۲۶بهم
سفرنامه خلیج فارس: دلفین های هنگام

سفرنامه خلیج فارس: دلفین های هنگام

دوشنبه ۲ بهمن ۱۳۹۶

یکی از رویاهای من همیشه دیدن دلفین‌ها بود، خیلی عاشقشون هستم به حدی که دوازده سال اسم شرکتمون دلفین بود، صبح زود به عشق دیدن دلفین‌ها از خواب بیدار شدیم، از پذیرش هتل خواستیم یک ماشین در اختیار برامون بگیره تا بتونیم بریم جزیره هنگام و برگردیم، بعد از چند دقیقه انتظار ماشین رسید، رانندش یک پیرمرد خسته بود که زمانی برای خودش دریانوردی بوده و بعد از یک اتفاق ترسناک و تلخ که توی دریا براش اتفاق میافته دیگه سمت دریا نمیره، فکر می کنم حدود چهل کیلومتر یک بند حرف زد و هر چی دلش می خواست به مسئولین می گفت، من راستش حوصله این بحث های بی فایده رو نداشتم و کل مسیر رو موسیقی گوش می دادم، تا اینکه رسیدیم و خوشبختانه دریا امروز بی قراری رو کنار گذاشته بود و آروم منتظر بود تا ما به دیدنش بریم، بعد از خرید بلیت قایق سوار شدیم و طرف بهمون گفت امیدوارم بتونیم دلفین ببینیم، چند روز پیش هر چی وایستادیم به زور یکی اومد روی آب، یکم توی دلمون خالی شد. ادامه مطلب »

۲۵بهم
حرفه: داستان نویس-جلد۳

حرفه: داستان نویس-جلد ۳

بعد از خوندن کتاب «حرفه: داستان نویس-جلد ۱» و «حرفه: داستان نویس-جلد ۲»، نوبت به خوندن این کتاب رسید، در این کتاب با صحنه پردازی، تغییر وضعیت و موقعیت، گفت و گو و توصیف آشنا شدم، یکی از مهم ترین ابزارهایی که در تمام کتاب های داستان نویسی به اون اشاره شده، خوندن هست، مطالعه کتاب های خوب از نویسندگانی که آثار و سبک نوشتنشون رو دوست داریم، شاید بهار سال آینده شروع کردم به جدی نوشتن و حرفه ای تر دنبال کردن نوشتن، چون به نظرم از جمله کارهایی هست که خیلی دوستش دارم، حداقل احساس می کنم نوشتنم از حرف زدنم بهتر هست و من هم بیشتر دوستش دارم. ادامه مطلب »

۱۲بهم
سفرنامه خلیج فارس: عجایب هفتگانه قشم

سفرنامه خلیج فارس: عجایب هفتگانه قشم

شنبه ۳۰ دی ۱۳۹۶

به خاطر خستگی زیاد ساعت ۹:۳۰ دقیقه از خواب بیدار شدیم و رفتیم صبحانه خوردیم و برگشتیم به اتاق تا امیرعباس یکم برنامه ریزی کنه، این بشر نمی تونه بدون برنامه کاری انجام بده، من هم که مدام می گفتم جمع کنید بریم بالاخره یه چیزی میشه دیگه، نشون به همون نشون که تا ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه برنامه ریزی هاش طول کشید و بعد از تسویه حساب با هتل به سمت اسکله حرکت کردیم، دو نوع شناور برای رفتن به قشم وجود داشت، یکی تند رو، یکی معمولی، بلیت گرفتیم و خوشبختانه موقع سوار کردن مسافرش هم بود، ۴۵ دقیقه توی راه بودیم تا رسیدیم به قشم، وقتی پیاده شدیم با وجود اینکه دو ساعت برای برنامه ریزی وقت گذاشته بودیم (لبخند)، نمی دونستیم باید کجا بریم، من روی نقشه نزدیک ترین هتل رو انتخاب کردیم، چند تا از عکس های هتل رو بررسی کردیم و به سمتش حرکت کردیم. ادامه مطلب »

