پدرم و پسرم

به جرئت میگم این غم‌انگیزترین فیلمی بود که تا امروز دیدم. هیچ وقت نگاهم به خانواده این طوری نبود. انگار داشتم داستان زندگی خودم رو از یک زاویه‌ی دیگه می‌دیدم. منم یک زمانی با پدرم خیلی درگیر بودم. همیشه کار خودم رو در زندگیم می‌کردم و خیلی به نظر خانواده کاری نداشتم، راستش الان هم تا حد زیادی همینطوری هستم ولی خیلی رفتار متفاوتی دارم امروز. جایی از فیلم خیلی زیبا نشون داد که کسی که می‌خواد بره، میره، کسی هم نمی‌تونه جلوش رو بگیره. واقعا به نظرم همین‌طوریه. حتی در بخش دیگه‌ای خیلی خوب نشون داد با وجود ناراحتی پانزده‌ ساله‌ی یک پدر از پسرش ولی چطوری به صورت عمیق دوستش داره و هر روز خاطراتش گذشته‌اش رو مرور می‌کنه و دلتنگی‌های خودش رو رفع می‌کنه. خیلی این فیلم رو دوست داشتم ولی به خاطر غم‌انگیز بودنش دیدنش رو توصیه نمی‌کنم.

برای این نوشته یادداشت بگذارید.