expectation
لیست آرزوها
Twelve Years
school
مدرسه دوازده
Twelve School
planner
رزومه
Twelve Work

آخرین مطالبی که نوشته‌ام

  • امروز قرار بود بریم مسافرت، ولی باهام تماس گرفتند که مدرک مدیریت فنی دفاتر خدمات مسافرتی و جهانگردی‌ام آماده است. خرداد بود که در آزمون جامع گردشگری شرکت کردم. البته فکر کنم دو سالی بود که می‌خواستم در این آزمون شرکت کنم ولی فرصت نمی‌شد، […]

  • هر چقدر روزهای بیشتری را در این دنیا زندگی کردم، بیشتر فهمیدم آدم‌ها پیچیده هستند، از روی ظاهر کسی نمیشه تشخیص داد چه مدل آدمیه، مثلا گاهی یکی‌ هر روز بهمون لبخند میزنه، ولی توی دلش از ما خوشش نمیاد. گاهی یکی سرمون داد میزنه […]

  • یکی از خوشحالی‌های من در سالی که گذشت این بود که تونستم ۴۸ جلد کتاب در حوزه‌های مختلف بخونم. خیلی چیزها یاد گرفتم، از خوندشون لذت بردم. کتاب خوندن باعث می‌شد حال بهتری داشته باشم. در حوزه‌ی کسب‌و‌کار بیشتر تمرکزم روی محتوا و نوشتن بود، […]

  • فقط یک هفته تا پایان سال ۱۴۰۱ باقی مونده و من در غمگین‌ترین و مضطرب‌ترین حالت ممکنم در زندگی هستم. به حدی که شب‌ها نمی‌تونم بخوابم و ذهنم رو نمی‌تونم روی کاری متمرکز نگه دارم. بگذریم، این هفته هم یک فیلم خوب دیدم، کتاب خوندم، […]

  • امشب خیلی بهم بد گذشت، بعد از مدت‌ها تا ساعت ۶ صبح بیدار بودم. احساس می‌کردم خالی شدم از همه چیز. نکته‌ی جالب ماجرا برای من اینجاست که هر چی بیشتر جلو میرم در زندگیم، بیشتر می‌فهمم آدم‌ها هیچ وقت کارهایی که من براشون در […]

  • خدایی حیف امتیاز ۷ که این فیلم داره، به نظرم ۵ هم براش اضافه است. من فیلم‌های تاریخی حتی تخیلی رو دوست دارم، ولی این فیلم بیشتر تو مایه‌های فیلم هندی بود. انگار کسی گذاشته دنبال کارگردان که سریع یک فیلم بساز، من حتی داستان […]

  • خیلی اتفاق جالبی بود برای من که تو دو کتاب خوندم که مادر نقش مهمی در اونها داشت. خیلی وقت بود این کتاب رو خریده بودم ولی نخونده بودمش، نمی‌دونم دلیلش چی بود. وقتی شروع کردم به خوندن کتاب غم سراسر وجودم رو گرفت، بعد […]

  • فکر نمی‌کردم این ترم اینطوری بگذره، اصلا شبیه ترم قبلی نبود، راضی نبودم. استاد قبلی‌مون واقعا فوق‌العاده بود، شاید وقتی ۱۰ رو به یکی نشون میدی، دیگه هیچ عددی قبلش بهش مزه نمیده، اونقدر بد گذشت که دوست داشتم دوباره رها کنم، ولی ادامه دادم. […]

  • چند سال پیش که با تورج آشنا شده بودم، یک سال هر هفته می‌رفتم پیش تورج و با هم گپ می‌زدیم، درباره‌ی همه چیز صحبت می‌کردیم، رفته رفته کارهاش رو بهم نشون می‌داد، نظرش درباره‌ی دیزاین رو بهم می‌گفت، خیلی چیزها یاد گرفتم، به نظرم […]

  • باورم نمیشه لیلی چهار سالش شده، چقدر زود عمرمون داره می‌گذره. امروز با دلبر قرار بود بریم کافه و یکم گپ بزنیم، لیلی هم گفت منم میام، بهش گفتم بمون خونه ما بعد میام با هم بریم بیرون، گفت یعنی خودم و خودت، دوتایی؟ گفتم […]

  • اصلا نفهمیدم این هفته چطوری گذشت، فکرش رو نمی‌کردم هفته‌ای که توش تولدم باشه اینطوری بگذره، شاید دچار بحران میانسالی شدم، نمی‌دونم. خلاصه هر طوری بود گذشت، البته بعدا جبران کردم ولی خب انتظار بیشتری داشتم از خودم برای این روزها، یعنی برنامه‌ام چیز دیگه‌ای […]

  • امروز لیلی قرار بود بره به یک مهمونی ولی من دوست نداشتم بره، چون می‌خواستم با هم بریم بیرون، زمین و زمان دست به دست هم دادند و لیلی نرفت و ما با هم رفتیم ایران مال برای خرید، من ایران مال رو به خاطر […]

  • اوایل کتاب نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم، در حدی که دوست داشتم بگذارمش کنار، ولی آروم آروم کتاب برام جذاب شد، جالب اینجاست که پیتر کری نویسنده‌ی خیلی معروفی هم هست. برای من اوج کتاب قسمت آخرش بود، یعنی داستان‌های دیگر، داستان نامه‌ای به پسرمان، […]

  • از شما چه پنهون، یادم میفته چند سالمه دچار اضطراب میشم، اصلا ناراحت میشم خیلی وقت‌ها، احساس پیر شدن و از دست دادن فرصت زندگی رو دارم، لعنتی چقدر زود تموم میشه! هر چند تا همین جای کار هم خدا رو شکر، راضیم. امسال عجیب‌ترین […]

آخرین کتاب‌هایی که خونده‌ام

  • خیلی اتفاق جالبی بود برای من که تو دو کتاب خوندم که مادر نقش مهمی در اونها داشت. خیلی وقت بود این کتاب رو خریده بودم ولی نخونده بودمش، نمی‌دونم دلیلش چی بود. وقتی شروع کردم به خوندن کتاب غم سراسر وجودم رو گرفت، بعد […]

  • اوایل کتاب نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم، در حدی که دوست داشتم بگذارمش کنار، ولی آروم آروم کتاب برام جذاب شد، جالب اینجاست که پیتر کری نویسنده‌ی خیلی معروفی هم هست. برای من اوج کتاب قسمت آخرش بود، یعنی داستان‌های دیگر، داستان نامه‌ای به پسرمان، […]

  • خیلی وقت پیش وقتی داشتم پادکست بی‌پلاس گوش می‌دادم رسیدم به اپیزودی به نام «صلحی که همه‌ی صلح‌ها را بر باد داد»، خیلی برام جالب اومد، رفتم کتابش رو خریدم، فکر نمی‌کردم بیشتر از ششصد صفحه باشه. کتاب رو تقسیم کردم به قسمت‌های کوچیکتر و […]

  • تا امروز نمی‌دونستم نویسنده‌ی کتاب قلاب همون نویسنده‌ی کتاب ذهن حواس جمع است، من دوست داشتم این کتاب رو بخونم، حتی فکر کنم خریدمش ولی هنوز فرصت نشده بخونمش. این کتاب رو دوست داشتم، هر چند به نظرم نیاز به این همه توضیح نبود. ولی […]

  • خیلی وقت بود از هاروکی موراکامی چیزی نخونده بودم. در سفر آخری که به اراک داشتم محمد رضا این کتاب رو بهم داد و گفت احتمالا برات باید جالب باشه. من خیلی وقت بود خوندن رمان و داستان رو کنار گذاشته بودم و خیلی خوشحال […]

  • من این کتاب رو از کتابفروشی خودم برداشتم که بخونم، انتظار هر چیزی رو داشتم به جز چیزی که بعد از خوندن کتاب یاد گرفتم. من فکر می‌کردم «کِی» یک اسم خاص باید باشه، فرمولی چیزی برای کسب‌و‌کار یا هر چیز دیگه‌ای به جز مفهوم […]

  • این کتاب رو خیلی وقت بود که می‌خواستم بخونم ولی چون احساس کردم دیگه بیست سالم نیست و حتی در دهه‌ی بیست تا سی هم نیستم دیگه بی‌خیال می‌شدم ولی واقعا ربطی نداشت و خوشحالم که این کتاب رو خوندم. تینا سیلیگ نویسنده‌ی این کتاب […]

  • من هیچ وقت باورم نمی‌شد روزی کتابی بخونم درباره‌ی این موضوع که «چگونه کتاب بخوانیم»، شاید فکر کنید این کتاب اخیرا نوشته شده، ولی باید بگم این کتاب برای نخستین بار در ماه‌های اول سال ۱۹۴۰ منتشر شده و در همون سال به یکی از […]

  • خیلی وقت بود در حوزه‌ی تئاتر و سینما کتاب نخونده بودم. واقعیت اینه که اینم خیلی کتاب سنگینی بود، شایدم ساده بود ولی سرشار از کلمات قلمبه و سلمبه بود. البته اینم باید بگم که در اصل این کتاب نویسنده نداره، چون در اصل مصاحبه […]

  • این سومین کتابی بود که از جو پولیتزی خوندم، دو تا کتاب قبلی «قدرت محتوا» و «خلق محتوا، خلق مشتری» بود، به نظرم اگر به حوزه‌ی محتوا علاقه‌مند هستید، فقط همون کتاب «قدرت محتوا» رو بخونید، اگر این دو کتاب رو نخونید چیز زیادی رو […]

  • این کتاب رو از یک دوست هدیه گرفته بودم و احساس کردم دوستش ندارم، نمی‌دونم چی شد که چند روز پیش از بین تمام کتاب‌هایی که داشتم دوباره پیداش کردم و چند صفحه‌ی اولش رو خوندم و خیلی خوشحال شدم، می‌خواستم همزمان ماشین بابا رو […]

  • به نظرم این کتاب قدیمی اومد، یعنی محتوای این کتاب برای کسی که مثلا در سال ۲۰۰۵ زندگی می‌کنه خیلی بی‌نظیر و عجیب و حتی دور از ذهن شاید بیاد ولی برای من که دارم در سال ۲۰۲۲ زندگی نمی‌کنم به نظرم خیلی عادی اومد. […]