یک سایت چند زبانه
چند وقت پیش دلبر گفت بیا سایت شرکت ما رو چند زبانه کن، بهش گفتم حال و حوصلهی این کارها رو ندارم، ولی نمیدونم چی شد که رفت صحبت کرد و کار رو گرفت و الان من باید انجام بدم. روز اول شروع کردم به
چند وقت پیش دلبر گفت بیا سایت شرکت ما رو چند زبانه کن، بهش گفتم حال و حوصلهی این کارها رو ندارم، ولی نمیدونم چی شد که رفت صحبت کرد و کار رو گرفت و الان من باید انجام بدم. روز اول شروع کردم به
این چند روز با بچهها کلی دربارهی کارها گپ زدیم، دیگه داریم میرسیم به قسمتی که باید تیکههای پازل رو به هم وصل کنیم. کلی چالش در پیش رو داریم، قبلا فکر میکردم بعضی از کارها خیلی ساده باید باشن ولی الان میفهمم واقعا نیاز
چند وقت پیش پرهام گفت یکی از دوستانم میخواد کتاب چاپ کنه کمکش میکنی؟ گفتم چرا که نه! بعدا دیدم اون آدم حمید استادهاشمی هست، ما سالها توییتر همدیگر رو میشناختیم و خوشحال بودم به این بهونه قراره بیشتر تعامل داشته باشیم و بعد از
برای یکی از پروژههایی که دارم کار میکنم نیاز به یک سری زیرساخت داشتم، فکر نمیکردم بتونم یک توافق جذابتر بکنم ولی یک هفته بود که ذهنم درگیرش شده بود و دوست داشتم یک تلاشی براش بکنم، ارزشش رو واقعا داشت، چند بار تلاش کردم
تیمسازی واقعا یکی از پیچیدهترین کارهایی هست که یکی میتونه تو زندگیش بکنه، اینکه یک سری آدم رو دور هم جمع کنی، با هم آشنا کنی، با هم همکار کنی، هم فکر کنی، همراه کنی، خلاصه برسونی تا یک خروجی جذاب. تا حالا کل تیم
امروز صبح نشسته بودم و مشغول کار شده بودم که مدیرعامل از در اومد تو و گفت: «سلام، در چه حالی»، اصلا انتظار چنین موقعیتی رو نداشتم. از طرفی خوشحال هم بودم، چون از صبح داشتم فکر میکردم اپلیکیشنی که آخر هفته روی مشکلاتش کار
بعد از کابینت کردن خونهی لیلی، بابا پیشنهاد کرد که یک شب بریم اونجا و بمونیم و ما با خودمون گفتیم با توجه به اینکه تولدش نزدیک هست و تعطیلی هم هست چه روزی بهتر از روز تولدش. خلاصه امروز رفتیم خونهی لیلی و برای
من عاشق صدای آب هستم، بهم آرامش خوبی میده، تو طراحی اولیه خونهی لیلی سه تا حوض طراحی کرده بودم، ولی یکیش رو نصفه و نیمه ساختم، امروز چون خیلی بیکار بودیم، تصمیم گرفتم دومی هم بسازم، البته ترکیبی از حوض و فضایی برای باغچه
به نظر من قلب تپندهی یک خونه آشپزخونه است. وقتی شروع کردم به بازسازی خونه، اولین جایی که خراب کردم آشپزخونه بود، چون به نظرم درست ساخته نشده بود، اولین کار محل قرارگرفتن سینک رو گذاشتم زیر پنجره و نقطهی شروع طراحی قرار دادمش و
برای خونهی لیلی میخواستم آب تصفیه بخرم که یادم افتاد یک آب تصفیه خیلی خوب از قدیم برای دفتر خریده بودم که افتاده یه گوشه، به نصاب زنگ زدم و شرایط آب تصفیه رو گفتم، بهم گفت احتمالا فقط باید فیلترها رو عوض کنیم، منم