۱۱فروردین
american history x

American History X

خیلی فیلم فوق‌العاده‌ای بود و اصلا تصور نمی‌کردم آخرش این شکلی تمام بشه، از اول تا آخر فیلم با خودم می‌گفتم خوبه این فیلم را به دوستم معرفی کنم که اونم ببینه، ولی بعدش با خودم گفتم چه کاریه، نمی‌دونم دقیقا چرا فکر می‌کردم که باید اونم این فیلم رو حتما ببینه، بگذریم، دیدن این فیلم باعث میشه یک سوال خیلی مهم از خودتون بپرسید، «آیا کاری برای بهتر شدن زندگیت انجام دادی؟» خیلی وقت‌ها ما برای فرار از پاسخ دادن به این سوال دست به کارهایی می‌زنیم که فقط فراموش کنیم، کارهایی که اصولا باعث میشن زندگی ما خراب‌تر از گذشته بشه و نه بهتر، «زندگی کوتاه‌تر از اونیه که همیشه بخوای خرابش کنی»، پس بهتره سعی کنیم به این سوال حتما جواب بدیم.

۱۰فروردین
من به دنیا اومدنم رو یادم نیست

من به دنیا اومدنم رو یادم نیست

چند وقت پیش وقتی برای بیست و سومین بار در قطار داشتم فارست گامپ رو تماشا می‌کردم، اون جمله به گوشم خورد، «من به دنیا اومدنم رو یادم نیست»، جمله‌ی خیلی جالبی هست، بدون شک در تمام دوران زندگی‌مون به مدل‌های مختلف بهش فکر کردیم، مثلا وقتی بچه بودیم به این فکر می‌کردیم چطوری به دنیا اومدیم، بزرگ‌تر که شدیم برامون سوال شد اصلا چرا به دنیا اومدیم، بعد‌تر سوال پیش اومد که اصلا چه کاری بود به دنیا بیایم و کلی از این سوالات به متناسب سن‌های مختلف‌ از خودمون پرسیدیم. یادم میاد مولانا هم شعری داشت با این مضمون که «از کجا آمده‌ام، آمدنم بهر چه بود، به کجا میروم آخر»، جالب اینجاست که همچنان هیچ جوابی برای هیچ کدوم از این سوالات ندارم.

ادامه مطلب »
۹فروردین
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد

دوستی کی آخر آمد دوست‌داران را چه شد

امروز با خودم گفتم بد نیست سری به شماره‌های گوشیم بزنم، اونقدر تعداد شماره‌ها زیاد بود که چند ساعت زمان برد، بعضی از اسم‌ها را سریع رد می‌شدم و بعضی را دقایقی تأمل می‌کردم و خاطراتم را باهاشون مرور می‌کردم. خیلی جالب بود، گاهی بین دوستانم آدم‌هایی پیدا می‌شدن که فکر می‌کردم می‌تونم برای همیشه روشون حساب کنم ولی زمان بهم چیز دیگه‌ای را ثابت کرده بود و آدم‌هایی که راستش هیچ حسابی روشون نکرده بودم و در سخت‌ترین شرایط زندگیم اومده بودن بالای سرم و دستشون رو گذاشته بودن روی شونه‌ام و بهم گفتن نگران چیزی نباش ما پشتت هستیم. از این لحظات سخت کم نداشتم توی زندگیم و بدون شک در زندگی همه‌ی ما کلی از این لحظات سخت میشه پیدا کرد، مهم اینه چند تا از این آدم‌ها در زندگی‌مون داریم که در لحظات سخت حمایت‌مون کنن.

