اکانت شگرد رو تمدید کردم دیدن همین مستر کلاس بود، تسلط دکتر لادن فتی واقعا عالی بود. اونقدر برای من این موضوع جالب بود که وقتی شروع کردم تا تموم نشد بلند نشدم. نکته‌های در طول دوره را یا سر کلاس‌های […]

  • امروزم امتحان داشتم و از شانس گندم کنسل شد و افتاد ۱۳ بهمن، هنوز نمی‌دونیم دقیقا چه اتفاقاتی افتاده، شرایط واقعا پیچیده است، کاری از دستمون بر نمیاد، بیشتر یا خوابم یا فیلم می‌بینم، از بین تمام گزینه‌هایی که داشتم نشستم این فیلم رو دیدم، […]

  • این هفته هر روز می‌رفتم سر کار و هیچ کاری برای انجام نداشتم، خیلی دیگه حوصله‌ام سر رفته بود، این شد که از بین کتاب‌ها این کتاب رو برداشتم که بخونم، تاکسی‌سواری نوشته‌ی سروش صحت، عمدا یادمه این کتاب رو خریدم دوست داشتم ببینم چطوری […]

  • امروز قرار بود دومین امتحان دانشگاهم باشه ولی طوری همه چیز قطع بود که خود دانشگاه کنسل کرد. جالب اینه اینترنت رو از دوران جنگ هم بدتر قطع کردن، کاری به جز دیدن فیلم نداشتیم، اونم سعی می‌کردیم بیشتر ایرانی ببینیم چون فیلم‌های خارجی طوری […]

  • هفته‌ی سوم هم گذشت، به جز مطالعه‌ی زبان و خوندن کتاب و نوشتن روزانه در اینجا و دیدن فیلم، در مراسم تشییع پسر عمه‌ی دلبر هم شرکت کردیم، کسی که قرار بود مثلا فردا ببینیمش و دیگه این فردا هیچ وقت از راه نرسید، زندگی […]

  • امشب داشتم کار می‌کردم که دیدم یهو همه چیز قطع شد، شبکه‌ها و سایت‌های داخلی رو امتحان کردم دیدم اونا هم قطع شدن، جالب اینه پیامک هم قطع بود و دیگه حتی نمی‌شد به کسی تلفن زد، خیلی شب سیاهی بود. مامان و بابا از […]

  • از دیشب قبل از خواب یادم بود تا امروز الان که در حال نوشتن هستم. فکر می‌کنم ۱۶ سال پیش اولین بار تو تاکسی دیدمش، اون روز فکر نمی‌کردم عمر دوستی‌مون شانزده سال به درازا بکشه. همیشه بهش می‌گفتم خیلی دوست دارم یه رفیق قدیمی […]

  • چند روز پیش با لیلی خانم رفتیم تئاتر رویای برفی رو دیدیم، به نظرم لیلی بیشتر از اینکه بازیگری تئاتر رو دوست داشته باشه کارگردانی کار رو دوست داره، حتی گاهی دیدم نویسندگی اونم دوست داره، بعد از اجرا خیلی کم پیش میاد دوست داشته […]

  • امروز پرواز Instrument داشتم، از دیشب اضطراب شدیدی گرفتم، اونقدر در فضای ابهام قرار گرفتیم که واقعا داره نرمال زندگی کردن رو فراموش می‌کنم. بعد از Take Off قرار بود آرک شمال بزنم و دیگه از اون لحظه به بعد فقط مکالمات رو گوش کنم […]

آخرین کتاب‌هایی که خوندم:

  • این هفته هر روز می‌رفتم سر کار و هیچ کاری برای انجام نداشتم، خیلی دیگه حوصله‌ام سر رفته بود، این شد که از بین کتاب‌ها این کتاب رو برداشتم که بخونم، تاکسی‌سواری نوشته‌ی سروش صحت، عمدا یادمه این کتاب رو خریدم دوست داشتم ببینم چطوری […]

  • اولین کتاب سفرنامه‌ای که خوندم «سفرنامه‌ برادران امیدوار» بود، واقعا از من بعید بود چنین کتاب قطوری رو بخونم، تازه اونقدر برام جذاب بود که رفتم موزه‌ی برادران امیدوار هم دیدم. بعدش با ماشین شخصی خودم ۵۰۰،۰۰۰ کیلومتر سفر کردم، بارها بعضی از شهرهای ایران […]

  • این کتاب رو وسط کمردردهایی که داشتم خوندم، چون کاری به جز درد کشیدن نداشتم. این کتاب داستان جالبی داشت، اول پرهام بهم پیام داد که دوستی داره که کتاب نوشته و تصمیم داره چاپش کنه نیاز به مشاوره داره، بعد حمید بهم پیام داد، […]

  • کتاب «اکوتوریسم، راهی برای گردشگری پایدار» نوشته‌ی خانم افسانه‌ی احسانی که توسط انتشارات مهکامه چاپ شده هم برای شرکت در آزمون جامع گردشگری در رشته‌ی راهنمایان فرهنگی (ایرانگردی و جهانگردی) خریدم و خوندم. بعضی وقت‌ها که تصمیم می‌گیرم در آزمون مثل این شرکت کنم، قصدم […]

  • این کتاب رو به خاطر آزمون جامع گردشگری برای رشته راهنمایان فرهنگی (ایرانگردی و جهانگردی) خریدم تا بخونم، این کتاب نوشته‌ی حمید عامریان است که توسط انتشارات جهاد چاپ شده. من این کتاب رو خیلی دوست داشتم، دید خیلی خوبی نسبت به اقوام، آداب و […]

  • کتاب «آلیس پای آتش» نوشته یون فوسه یک داستان شاعرانه و در عین حال عمیق درباره‌ی عشق، تنهایی و خاطرات است. روایت این کتاب آرام و نفس‌گیر است؛ انگار نویسنده می‌خواهد ما را آهسته و با تأمل به دنیای ذهنی آلیس ببرد. داستان درباره زنی […]

  • کتاب «سوروسات در سوراخ موش» اولین رمان مکزیکی خوآن پابلو ویلالوبوس است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد و خیلی زود جزو نامزدهای جایزه بهترین کتاب اول گاردین قرار گرفت. این کتاب بخشی از مجموعه «برج بابل» نشر چشمه است، ساخته‌ای‌ست از داستان‌های کوتاه ادبی با […]

  • کتاب «من از یادت نمی‌کاهم، مارتیتا» نوشته‌ی ساندرا سیسنروس (ترجمه‌ی اسدالله امرایی) اثری است کوتاه و عمیق که روایت‌گر خاطرات سه زن جوان مکزیکی-آمریکایی به نام‌های «کورینا»، «پائولا» و «مارتیتا» است. این سه دوست در پاریس با هم آشنا می‌شوند و ماه‌ها در حاشیه‌های شهر […]

  • چیزی که باعث شد جذب این کتاب بشم عنوانش بود «پدر بودن»، این کتاب نوشته کارل اُوه کنوسگور است که توسط زهره خلیلی ترجمه شده و انتشارات خوب هنوز هم این کتاب رو چاپ کرده. این کتاب روایت‌های صادقانه‌ی کارل اُوه از زندگی شخصی خودش […]

  • امروز خیلی اتفاقی وقتی داشتم تو خیابون‌ پرسه می‌زدم رسیدم به یک کتابفروشی، از بیرون دیدم کافه هم داره، با خودم گفتم میرم استراحتی می‌کنم، در بسته بود، یکی از کارکنان وقتی داشت می‌رفت داخل منم سریع رفتم داخل، گفت تعطیله، مراسم داریم، گفتم یه […]

  • این کتاب رو به خاطر عنوانش خریدم و از اونجایی که انتشارات میلکان چاپش کرده بود تردیدی در خریدش نکردم و بعد از خوندنش می‌تونم بگم واقعا راضی بودم. کتاب خیلی خوبی بود. من به عنوان کسی که هم به شدت کمال‌گرا هستم و هم […]

  • این کتاب رو فقط به خاطر ناوال راویکانت خریدم، وگرنه کتابی با چنین عنوانی رو بعیده بخرم، راهنمای خوشبختی و ثروتمندی، البته خودش این کتاب رو ننوشته ولی یکی صحبت‌ها و مصاحبه‌هاش رو جمع‌اوری کرده و چنین کتابی رو نوشته، خیلی کنجکاو بودم ببینم این […]