بچههای بد ۲
این فیلم رو قبل از تمام این اتفاقات دیدم، یعنی وقتی یک رو دیدم اونقدر جذاب بود که دو رو هم دیدم. بعد از مدتها یک انیمیشن باحال دیدم. من که دوستش داشتم. به نظرم شخصیتپردازیها عالی بودن، دفعهی قبلی هم گفتم یاد «دوازده یار
این فیلم رو قبل از تمام این اتفاقات دیدم، یعنی وقتی یک رو دیدم اونقدر جذاب بود که دو رو هم دیدم. بعد از مدتها یک انیمیشن باحال دیدم. من که دوستش داشتم. به نظرم شخصیتپردازیها عالی بودن، دفعهی قبلی هم گفتم یاد «دوازده یار
این روزها هیچ کار خاصی نمیشه کرد، رسما تعطیل و بیچاره شدیم. البته این موضوع بیشتر برای کسانی شاید صادق باشه که در حوزه اقتصاد دیجیتال فعالیت میکنند، بعد از دو هفته همچنان چیزی به اسم اینترنت نداریم. این فیلم هم خونه یادم نیست از
وقتی میرم خونهی پدری خیلی دوست دارم برای مصطفی هم یک کارهایی بکنم. این هفته به سرم زد بچهها رو با خودم ببرم سینما، البته به شرطی که فیلم خوبی هم در حال اکران باشه، اینطوری شد که چشمم خورد به این انیمیشن و دیدگاههایی
دو هفته پیش این فیلم رو با لیلی دیدیم، خیلی هم اتفاقی بود انتخابش ولی بینظیرترین انیمیشنی بود که این مدت دیده بودیم، هم از نظر داستان، هم از نظر شخصیتپردازی، فوق العاده بود. اصلا بعد از دیدن این فیلم شما دوست دارید یک دار
این تئاتر رو چند هفته پیش با لیلی رفتیم، خیلی هم اتفاقی بلیتش رو گرفتیم، یعنی صبح چک کردم جا نداشت، عصر دنبال یه تئاتر دیگه بودم دیدم سانس فوقالعاده داره سریع بلیتش رو خریدم و با رفتیم دیدیم. بامزه بود، بهترین تئاتر عروسکی که
امروزم امتحان داشتم و از شانس گندم کنسل شد و افتاد ۱۳ بهمن، هنوز نمیدونیم دقیقا چه اتفاقاتی افتاده، شرایط واقعا پیچیده است، کاری از دستمون بر نمیاد، بیشتر یا خوابم یا فیلم میبینم، از بین تمام گزینههایی که داشتم نشستم این فیلم رو دیدم،
امروز قرار بود دومین امتحان دانشگاهم باشه ولی طوری همه چیز قطع بود که خود دانشگاه کنسل کرد. جالب اینه اینترنت رو از دوران جنگ هم بدتر قطع کردن، کاری به جز دیدن فیلم نداشتیم، اونم سعی میکردیم بیشتر ایرانی ببینیم چون فیلمهای خارجی طوری
چند روز پیش با لیلی خانم رفتیم تئاتر رویای برفی رو دیدیم، به نظرم لیلی بیشتر از اینکه بازیگری تئاتر رو دوست داشته باشه کارگردانی کار رو دوست داره، حتی گاهی دیدم نویسندگی اونم دوست داره، بعد از اجرا خیلی کم پیش میاد دوست داشته
امروز با لیلی خونه تنها بودم، بعد از کلی بازی کردن، نشستیم پای تلویزیون، لیلی گفت کنترل رو بده به من انتخاب کنم، ولی از اونجایی که میدونستم اگر این کار رو بکنم لیلی فیلمی رو انتخاب میکنه که تصمیم داره برای هزارمین بار تماشا