افسانه سپهر

وقتی میرم خونه‌ی پدری خیلی دوست دارم برای مصطفی هم یک کارهایی بکنم. این هفته به سرم زد بچه‌ها رو با خودم ببرم سینما، البته به شرطی که فیلم خوبی هم در حال اکران باشه، اینطوری شد که چشمم خورد به این انیمیشن و دیدگاه‌هایی که براش ثبت شده بود و امتیازش رو نگاه کردم و انتخابش کردم. تا انتهای فیلم دعا دعا می‌کردم بچه‌ها خوششون اومده باشه، نه تنها بچه‌ها بلکه ما هم خوشمون اومد، یک فیلم ایرانی، داستان ایرانی، اسامی ایرانی و خوش ساخت، به نظرم در حد یک فیلم ایرانی با این همه مشکلاتی که داریم بیشتر از قابل قبول بود و من خوشحالم چنین فیلم‌هایی ساخته میشه، هر چند انتقاداتی هم بهش داشتم، اینکه فیلم لهجه‌ی شمالی دارن ولی روستا بیشتر شبیه روستاهای ایتالیایی بود، ولی میگم به نظرم نمره‌ی قبولی رو راحت میشه بهش داد، ما دوستش داشتیم.

نوشتن یک دیدگاه