ادامه مطلب »
۸فروردین
harakiri

Harakiri

من برای اینکه چیزی بنویسم دوست ندارم قبلش تحقیق کنم، دوست دارم همون چیزی که به ذهنم میرسه و برداشت کردم را بنویسم یا در خاطرم نگه دارم، خیلی کم پیش میاد موضوعی اونقدر علاقه‌مندم کنه که بخوام راجع به اون موضوع تحقیق کنم، برای همین چیزی که من از هاراکیری فهمیدم، یک سبک از خودکشی هست که بین سامورایی‌ها رواج داشته، حالا یا به خاطر خیانت این کار را انجام میدن، یا برای اینکه گرفتار دشمن نشوند، البته در این فیلم به خاطر فقر و گرسنگی و … تصمیم به این کار می‌گیره، این فیلم داستان فوق‌العاده‌ای داره و حیفم میاد دربار‌ه‌ی اون حرف بزنم، بهتره خودتون برید ببینید.

۲۹اسفند
کوله پشتی من برای سال ۹۹

کوله‌پشتی من برای سال ۹۹

مثل همیشه که انجام کارهای مهم را موکول می‌کنم به دقایق پایانی، بستن کوله‌پشتی امسال هم دقیقا گذاشتم برای ساعت‌های پایانی سال، می‌دونید واقعا حسش نیست کارها را به موقع انجام بدم، ربطی هم به شرایط خاص کنونی کشور نداره، از وقتی یادم میاد همین طوری بودم، بگذریم قبل از اینکه برم سر وقت کوله‌پشتی بهتره مثل هر سال یک مرور کلی داشته باشم به سالی که گذشت، اولین دیدار دوستانه‌ی امسال را با تورج صابری‌وند داشتم در ایام عید، جالب اینجاست که آخرین دیدار امسال هم با تورج داشتم همین چند دقیقه‌ی پیش که به دعوتش در کارگاه آموزشی آنلاین مدیریت دیزاین شرکت کردم، طی دو سال گذشته خیلی چیزها از تورج یاد گرفتم، چه در مباحث فنی و همکاری‌هایی که با هم داشتیم چه در مباحثی که پیرامون زندگی با هم می‌کردیم، تورج یکی از تاثیرگذارترین آدم‌های زندگی من هست که باعث شد بینش عمیق‌تری به زندگی پیدا کنم، بحث‌های اول سال بیش‌تر پیرامون این موضوعات بود که فلسفه‌ی زندگی ما چیه! چرا کار می‌کنیم؟ ضرب‌الاجل‌ها چه کمکی به ما می‌کنند؟ چقدر از زندگی ما حاصل انتخاب‌ها و تعاملات‌مون با دنیای اطراف‌مون هست؟ الان که برمی‌گردم و به مسیری که طی کردم نگاه می‌کنم، می‌بینم به خاطر تغییراتی که به واسطه‌ی گپ‌و‌گفت اول سال داشتم خیلی سال خوب و متفاوتی را پشت سر گذاشتم با تمام فراز و نشیب‌هایی که در این سال عجیب داشتم.

ادامه مطلب »
۱۳بهمن
از کفش‌های یک نفر خیلی چیزها رو میشه تشخیص داد.

از کفش‌های یک نفر خیلی چیزها رو میشه تشخیص داد.

یکی از بی‌نظیرترین فیلم‌هایی که در زندگیم دیدم فارست گامپ هست، ثانیه به ثانیه‌ی این فیلم با آدم حرف می‌زنه، میشه هزاران بار دیدش بدون اینکه برات تکراری بشه، مثلا خود من امشب برای بیست و سومین بار با خواهرم در قطار بندرعباس – تهران دیدمش، تصمیم دارم درباره‌ی بعضی از دیالوگ‌هاش مطلب بنویسم، اول فیلم با این دیالوگ شروع میشه، «مادرم همیشه می‌گفت، از کفش‌های یک نفر خیلی چیزها رو میشه تشخیص داد، اینکه کجاها رفتن، کجاها میرن»، برای من همیشه شنیدن داستان زندگی آدم‌ها جذاب بوده، واقعا خیلی برای این کار هم وقت میزارم، مثلا همین امشب ساعت‌ها با رئیس قطار درباره‌ی فیلم‌هایی که دیدیم و تفاوت خطوط ریلی کشورها حرف زدیم، بعدش با سرمهماندار قطار کلی شوخی کردیم و باز درباره‌ی فیلم‌هایی که دیدیم گپ زدیم، بعد کمی با مهماندار واگن حرف زدیم باز هم درباره‌ی فیلم‌هایی که دیدیم، گویا کار کردن توی قطار فرصت خیلی خوبی به آدم‌ها میده برای فیلم دیدن و صد البته حرف زدن با آدم‌ها، به رئیس قطار میگم شما اینقدر فیلم خوب دیدید این فیلم‌های داغون چیه توی قطار پخش می‌کنید؟ میگه دست ما نیست، چقدر از این جمله بدم میاد، کلا بدم میاد یکی بهم بگه چی ببینم، چی بپوشم، چی حرف بزنم و …، ای‌کاش به رئیس قطارها اجازه می‌دادن فیلم‌های خوب پخش کنن، البته اون روز هم میاد به نظرم.

ادامه مطلب »
۱۲بهمن
چالش پفک

چالش پفک

چند روز پیش با سه نفر از دوستانم تصمیم گرفتیم برای شناخت بهتر خودمون، چالشی طراحی کنیم تا حداقل برای دو هفته، هر روز توی وبلاگ‌هامون مطلب بنویسم و هر هفته یک فیلم و کتاب خوب هم ببینیم، حروف اول (پست بلاگ، فیلم و کتاب) را برداشتیم و اسم چالش شد، «پفک» به نظرم خیلی اسم با معنایی شد، خود پفک هم باورش نمیشه اینقدر بامعنی شده باشه. روز اول من و دو نفر از بچه‌ها مطلب نوشتیم، روز دوم من و یکی از بچه‌ها، از روز سوم به بعد هم فقط خودم دارم می‌نویسم، اولش با خودم گفتم چه کاریه من دارم تنهایی چالش رو ادامه میدم، بعد که فکر کردم دیدم من قبل از شروع چالش به خودم و دوستانم قول دادم که حداقل برای دو هفته این چالش رو ادامه میدم و به قول فارست گامپ، «قول، قول است»، برای همین به نظرم اومد باید هر طوری هست ادامه بدم.

۱۱بهمن
هر چی تو می‌خوای

هر چی تو می‌خوای

من خیلی شخصیت درک سیورز را دوست دارم، فوق‌العاده است، من تا الان فکر می‌کنم سه بار میشه که این کتاب را می‌خونم، شروع بسیار خوب کتاب با این جمله که «اکثر آدم‌ها اجازه میدن باد، کشتی زندگی‌شون رو به هر سمتی که می‌خواد، ببره. کل عمرشون دنبال چیزهایی هستن که دیگران بهشون توصیه کردن، بدون اینکه متوجه باشن، این مسیر قرار نیست خوشحال‌شون کنه»، نشون میده تا پایان کتاب قرار هست درباره‌ی یک سبک زندگی جذاب و متفاوت بخونیم و یاد بگیریم.

