برچسب: نشر چشمه

۲۱آبا
کجا ممکن است پیدایش کنم

کجا ممکن است پیدایش کنم

خیلی وقت بود داستان یا رمان نخونده بودم، چند وقت پیش این کتاب رو روی میز خواهرم دیدم، نظرم رو جلب کرد بهش گفتم میشه من این کتاب و ببرم بخونم؟ لبخندی زد و بهم گفت خودت این کتاب و برام خریدی، اصلا یادم نمونده بود، اولین کتابی که از هاروکی موراکامی خوندم «از دو که حرف می زنم از چه حرف می زنم» بود، انصافا نسبت به این یکی خیلی برای من جذاب تر بود، من به عاشق شخصیت هاروکی موراکامی شدم، خیلی زندگی ساده و عجیبی داره، نوشته هاش رو دوست دارم بخونم تا بیشتر با محتویات مغز چنین آدمی آشنا بشم، البته این کتاب مجموعه ای از چند داستان کوتاه بود که توسط بزرگمهر شرف الدین ترجمه شده و انتشارات چشمه اون رو به چاپ رسونده.

یک شاعر در بیست و یک سالگی می میرد، یک انقلابی یا یک ستاره ی راک در بیست و چهارسالگی. اما بعد از گذشتن از آن سن، فکر می کنی همه چیز رو به راه است، فکر می کنی توانسته ای از «منحنی مرگ انسان» بگذری و از تونل بیرون بیایی. حالا در یک بزرگراه شش بانده مستقیم به سوی مقصد خود در سفر هستی. چه بخواهی باشی، چه نخواهی.

قفسه کتاب های من

۳بهم

معرفی کتاب

عنوان : چارلز بوکفسکی عامه پسند

این کتاب رو نمی دونم چی شد که تا آخر خوندمش ، چند باری قصد داشتم از خوندنش صرف نظر کنم ولی فکر کردن به پولی که بابتش پرداخت کرده بودم ، بهم انگیزه میداد حداقل تمامش کنم ، برای من شروع خوب و موفقی نداشت ولی در انتها ، به نسبت ابتدای کتاب خیلی بهتر تمام شد ، البته شاید سعی نویسنده بر این بوده تا حوصله مخاطب هم از روزمره‌گی های شخصیت اصلی رمان سر بره ، کلمات و جملات بی ادبانه و خارج از عرف خیلی داشت ، موندم چطوری به این کتاب مجوز نشر دادن ، در کل هم توی رمان مرد هم بعد چاپ رمان ، اگر خیلی بیکار بودید ، بخونیدش .

روز بعد باز دوباره برگشته بودم دفتر ، احساس بیهودگی می کردم و اگر بخواهم رک حرف بزنم حالم از همه چیز به هم می خورد . نه من قرار بود به جایی برسم نه کل دنیا . همه‌ی ما فقط ول می گشتیم و منتظر مرگ بودیم . در این فاصله هم کارهای کوچکی می کردیم تا فضاهای خالی را پر کنیم . بعضی از ما حتی این کارهای کوچک را هم نمی کردیم . ما جزء نباتات بودیم . من هم همین طور . فقط نمی دانم چه جور گیاهی بودم . احساس می کردم که یک شلغمم .

عامه‌پسند آخرین رمان چارلز بوکفسکی شاعر و نویسنده‌ی آمریکایی است که در سال ۱۹۹۴ منتشر شد . بوکفسکی چند ماه پس از انتشار این کتاب درگذشت .

  • نام پدیدآور : چارلز بوکفسکی ، ترجمه پیمان خاکسار
  • مشخصات نشر : تهران ، نشر چشمه ، ۱۳۸۷
  • موضوع : داستان های آمریکایی-  قرن ۲۰ م

پی نوشت : در معرفی کتاب ، سعی می کنم کمتر محتوایی رو از کتاب لو بدم ، چون مزه خوندن کتاب به ندونسته هاشه .

۲۰دی

معرفی کتاب

عنوان : بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم

این کتاب رو یکی از دوستان بهم پیشنهاد داد بخونم ، که زندگی یه آدم موفق امروزی رو در قالب داستان های طنز گونه از کودکی تا بزرگ سالی به تصویر کشیده ، با خوندنش میشه با فرهنگ زندگی آمریکایی و فرانسوی کمی آشناتر شد و اگر قوه تصویر سازی ذهنی خوبی داشته باشید در قسمت های مختلف کتاب با نویسنده همزاد پنداری خواهید کرد .

به خاطر گوش حساس و نظم و انضباط بیمارگونه ی پدرم همیشه فکر می کردم این توانایی را داشت که نوازنده ی درجه یکی بشود . اگر در یک خانواده ی مهاجر به دنیا نیامده بود که دستگیره ی قابلمه هم برای شان جزء تجملات به حساب می آمد شاید می توانست ساکسیفون یاد بگیرد . خودشان « موسیقی یونانی » گوش می کردند ، چیزی که فکر می کنم به عقیده ی همه ی آدم های دنیا یک ترکیب متضاد است . اگر دم یک گربه ولگرد لای در کامیون شیر فروش بماند نعره اش به راحتی می تواند وارد فهرست محبوب ترین آهنگ های اسپارتا یا تسالونیکی شود

دیوید سداریس پرمخاطب ترین طنزنویس پانزده سال اخیر آمریکاست ، تمام کتاب هایش با مقیاس های نجومی پر فروش اند . تاکنون تنها در آمریکا هشت میلیون نسخه از آثارش به فروش رسیده است ، البته محبوب ترین و بهترین کتابش « بالاخره یه روزی قشنگ حرف می زنم » است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد .

  • نام پدیدآور : دیوید سداریس ، ترجمه پیمان خاکسار
  • مشخصات نشر : تهران ، نشر چشمه ، ۱۳۹۰
  • موضوع : داستان های طنز آمیز آمریکایی-  قرن ۲۰ م
حقوق نمی گیریم که چیزی بخواد محفوظ باشه