۱۰بهم
شش سیگمای ناب چیست؟

شش سیگمای ناب چیست؟

شش سیگمای ناب، دو اصل مهم بهبود عصر حاضر را با یکدیگر تلفیق می کند. این دو اصل عبارتند از، انجام بهتر کار از طریق شش سیگما و انجام سریع تر کار از طریق اصول ناب. شما در این کتاب، با نحوه به کارگیری ابزارهای موجود در شش سیگمای ناب با هدف شناسایی و حذف اتلاف ها و مشکلات کیفی در سازمان ها توسعه داده شده اند آشنا می شوید. کتاب «شش سیگمای ناب چیست؟» نوشته مایکل جورج، دیو رولندز و بیل کاسل و ترجمه رسول نورالسناء و عباس سقایی که توسط انتشارات ترمه چاپ شده، در برگیرنده مثال های واقعی متعددی است، این کتاب شامل چهار اصل کلیدی شش سیگمای ناب و نحوه به کارگیری آنها در محیط کاری شما می باشد که عبارتند از:

  • مشتریان خود را با سرعت و کیفیت خشنود سازید.
  • فرآیند های خود را بهبود دهید.
  • با یکدیگر کار کنید تا دست آوردهای شما افزایش یابد.
  • تصمیمات خود را بر اساس داده ها و حقایق اتخاذ کنید.

قفسه کتاب های من

۲بهم
جزیره هرمز

سفرنامه خلیج فارس: خاک های رنگی هرمز

حدودا یک ماه پیش بود که امیرعباس پیشنهاد داد بریم قشم، ولی من به خاطر حجم زیاد کارهای شخصی و شرکتی که داشتم نمی تونستم همراهیش کنم برای همین سفر رو موکول کردیم به امروز، اینقدر فشار روانی کارها و اتفاقاتی که پشت سر هم می افتاد برام زیاد بود که احتمال کنسل شدن کامل سفر خیلی زیاد شده بود، تا اینکه دل رو زدم به دریا و چهارشنبه عصر به امیرعباس گفتم بلیت ها رو بخر که بریم، اونم که از اوضاع و احوال این روزهای من با خبر بود، پیشنهاد داد می خوای سفر رو بزاریم برای یک تاریخ دیگه که من گفتم نه بهتره همین الان بریم چون بعدا وضعیت من احتمالا به مراتب بدتر میشه که بهتر نمی شه، شب قبل از سفر هم دو جا مهمونی باید می رفتم، حتی فرصت جمع کردن وسایل شخصی هم نداشتم برای سفر، صبح روز پنج شنبه ساعت ۷ رفتم خونه، کوله پشتی رو برداشتم، یک شلوار راحتی گذاشتم توش و رفتم سر کار، چند تا قرار ملاقات مهم داشتم، اول دوربین رو از شرکت برداشتم و اونم گذاشتم توی کوله و مشغول انجام کارها شدم، خوشبختانه تمام کارهای اون روز خیلی خوب پیش رفت و من با آرش و امین ساعت ۱۱:۳۰ دقیقه به سمت راه آهن حرکت کردیم. ادامه مطلب »

۱بهم
شناخت روحیات ملل

شناخت روحیات ملل

من به حوزه‌ی گردشگری علاقه خاصی دارم، سعی می کنم هم مطالعاتی در این زمینه داشته باشم، هم در آینده ایده های هیجان انگیزی دارم که با انجامشون خودم حداقل خیلی خوشحال تر خواهم بود، البته چند سالی هست مشغول ایجاد زیرساخت ها و لوازم لازم برای اجرایی کردنش هستم، کتاب «شناخت روحیات ملل» نوشته اصغر حیدری برای آدمی مثل من که از فرهنگ ها و آداب و رسوم ملت های دیگه چیزی نمی دونستم به نظرم کتاب خیلی خوبی بود و چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم، هر چند کتاب عمیقی نبود و مرتبط با فرهنگ و آداب و رسوم کشور خاصی نبود و به گفتن موارد کلی بسنده کرده بود ولی با این حال مقدمه ای شد برای اینکه من مطالعات بیشتری در این حوزه داشته باشم، در این کتاب درباره‌ی فرهنگ، ارتباطات میان فرهنگی، نمادها و نشانه های ملل مختلف، باورها، اعتقادات و رسوم خاص ملل و فرهنگ ها، روابط اجتماعی و روحیات ملل کشورهای آسیایی، آفریقایی، اروپایی، آمریکایی و استرالیا و در آخر درباره ادیان بزرگ جهان اطلاعات خوبی ارائه کرده بود، این کتاب توسط انتشارات مهکامه در سال ۸۹ منتشر شده.