درک سیورز تاکید ویژه‌ای روی تحقق رویاهاش داره البته به سبک خودش، وقتی میگه هدفش از کسب و کار پول نیست، می‌تونید در پایان کتاب با تمام وجودتون احساسش کنید، وقتی میگه آرمان شهرتون رو بسازید، اگر زندگیش را دنبال کنید، می‌بینید همچنان در حال ساخت دنیای خیالیش هست، وقتی درباره‌ی ارتقای شخصی حرف می‌زنه، می‌تونید با دنبال کردن بلاگش کاملا احساسش کنید، وقتی درباره‌ی کمک به دیگران صحبت می‌کنه، به صورت عملی هم بهتون یاد میده چطوری باید ساده از خیلی از داشته‌هاتون بگذرید، درک سیورز روی کاری که نتیجه نمیده پافشاری نمی‌کنه، به شدت آدم تجربه‌گرایی هست و معتقده طرح کسب و کار عمدتا یک توهم هست و باید برای اینکه بفهمید مردم واقعا چی می‌خوان، هر کاری توی ذهنتون هست را اول انجامش بدید، من عاشق اون قسمتش هستم که میگه پاشو شروع کن، بدون سرمایه، خودش هم واقعا همین کار را انجام میده، کاملا معتقد هست که نمیشه همه را راضی نگه داشت و این کار را هم با حذف عده‌ای به سادگی انجام میده، خیلی دوست دارم کسب‌و‌کارهایی داشته باشم که بدون من هم بتونن سرپا بمونن، هرچند تا حالا کاملا موفق نبودم ولی تلاش‌های موثری داشتم تا حالا و در آخر میگه هدف واقعی انجام هر کاری شاد بودنه، پس فقط کارهایی را انجام بدید که خوشحال‌تون می‌کنه، در کل پیشنهاد می‌کنم این کتاب را اگر چند بار در زندگی‌تون نمی‌خونید، حداقل یکبار را بخونید، به نظرم واجب هست.

۱۰بهمن
مرد ایرلندی

مرد ایرلندی

این فیلم را به پیشنهاد یکی از دوستانم دیدم، فیلم بسیار خوبی بود، می‌تونم مثل تمام مطالبی که شاید در اینترنت باشه بنویسم وای خدای من، این هم یک شاهکار دیگه از مارتین اسکورسیزی بود، همون طور که انتظار می‌رفت و بازی فوق‌العاده و رویای رابرت دنیرو و آل پاچینو، مرد ایرلندی از محصولات اصلی نت‌فیلیکس است که در تاریخ ۲۷ نوامبر ۲۰۱۹ به صورت اینترنتی منتشر شد، این فیلم با تحسین جهانی منتقدان همراه بود و در زمینه‌ی فیلم‌نامه، کارگردانی و عملکرد دنیرو، پاچینو و پشی خیلی ستایش شد، وقتی همه‌ی این‌ها را قبلا یکی نوشته چه کاریه خب منم دوباره بنویسم، شایدم نوشتم که بگم شما هم این فیلم را ببینید، درسته فیلم خوبی هست به نظرم حتما ببینید، ولی دوست دارم یک مدل دیگه‌ای درباره‌ی فیلم بنویسم، حتی ممکنه داستان فیلم هم طور دیگه‌ای ببینم، در ضمن اگر فیلم را ندیدید ادامه‌ی مطلب هم نخونید.

ادامه مطلب »
۹بهمن
آیا من تمرکز ندارم؟

آیا من تمرکز ندارم؟

این جمله‌ی «ابوالفضل به نظرم تمرکز نداری، یکم تمرکز کن» را من زیاد شنیدم، راستش یک زمانی اصلا اهمیت نمی‌دادم چون اصلا برام مهم نبود که تمرکز دارم یا ندارم، مهم بیش‌تر این بود که چی دوست دارم! نه اینکه الان برام مهم شده باشه، نه! ولی برام سوال شده که من واقعا تمرکز ندارم؟ به نظرم برای جواب این سوال باید بفهمم اصلا تمرکز چی هست؟ به چه دردی می‌خوره! شاید از نظر دیگران این باشه که وقتی یک آدم تمام حواس و ذهنش رو میزاره روی حل یک مسئله یا انجام یک کار میشه تمرکز، یعنی وقتی داره کتاب می‌خونه، واقعا داره کتاب می‌خونه، وقتی داره کار می‌کنه واقعا داره کار می‌کنه و …، حالا من واقعا تمرکز دارم یا ندارم؟

ادامه مطلب »
کلیه حقوق این سایت تا سال ۱۹۸۶ محفوظ بوده و از اون سال به بعد کسی بابت حفاظت از این سایت پولی بهم نداد، بنابراین چیزی هم دیگه محفوظ نیست :)