قفسه کتاب های من

۳۰دی
گزارش ماه دی

دی آغاز دلتنگی هاست، …

یک احساس درونی بهم می گفت باید گزارش دی ماه رو هم برای ثبت در پرونده زندگیم می نوشتم، مدتی هست اینجا رو کردم بایگانی زندگیم، افکارم، نظراتم، دردها و خوشحالی هام، سرنوشتم، هر چیزی که به نوعی به خودم مربوط باشه و بخوام جایی ثبت اش کنم، این کار فواید زیادی داره، یکیش اینه که باعث میشه چند سال دیگه برگردم عقب ببینم چه کارهایی می کردم، اون روز چه کار می کنم، مقایسه کنم ببینم درجا دارم می زنم یا حرکتی رو به جلو یا عقب دارم و کلی مزایای دیگه که در آینده درباره اش خواهم نوشت، از اسفند ماه شاید در جای دیگه ای درباره زندگی نوشتم، فقط و فقط زندگی و مسیری که دارم طی می کنم، نوع نگاهم به زندگی و …، بگذریم بریم سر وقت دی، ماهی که شاید خیلی از دلتنگی های عمیق زندگیم از اونجا آغاز شد، دلتنگی هایی که شاید ارزش دلتنگ شدن هم نداشت ولی، …. ادامه مطلب »

۲۸دی
حرفه: داستان نویس – جلد ۲

حرفه: داستان نویس – جلد ۲

نوشتن یکی از بهترین کارهایی هست که من دوست دارم و بهم آرامش خاصی میده، خیلی وقته دلم می خواد برم سمت نوشتن داستان کوتاه ولی هنوز درک درستی از داستان نویسی ندارم، چند وقت پیش کتاب «حرفه: داستان نویس ۱» رو خوندم و الان هم کتاب «حرفه: داستان نویس ۲» رو تموم کردم، مجموعه مقالات جالب و خوندنی درباره اینکه چطوری یک داستان خوب بنویسیم، در این کتاب درباره پی رنگ، شخصیت پردازی و زاویه دید بحث های جالبی میشه که دید کلی نسبت به این مسائل آدم پیدا می کنه، من به عنوان آدمی درباره این کتاب نظر میدم که در این حوزه مبتدی هستم و برای من این مباحث جالب به نظر اومد و چیزهایی فهمیدم که قبلا نمی دونستم. ادامه مطلب »

۲۲دی
چرا اینجایی؟

خودم و خودم و خودم

ساعت ۵:۳۰ صبح بود که ساعت شروع کرد به سر و صدا کردن که پاشو خودت گفتی این موقع صدات کنم، پلک هام و به زور یکم از هم باز کردم، خودم رو در قالب یک فرشته زیبا روی شونه‌ی راستم دیدم، لبخندی بهم زد و گفت: «سلام، صبح به خیر، بلند شو که قراره یک روز عالی بسازیم»، تو عالم خواب و بیداری بودم، اولش حس کردم قاطی کردم، با انگشت هام داشتم چشمام رو می مالوندم که صدای وز وزی از گوش چپم رفت روی اعصابم و نگاهم رو بردم روی شونه‌ی چپم که یهو جا خوردم، خودم رو در قالب یک شیطون زشت دیدم که می گفت: «ولش کن، حرف مفت میزنه، بگیر بخواب، هیچ کار خاصی نداری امروز»، نمی دونم چرا احساس کردم این یکی بیشتر راست میگه و دوست دارم به حرفش گوش بدم، صدای زنگ ساعت رو قطع کردم و دوباره خوابیدم، البته فرشته‌ی عزیز بی خیال نمی شد اینقدر اذیت کرد و من و این طرف و اون طرف چرخوند توی رختخواب که زانو درد گرفتم. ادامه مطلب »

۲۱دی
تفکر طراحی

تفکر طراحی

چند وقتی هست با دوستی آشنا شدم که کارش طراحی هست و تصمیم گرفتیم با هم یک کار کوچولو انجام بدیم، مسافرت چند روزه ای با هم رفتیم و در طول مسیر مدام از طراحی و تفکر طراحی حرف زدیم و من به خاطر اینکه بیشتر با این موضوع آشنا بشم رفتم کتابفروشی و چند تا کتاب با این موضوع خریدم، اولین کتابی که با این عنوان خوندم تفکر طراحی، راهنمای کارآفرینان و کسب و کارهای کوچک نوشته بورلی رود کین اینگل بود که توسط امید خیاط و روح الله قادری ترجمه شده بود و انتشارات روزنه هم چاپش کرده بود، راستش نمی دونم ادبیات کتاب یک جوری بود یا خوب ترجمه نشده بود ولی برای من که چیز زیادی از این حوزه نمی دونستم کتاب خوبی بود. ادامه مطلب »

حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه